زمان مطالعه: 8 دقیقه

18ذوالحجه

١ـ عید سعید غدیر خم
٢ـ قتل عثمان بن عفان
٣ـ بیعت مردم با حضرت امیرالمؤمنین امام على(علیه السلام)

1ـ عید سعید غدیر خم
در روز هیجدهم ذیحجه سال دهم هـ .ق. در بازگشت از حجه الوداع واقعه غدیر به وقوع پیوست و طى سه روز كه كاروان صد و بیست هزار نفرى حاجیان در غدیرخم توقف داشتند، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در بلندترین خطبه خود، على بن ابىطالب و یازده امام(علیه السلام) بعد از او را به عنوان امامان مردم تا روز قیامت معرفى كردند و از همه آن جمعیت بیعت گرفتند.
ـ عید بزرگ آل محمد(علیهم السلام)
عید سعید غدیر خم، عید آل محمد(علیهم السلام) به شمار مى آید؛ چرا كه واقعه ای بسیار مهم و عظیم است و طى آن به دستور الهى اعلام عمومى به وصایت بلافصل امیرمؤمنان على بن ابى طالب(علیه السلام) شده است .
این روز عید مبارك آسمانى است؛
روزى است كه خداوند متعال حضرت ابراهیم(علیه السلام) را از آتش نجات داد؛
توبه حضرت آدم (علیه السلام) قبول شد؛
خداوند متعال حضرت موسى(علیه السلام) را بر ساحران غلبه داد؛
حضرت موسى(علیه السلام) در حضور امت خود یوشع بن نون را وصى خود گردانید؛
حضرت عیسى(علیه السلام) شمعون الصفا را جانشین خود کرد؛ حضرت سلیمان(علیه السلام) رعیت خود را بر جانشینى آصف بن برخیا گواه گرفت؛
مسار الشیعه: ص 22
الاقبال : ج 2 ص ص 265

روز عقد اخوت بستن پیامبر(صلی الله علیه و اله) بین اصحابش است؛در این روز پیامبران جانشینان خود را معین مى نمودند
توضیح المقاصد : ص 32

و زیارت امیرمؤمنان(علیه السلام) در این روز وارد شده است .
بحار الانوار : ج 97 ص 358 و 359

ماجرای غدیر چنین بود كه در روز شنبه، چهار یا پنج روز مانده به آخر ذى القعده سال 10 هـ .ق. پیامبر (صلی الله علیه و اله) غسل نمودند وهمراه با 120 هزار نفر از مسلمانان ، از مدینه خارج شدند. در این سفر حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، ام هانى خواهر امیرمؤمنان (علیه السلام)، فاطمه بنت حمزه، ام سلمه و سایر همسران پیامبر (صلی الله علیه و اله) از جمله عایشه و حفصه حضور داشتند . امیرمؤمنان(علیه السلام) هم از یمن با عده اى وارد مكه شدند.
کافی : ج 4 ص 248

ـ دستور الهى براى مراسم غدیر
اوایل روز 18 ذی‌حجه که کاروان حاجیان پس از مراسـم باشـکوه حج به غدیرخم رسیدند، جبرئیل نازل شد و آیه 67 سوره مائده را آورد كه شامل تبلیغ ولایت مولى الموالى امیرمؤمنان(علیه السلام) و در امان بودن آن حضرت از شرّ منافقان بود:
«يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافرین؛
اى پیامبر تبلیغ كن به مردم آن امرى را كه درباره على(علیه السلام) از جانب خدا بر تو فرستاده شده و اگر این كار را انجام ندهى، رسالت الهى را تبلیغ نكرده ای! و خدا تو را از شرّ مردم حفظ می‌نماید. خداوند كافران را هدایت نمى كند.»

