دلم کبوتر جلدیست ، کنج گوهرشاد
که دارد از حرمت، خاطرات خوش در یاد
هوای صحن و سرایت همیشه بارانیست
و میکند همه را از حصار غم، آزاد
کسی ندیده گدایی فقیر برگردد
شفا گرفته در این خانه کور مادر زاد
جوان ارمنی آمد به گریه رو به تو گفت
پدر شدم به دعای تو، خانه ات آباد