زمان مطالعه: 3 دقیقه

کوه را هم می توان خورد

ابوالصّلت هروی می‌گويد: از امام رضا عليه السّلام شنيدم که فرمود: خداوند عزّوجلّ به يکی از پيامبرانش وحی فرمود که فردا صبح، اوّلين چيزی را که ديدی، بخور، و دومی را پنهان کن، و سوّمی را قبول کن، و چهارمی را نااميد نکن و از پنجمی فرار کن. فردا صبح، حرکت کرد و در راه به کوهی سياه و بزرگ رسيد. ايستاد و گفت: پروردگار به من دستور داده که اين را بخورم و تعجب کردم.

سپس با خود گفت: پروردگارم به من دستوری می‌دهد که توانايی انجام آن را داشته باشم. سپس به طرف آن حرکت کرد که آن را بخورد، و هر قدر که به آن نزديک می‌شد، کوه کوچک تر می‌شد تا به آن رسيد و آن را به اندازه يک لقمه يافت، آن را خورد و از هر غذايی لذيذتر بود. سپس حرکت کرد و تشتی از طلا يافت و گفت: پروردگارم به من دستور داده که اين را پنهان کنم، حفره ای ايجاد کرد و تشت را درون آن قرار داد و خاک بر آن ريخت و حرکت کرد، پشت سر خود را نگاه کرد و متوجّه شد که تشت نمايان شده است، با خود گفت: من، کاری را که پروردگارم دستور داده بود، انجام دادم. سپس به راه خود ادامه داد و پرنده ای ديد که عقابی به دنبال آن است، پرنده اطراف آن پيامبر می‌چرخيد، پيامبر با خود گفت: پروردگارم به من دستور دادکه اين را بپذيرم. پس آستين خود را باز کرد و پرنده داخل آن شد. عقاب گفت: صيدم را که چند روز است دنبال آن هستم گرفتی؟! گفت: پروردگارم به من دستور داده که اين را نااميد نکنم. سپس قطعه ای از ران خود را جدا کرد و به سوی او انداخت و به راه خود ادامه داد. در بين راه به گوشت مرداری بدبو که کرم گذاشته بود برخورد کرد. گفت: پروردگارم به من دستور داده که از آن فرار کنم.

وبازگشت و در خواب ديد که گويا به او می‌گويند: تو کاری که به آن مأمور بودی انجام دادی، آيا می‌دانی آن‌ها چه بودند؟ گفت: نه.

به او گفته شد، و امّا کوه، غضب بود، انسان وقتی خشمگين می‌شود، خود را نمی‌بيند و از شدّت غضب او آرام گيرد، عاقبتش مانند يک لقمه لذيذی است که آن را بخورد. و امّا تشت طلا، عمل صالح می‌باشد که وقتی انسان آن را پنهان کند، خداوند می‌خواهد آن را آشکار کند تا همراه با ثواب آخرتی که خدا برايش ذخيره می‌کند، او را با آن عمل زينت دهد. و امّا پرنده، کسی بود که تو را نصيحت می‌کند، او و نصيحتش را بپذير. و امّا عقاب، نياز بود که نزد تو می‌آيد، هيچ وقت چنين کسی را نااميد نکن. و امّا گوشت بدبو، غيبت بود، هميشه از آن فرار کن.