ـ پیامبر (صلی الله علیه و اله) بر فراز منبر
هنگام ظهر، پیامبر (صلی الله علیه و اله) بعد از نماز جماعت، بالاى منبرى كه زیر دو درخت كهنسال بود و توسط سلمان و ابوذر و مقداد و عمار ساخته شده بود، رفتند و امیرمؤمنان(علیه السلام) را بر فراز منبر یك پله پایین تر قرار دادند، در حالى كه عده اى از منافقان مقابل منبر بودند. بعد از بیان كلمات گهربار خویش در توحید و صفات كمال حق تعالى و بیان قسمت عمده اى از احكام حلال و حرام دین خدا، گذشته عرب و زندگى وعقاید آنان و زحماتى را كه آن حضرت كشیده اند، بیان داشتند. سپس فرمودند: «بین قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) اتصال ناگسستنى است و از یكدیگر جدا نمى شوند تا روز قیامت كنار حوض كوثر بر من وارد شوند».
سپس قسمتى از فضایل و مناقب امیرمؤمنان(علیه السلام) را بیـان فرمودنـد و درباره امامت و ولایت آن حضرت و اولادشان تا حضرت مهدى (عج) چند بار تاكید كردند. آن‌گاه آیه نازل شده را بیان و سپس فرمودند:
«اى مردم! در تبلیغ آن چه خداوند بر من نازل كرده كوتاهى نكردم و من سبب نزول این آیه را بیان مى‌كنم. جبرئیل دوبار بر من نازل شد و از جانب خداوند به من امر كرد كه در این مكان به هر سفید وسیاهى از هر قبیله اى اعلام كنم كه على بن ابى طالب(علیهما السلام) وصى و جانشین و امام بعد از من است. او بعد از خدا و رسولش ولى و صاحب شما و اولى بر همه شما از خود شماست در این باره خداوند برمن آیه اى نازل نموده است:
«إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ يُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» .
سپس فرمودند: «من از جبرئیل خواستم كه از خداوند بخواهد مرا از تبلیغ این امر معذور بدارد، چون به كمى مؤمنان و زیادى منافقان و استهزاكنندگان به اسلام آگاهم». آن گاه فرمودند: «اوست كه هدایت به حق مى كند و عمل به آن مى نماید. او را فضیلت دهید كه خدا او را فضیلت داده و او را قبول كنید كه خداوند او را منصوب نموده است. اى مردم! او امام از طرف خداست. منكر ولایت او آمرزیده نخواهد شد و توبه اش قبول نمی شود».

ـ معرفى على ابن ابیطالب (علیه السلام)
در این هنگام پیـامبر (صلی الله علیه و اله) فرمود: «الـست اولى بـكم مـن انفـسكم»؟
همه گفتند:« اللهم بلی»
فرمود: «هذا على اخى و وصیی؛ من كنت مولاه فهذا على مولاه و هو على بن ابى طالب؛ هر كس كه من مولى و صاحب اختیار او هستم، این على مولى و صاحب اختیار اوست؛ بار الها، دوست بدار هر كس او را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس كه او را دشمن بدارد». كلماتى دیگر نیز براى تاكید فرمان الهى و اقرار مردم بیان نمودند. سپس فرمودند: «خبر غدیر را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند».
بعد دستور داد تا چادرى جداگانه براى امیرمؤمنان (علیه السلام) زدند و فرمود: «همه بروند و به آن حضرت سلام كنندو بگویند: “السلام علیك یا امیرالمؤمنین”»
عمر آمد و سلام كرد و گفت: «بخ بخ یا بن ابى طالب؛ اصبحت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنه».
ابوبكر نیز در این تهنیت باعمر شریك بود .
فیض العلام : ص 123

بیعت سه روز طول كشید و در این مدت نماز ظهر و عصر را با هم میخواندند. بعد از نماز، بیعت تا غروب ادامه داشت و نماز مغرب و عشا را نیز با هم مى‌خواندند.
براى بیعت زنان، ظرف آبى زیر پرده اى قرار دادند، به طورى كه نصف ظرف در طرفى و نصف دیگر آن در طرف دیگر پرده قرار داشت. یك طرف امیرمؤمنان(علیه السلام) دست مبارك خود را داخل ظرف آب قرار داده بودند، و طرف دیگر زنها دست خود را مى گذاشتند و ضمن تبریك مى گفتند: «السلام علیك یا امیرالمؤمنین».
حضور حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) زینت بخش مراسم بود .
بحار الانوار : ج 21 ص 38

بعد از اعلام ولایت در غدیر، جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد: «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا ؛ امروز براى شما دینتان را كـامل و نعـمتم را بر شـما تـمام نمـودم و اسلام را به عنوان دین شما راضى شدم».

