١ـ حركت امام حسین(علیه السلام) از مكه به سوى عراق
٢ـ دعوت عمومى مسلم بن عقیل در كوفه
3 – مناظره امام رضا علیه السلام و سلیمان مروزی متکلم خراسان
روز ۸ ذیالحجه معروف به یوم الترویه است و علت نامگذاری این روز، بدان جهت است که در منا و عرفات آب وجود ندارد و حاجیانی که قصد وقوف در منا و عرفات را دارند، باید از مکه برای خویش آب تهیه کنند و بههمراه خود ببرند و چنین حالتی را ترویه (برداشتن وذخیره کردن آب) مینامند.
این روز، از روزهای مهم ذیالحجه است و بر اساس روایتی از امام جعفر صادق(ع)، روزه گرفتن در آن، کفاره ۶۰ سال مؤمن است.
سید بن طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنة، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۴۹
1ـ حركت امام حسین(علیه السلام) از مكه به سوى عراق
در روز هشـتم ذیحـجـه سـال 60 هـ .ق. امــام حسـین (علیه السلام) در پـى خوددارى از بیعت با یزید، مكه رابه قصد كوفه ترك كرد.
ایشان چهار ماه قبل از آن، از مدینه، زادگاه و محل زندگى خود به همراه جمعى از خاندانش به مكه آمده بود.
در مدتى كه آن حضرت در مكه بود، با استفاده از حضور تعداد زیادى از زایران خانه خدا در این شهر، توانست عده زیادى از مسلمانان را نسبت به ظلم و فساد حكومت یزید آگاه سازد.
اما به دلیل دعوتهاى مكرر مردم كوفه از امام و همچنین توطئه ترور ایشان در مكه توسط عاملان حكومت یزید، رهسپار كوفه شد. ضمن آنكه ترك مكه در هشتم ذیحجه كه ابتداى ایام حج است ، باعث جلب توجه بیش تر همگان به مخالفت امام با حكومت ستم پیشه یزید گردید.
وقایع الایام : ص 122
2ـ دعوت عمومى حضرت مسلم بن عقیل (علیه السلام) در كوفه
در هشتم ذیحجه سال 60 هـ .ق. نماینده امام حسین(علیه السلام)، حضرت مسلم بن عقیل(علیه السلام)، دعوت خویشتن را براى مردم كوفه آشكار كرد.
الارشاد : ج 2 ص 66
كوفیان در ابتدا استقبال بی نظیرى از حضرت مسلم(علیه السلام) كردند و جملگى با او بیعت نمودند، اما در اندك زمانى با تهدیدها و تطمیعهاى ابن زیاد ملعون همه آنها از پیرامون مسلم متفرق شدند و ایشان را تنها و بیكس در كوچههاى شهر رها كردند. تنها یك زن مؤمن آن بزرگوار را به خانه خویش راه داد و ایشان شب نهم ذیحجه را در خانه او سپرى كرد.
وقایع الایام : ص 121
3 – مناظره امام رضا علیه السلام و سلیمان مروزی متکلم خراسان
روزی سلیمان مَرْوْزی از متکلمان خراسان، نزد مأمون خلیفه عباسی میرود.
مأمون به او میگوید علی بن موسی الرضا از حجاز نزد من آمده و به کلام و متکلمان علاقه دارد. روز تَرویه اینجا بیا و با او مناظره کن.
سلیمان میگوید او قادر به پاسخدادن به سؤالاتم نیست و خوش ندارم نزد بنیهاشم تحقیر شود.
مأمون پاسخ میدهد که اتفاقاً برای همین، میخواهم با او مناظره کنی.
(إنما وَجَّهتُ إليه لمعرفتي بقوِّتك و ليس مرادى الّا ان تقطعه عن حُجَّةٍ واحدةٍ فقط.
ترجمه: من فقط به این دلیل که قدرت تو را در بحث و مناظره میدانستم به دنبالت فرستادم و تنها خواسته من این است که او را فقط در یک مورد مجاب کنى و ادلّه او را ردّ نمائى)
سپس مأمون از امام رضا(علیه السلام) میخواهد که در این گفتوگو شرکت کند و او می پذیرد
مناظره با بحث درباره بِدا آغاز میشود.
امام رضا(علیه السلام) آیاتی از قرآن مانند آیات «وَهُوَ الَّذِی یبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یعِیدُهُ؛ و اوست آن کس که آفرینش را آغاز میکند و باز آن را تجدید مینماید»،[ سوره روم، آیه۲۷]
«بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ؛([او] پدیدآورنده آسمانها و زمین است.»[ سوره بقره، آیه۱۱۷.]
و «وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّـهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ؛ و عدّهاى ديگر [كارشان] موقوف به فرمان خداست: يا آنان را عذاب مىكند و يا توبه آنها را مىپذيرد»[ سوره توبه، آیه۱۰۶]
پیش میکشد و از سلیمان میپرسد با وجود اینها، چگونه بدا را منکر میشود.
سلیمان توضیحات بیشتری میطلبد و پس از توضیح امام رضا(علیه السلام)، سخن او درباره بدا را میپذیرد.
سپس سلیمان بحثی درباره اراده خدا و تفاوت آن با دیگر صفات او، مانند سمیع و بصیر و قدیر مطرح میکند.
او در این مسئله، بر این باور است که اراده خدا همچون سمیع و بصیر و قدیر بودنش، از صفات ذات او است؛
اما امام رضا(علیه السلام) معتقد است که اینها با هم تفاوت دارند؛ زیرا سمیع و بصیر و قدیر بودن خداوند، پیش از آنکه چیزی را به وجود بیاورد یا در چیزی تغییر دهد، در او وجود دارد؛ اما تنها زمانی که خداوند چیزی را میآفریند، اراده میکند.
هیچگاه نمیگوییم خدا چیزی را آفرید یا در چیزی تغییر ایجاد کرد، چون سمیع و بصیر و قدیر است؛ بلکه میگوییم چون خواسته و اراده کرده، چیزی را به وجود آورد یا در چیزی تغییر داده است.
این بحث با پرسشهای متعدد امام رضا(علیه السلام) از سلیمان پیش میرود و در نهایت با ساکتماندن سلیمان و پاسخندادن به پرسش آخر امام رضا(علیه السلام) پایان مییابد
برای مطالعه مناظره حضرت امام رضا علیه السلام با سلیمان مروزی به کتاب عيون الأخبار ج۱ ص۱۷۹ مراجعه فرمایید