إبن أبي الحدید مینویسد:
«روزی علي بن أبي طالب(علیهما السلام) نخلی از یهودیان مدینه را با دست خود آبیاری کرد و دستش زخم شد (یا پینه بست)، ولی مزد کار خود را صدقه داد و برای رفع گرسنگی سنگ به شکم بست. شعبی گوید که وی باسخاوتترین مردم بود بر همان شیوهای که خداوند سخاوت را میپسندد، و هرگز به هیچ سائلی “نه” نگفت و دست خالی رد نکرد.
کسی که در تخریب و دشمنی با او نهایت تلاش خود را کرد، یعنی معاویه، در پاسخ به “إبن أبي محفن” که گفت از نزد علی بخیلترینِ افراد آمدهام، گفت: وای بر تو، چگونه به علی بخیل میگویی؟ اگر او خانهای از طلا و خانهای از کاه داشته باشد، ابتدا خانهٔ طلا را میبخشد.
و او کسی است که بیتالمال را پس از تقسیم به اهلش، جاروب میکرد و نماز میخواند و میگفت: ای سکّههای زرد و سفید، مرا نمیتوانید فریب دهید، غیرِ مرا بفریبید.
او کسی است که تمام بلاد به جز شام، در اختیارش بود، ولی از خود إرثی به جای نگذاشت.» (ثروتی نیندوخته بود)
«وَ رُوِیَ عَنْهُ أَنَّهُ کَانَ یَسْقِی بِیَدِهِ لِنَخْلِ قَوْمٍ مِنْ یَهُودِ اَلْمَدِینَةِ حَتَّی مَجِلَتْ یَدُهُ وَ یَتَصَدَّقُ بِالْأُجْرَةِ وَ یَشُدُّ عَلَی بَطْنِهِ حَجَراً. و قال الشعبی و قد ذکره ع کان أسخی الناس کان علی الخُلق الذی یحبه اللّه السخاء و الجود ما قال لا لسائل قط…»
📚 شرح نهج البلاغه، ج۱ ص۲۲
📗الصحيح من سيرة الإمام علي عليه السلام : العاملي، جعفر مرتضى ج : 22 ص : 280