2ـ قتل عثمان بن عفان
در این روز در سـال 34 هـ .ق. عثـمان بـن عفـان بعد از محـاصـره خانه‌اش توسط مسلمانان، در 81 یا 90 سالگى به دست مردى از اهل مصر كشته شد.
تاریخ الخلفا : ص 163

وی را بعد از كشتن ازخانه اش بیرون آوردند و در یكى از زباله دان های مدینه انداختند.
از ترس ، مهاجران و انصار كسى او را دفن نمى كرد، تا بعد از سه روز او را با نیرنگ به مقبره یهودیان مدینه به نام «حُشّ كوكب» بردند و دفن كردند.
معاویه در دوران خلافتش خانه هاى بین این قبرستان و بقیع را خراب و آن را به قبرستان مسلمانان متصل كرد!
مسار الشیعه : ص 21 و 22

عثمان بعد از عمر بن خطاب به جاى او نشست. عمر در زمان حیات خود بارها گفته بود كه بعد از من خلافت از آن عثمان است؛
تاریخ دمشق : ج 39 ص 188

ولى به ظاهر امر خلافت را به شورا گذاشت و آن را به گونه اى پیش بینى كرد كه سرانجامش خلافت عثمان شود.

ـ بدعت هاى عثمان
عثمان در دوران حكومت خویش خلافهاى بزرگى انجام داد از جمله:
1.منازل وسیع و زیبا از سنگ و آجر و ساروج و درهایى از چوبهاى هندى و خوشبو وگران قیمت ساخت؛ باغها، زمینها و چشمه هاى زیادى را مالك شد و اموال بسیارى را در خانه خود جمع آورى كرد.
هنگامى كه كشته شد صد و پنجاه هزار دینار و یك میلیون درهم نزد خازن او بود؛ اضافه بر زمینهاى اطراف حنین كه صد هزار دینار قیمت داشت، گاو، گوسفند و شتر فراوانى از او برجاى مانده بود .
مروج الذهب : ج2 ص 341

2.به گروهى چون عبدالرحمن بن عوف و زبیر بن عوام آن قدر مال و باغ و زمین داد كه آنها هم خانه هاى سنگى و آجرى و گچ كارى شده بنا كردند.
فقط زبیر بعد از مرگ پنجاه هزار دینار، هزار غلام و هزار اسب از خود بر جاى گذاشت .
مروج الذهب : ج2 ص 341

3.عبیدالله بن عمر را به خاطر قتل سه مسلمان قصاص نكرد.
بعد از دفن عمر بن خطاب، پسر عمر چون دسترسى به ابولؤلؤ پیدا نكرد، دختر كوچكش را بر در خانه او كشت. هرمز عجمى مسلمان و جفینه غلام سعد ابن ابى وقاص را هم كشت؛ به جرم اینكه چند روز قبل از كشته شدن عمر آن دو نفر را دیده بود كه با فیروز در حال گفت وگو هستند.
سعد بن ابی وقاص، عبیدالله بن عمر را به زمین زد و شمشیرش را گرفت و به غلامانش دستور داد او را حبس كردند تا امر شورا تمام شود.
عثمان كه خلیفه شد، على بن ابى طالب(علیه السلام) و دیگران گفتند: « او را قصاص كن» عثمان او را آزاد كرد و گفت: «دیروز پدرش كشته شد، امروز پسرش را بكشم؟ من به عنوان خلیفه مسلمین، عبیدالله را بخشیدم».
الغدیر : ج 9 ص 260

