إبن أبي الحدید درباره شخصیت امیرالمؤمنین علیه السّلام مینویسد:
«چه بگویم درباره مردی که دشمنانش به فضل و مقامش اعتراف کردهاند و نتوانستند مناقب و فضائلش را کتمان و إنکار کنند.
هنگامی که بنیامیه بر شرق و غرب بلاد إسلام مسلّط شد، تمام تلاش خود را برای خاموش کردن نور علی بن ابی طالب(علیهما السلام) به کار بست و تخریبش نمود، و بر علیه او معایب و مطالب ناپسند جعل کرده، و بر تمام منابر لعنش میکردند، و هرکس را که او را مدح مینمود، تهدید کرده و حبس میکردند و میکُشتند، و از هر سخنی که در مدح او گفته میشد، منع نمودند، تا جایی که از نامگذاری بنام “علی” نیز ترس و منع ایجاد شد.
اما تمام اینها باعث نشد که او فراموش شود، بلکه آوازهٔ نام و مناقبش بالا گرفت، مانند مُشکی که هرچه در مخفی کردن بوی آن بکوشند، بیشتر منتشر میشود، و مانند آفتابی که با ابر و موانع محو نمیشود، و مانند نوری که در روز عیان است، و اگر یک نفر آن را نبیند، دیگران آن را به وضوح میبینند.
و چه بگویم درباره مردی که تمام فضائل به او ختم میشود، و هر فرقهای میخواهد خود را به او منسوب کند، و هر طایفهای میخواهد رئیس خود را علی بن ابی طالب معرفی نماید، پس اوست که منبع و سرچشمه فضائل است.»
«و ما أقول فی رجل أقر له أعداؤه و خصومه بالفضل و لم یمکنهم جحد مناقبه و لا کتمان فضائله فقد علمت أنّه استولی بنو أمیّة علی سلطان الإسلام فی شرق الأرض و غربها و اجتهدوا بکل حیلة فی إطفاء نوره و التحریض علیه و وضع المعایب و المثالب له و لعنوه علی جمیع المنابر و توعدوا مادحیه بل حبسوهم و قتلوهم…»
📚 شرح نهج البلاغه، ج۱ ص۱۷