4.حَكَم بن ابى العاص پدر مروان را كه دشمن خدا و رسول بود، با احترام به مدینه آورد.
او عموى عثمان بود كه به دشمنی با پیامبر(صلی الله علیه و اله) و اهل بیت(علیهم السلام) مشهور بود.
حَكَم به خاطر جسارتهایى كه به پیامبر(صلی الله علیه و اله و سلم) نموده بود، از طرف آن حضرت به طایف تبعید شد. بعد از شهادت پیامبر(صلی الله علیه و اله) ابوبكر و عمر شفاعت عثمان را براى حكم قبول نكردند. همین كه حكومت به دست او رسید، عموى خود حكم و مروان را با اطرافیان آن‌ها به مدینه آورد و مخالفت صریح با امر پیامبر(صلی الله علیه و اله و سلم) نمود.
دیرى نگذشت كه به جاى حَكَم، ابوذر را بعد از ضرب و شتم بسیار تبعید كرد. از سوى دیگر صد هزار درهم از اموال مسلمانان را به حكم داد. همچنین خمس افریقیه را كه صد هزار دینار بود و همه مسلمانان در آن شریك بودند، با فدك به مروان داد! و نیز مروان را براى وزارت و كتابت اسرار خود انتخاب كرد و حال این-كه پیامبر(صلی الله علیه و اله) مروان و حكم را بارها لعنت فرموده بود .
شفاء الصدور : ج 1 ص 321

5.ولید بن عقبه را كه پیامبر(صلی الله علیه و اله) فرموده بود: « اهل آتش است» والى كوفه كرد.
6.ولید مردى فاسق و شراب خوار بود و شبى تا صبح با كنیزان و زنهای خواننده مشروب خورد و صبح با همان حال به مسجد رفت و نماز صبح را چهار ركعت خواند و گفت: «دوست دارید بیشتر بخوانم!» او در حالتى كه سجده را طول داده بود مى گفت: «اشرب و اسقنی ».
مروج الذهب : ج 2 ص 343 و344

نقل شده است که تعداد زیادى از مردم كوفه، مصر و بصره به عنوان اعتراض نزد عثمان آمدند و چون او اوضاع را خطرناك دید با واسطه قرار دادن امیرمؤمنان(علیه السلام) وعده داد كه به درخواست آنها عمل كند؛ حكام را تعویض و حسن سیره و عدل را پیشه كند؛ اما هنگامى كه معترضان به شهرهاى خود باز مى گشتند، پیك مخصوص عثمان را دیدند كه از بیراهه مى‌رود. او را گرفتند و نامه اى از طرف عثمان دیدند كه به والى مصر نوشته شده است: «به محض آمدن اینها، یكى را بكش، و دست دیگرى را قطع كن… ».
آنان برگشتند و افراد زیادى در طول مسیر همراه آنها به مدینه آمدند و حدود پنجاه روز خانه او را محاصره كردند.
عثمان در ایام محاصره، از امیرمؤمنان(علیه السلام) آب طلبید. حضرت سه مشك آب سرد بردند.
ولى بالاخره معترضان به منزلش ریختند و مردى مصرى او را كشت؛ گرچه بنى هاشم مانع شدند و بنا بر نقلى امام حسن(علیه السلام) جراحت مختصرى برداشت و سر قنبر زخمى شد.
مروج الذهب : ج 2 ص 343 و353

3ـ بیعت مردم با حضرت امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام)

در روز هیجدهم ذی‌حجه سـال 34 هـ .ق. پـس از آنكه عثمـان بـن عفان به قتل رسید، مردم خواستار به خلافت رسیدن امیرمؤمنان(علیه السلام) شدند. از این رو همگان یك صدا فریاد حمایت از آن حضرت را سر می دادند و بالاخره در آن روز همه مسلمانان با حضرت علی(علیه السلام) در مسجد بیعت نمودند.
مسار الشیعه : ص 21

هیچ ویدئویی یافت نشد
اشتراک گذاری:

مقالات مرتبط

مطالب و مقالات مرتبط

مرگ هند جگرخوار در سى ام ذیحجه سال 13 هـ .ق ، هند جگرخوار همسر ابوسفیان و مادر معاویه به جهنم واص...
وقوع حادثه حرّه در روز بیست و هشتم ذیحجه سال 63 هـ .ق واقعه اسفناك «حره» در مدینه منوره به وقوع پ...
١ – مرگ مروان حمار و انقراض حكومت بنى امیه٢ ـ وفات جناب على بن جعفر (علیهما السلام) 1 ـ مرگ...
مرگ عمر بن خطاب به گفته برخی تاریخ نویسان در بیست و ششم ذیحجه سال 23 هـ .ق عمر بن خطاب به دست فیر...

نظرات کاربران

نظرات و دیدگاه های کاربران عزیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی ها
روز شمار تاریخ اسلام

فرستادن حضرت على(علیه السلام) ابلاغ آیات برائت در اول ذیحجه سال نهم هـ .ق. رسول گرامى اسلام (صلی الله علیه

وقوع غزوه سویق در پنجم ذیحجه سال دوم هـ .ق. غزوه سویق به وقوع پیوست.جریان این غزوه چنین بود كه

1 ـ ازدواج حضرت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)2 – مرگ منصور دوانقى 1

١ـ‌ شهادت امام باقر علیه السلام٢ـ انتقال امام كاظم علیه السلام به زندان بصره 1ـ‌ شهادت امام باقر(علیه السلام)در هفتم

١ـ حركت امام حسین(علیه السلام) از مكه به سوى عراق٢ـ دعوت عمومى مسلم بن عقیل در كوفه3 – مناظره امام

١ـ روز عرفه٢ـ شهادت حضرت مسلم بن عقیل (علیه السلام) و هانى بن عروه٣ـ وقوع سدّ ابواب 1ـ روز عرفهروز

١ـ عید سعید قربان٢ـ شهادت عبدالله محض و جمعى از فرزندان امام حسن مجتبى علیه السلام 1ـ عید سعید قربان

افشای سرّ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) توسط عایشه و حفصه در یـازدهم ذیحـجه سـال دهم

١ـ وقوع معجزه شق القمر توسط پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)٢ـ انعقاد دومین پیمان اهل یثرب

بخشیدن فدك به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در چهاردهم ذیحجه سال هفتم هـ .ق رسول گرامى اسلام (صلی

ولادت با سعادت امام هادى علیه السلام روز پـانزدهــم ذی‌حــجـه سال 212 هـ .ق. ولادت بـا سـعادت امـام هادى(علیه السلام)

١ـ عید سعید غدیر خم٢ـ قتل عثمان بن عفان٣ـ بیعت مردم با حضرت امیرالمؤمنین امام على(علیه السلام) 1ـ عید سعید

خروج ابراهیم بن مالك اشتر بر ضد ابن زیاد در بیستم ذی‌حجه سال 67 هـ .ق. ابراهیم بن مالك اشتر

شهادت جناب میثم تمار در بیست و دوم ذیحجه سال 60 هـ .ق. جناب میثم تمار یكى از یاران خاص

١ـ روز مباهله٢ـ خاتم بخشى امیرمؤمنان (علیه السلام) در حال ركوع٣ـ نزول سوره انسان و آیه «هل اتی» در شأن

بيعت مسلمانان با اميرالمومنين علي عليه السلام واولین نماز جمعه حضرت روز جمعه، بیست و پنجم ذیحجه سال 35 هـ

مرگ عمر بن خطاب به گفته برخی تاریخ نویسان در بیست و ششم ذیحجه سال 23 هـ .ق عمر بن

١ – مرگ مروان حمار و انقراض حكومت بنى امیه٢ ـ وفات جناب على بن جعفر (علیهما السلام) 1 ـ

وقوع حادثه حرّه در روز بیست و هشتم ذیحجه سال 63 هـ .ق واقعه اسفناك «حره» در مدینه منوره به

مرگ هند جگرخوار در سى ام ذیحجه سال 13 هـ .ق ، هند جگرخوار همسر ابوسفیان و مادر معاویه به

جستجو کنید