متن عربی
حَدَّثَنَا أَبُو الْفَضْلِ تَمِيمُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ تَمِيمٍ الْقُرَشِیُّ الْحِمْیَرِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِی قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو عَلِیٍّ أَحْمَدُ بْنُ عَلِیٍّ الْأَنْصَارِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الصَّلْتِ عَبْدُ السَّلَامِ بْنُ صَالِحٍ الْهَرَوِیُّ قَالَ سَمِعْتُ عَلِیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضَا ع یَقُولُ‏ أَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَی نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیَائِهِ إِذَا أَصْبَحْتَ فَأَوَّلُ شَیْ‏ءٍ یَسْتَقْبِلُکَ فَکُلْهُ وَ الثَّانِی فَاکْتُمْهُ وَ الثَّالِثُ فَاقْبَلْهُ‏ وَ الرَّابِعُ فَلَا تُؤْیِسْهُ وَ الْخَامِسُ فَاهْرَبْ مِنْهُ فَلَمَّا أَصْبَحَ مَضَی فَاسْتَقْبَلَهُ جَبَلٌ أَسْوَدُ عَظِيمٌ فَوَقَفَ وَ قَالَ أَمَرَنِی رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ آکُلَ هَذَا وَ بَقِیَ مُتَحَیِّراً ثُمَّ رَجَعَ إِلَی نَفْسِهِ وَ قَالَ إِنَّ رَبِّی جَلَّ جَلَالُهُ لَا یَأْمُرُنِی إِلَّا بِمَا أُطِيقُ فَمَشَی إِلَیْهِ لِیَأْکُلَهُ فَکُلَّمَا دَنَا مِنْهُ صَغُرَ حَتَّی انْتَهَی إِلَیْهِ فَوَجَدَهُ لُقْمَةً فَأَکَلَهَا فَوَجَدَهَا أَطْیَبَ شَیْ‏ءٍ أَکَلَهُ ثُمَّ مَضَی فَوَجَدَ طَسْتاً مِنْ ذَهَبٍ فَقَالَ لَهُ أَمَرَنِی رَبِّی أَنْ أَکْتُمَ هَذَا فَحَفَرَ لَهُ حُفْرَةٌ وَ جَعَلَهُ فِيهَا وَ أَلْقَی عَلَیْهِ التُّرَابَ ثُمَّ مَضَی فَالْتَفَتَ فَإِذَا بِالطَّسْتِ قَدْ ظَهَرَ قَالَ قَدْ فَعَلْتُ مَا أَمَرَنِی رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ فَمَضَی فَإِذَا هُوَ بِطَیْرٍ وَ خَلْفَهُ بَازِیٌّ فَطَافَ الطَّیْرُ حَوْلَهُ فَقَالَ أَمَرَنِی رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ أَقْبَلَ هَذَا فَفَتَحَ کُمَّهُ فَدَخَلَ الطَّیْرُ فِيهِ فَقَالَ لَهُ الْبَازِی أَخَذْتَ صَیْدِی وَ أَنَا خَلْفَهُ مُنْذُ أَیَّامٍ فَقَالَ إِنَّ رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِی أَنْ لَا أُویِسَ هَذَا فَقَطَعَ مِنْ فَخِذِهِ قِطْعَةً فَأَلْقَاهَا إِلَیْهِ ثُمَّ مَضَی فَلَمَّا مَضَی إِذَا هُوَ بِلَحْمِ مَیْتَةٍ مُنْتِنٍ مَدُودٍ فَقَالَ أَمَرَنِی رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ أَهْرُبَ مِنْ هَذَا فَهَرَبَ مِنْهُ وَ رَجَعَ فَرَأَی فِی الْمَنَامِ کَأَنَّهُ قَدْ قِيلَ لَهُ إِنَّکَ قَدْ فَعَلْتَ مَا أُمِرْتَ بِهِ فَهَلْ تَدْرِی مَا ذَاکَ کَانَ قَالَ لَا قِيلَ لَهُ أَمَّا الْجَبَلُ فَهُوَ الْغَضَبُ لِعَبْدٍ إِذَا غَضِبَ لَمْ یَرَ نَفْسَهُ وَ جَهِلَ قَدْرَهُ مِنْ عِظَمِ الْغَضَبِ فَإِذَا حَفِظَ نَفْسَهُ وَ عَرَفَ قَدْرَهُ وَ سَکَنَ غَضَبُهُ کَانَتْ عَاقِبَتُهُ کَاللُّقْمَةِ الطَّیِّبَةِ الَّتِی أَکَلَهَا وَ أَمَّا الطَّسْتُ فَهُوَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ إِذَا کَتَمَهُ الْعَبْدُ وَ أَخْفَاهُ أَبَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا أَنْ یُظْهِرَهُ لِیُزَیِّنَهُ بِهِ مَعَ مَا یَدَّخِرُ لَهُ مِنْ ثَوَابِ الْآخِرَةِ وَ أَمَّا الطَّیْرُ فَهُوَ الرَّجُلُ الَّذِی یَأْتِيکَ بِنَصِيحَةٍ فَاقْبَلْهُ وَ اقْبَلْ نَصِيحَتَهُ وَ أَمَّا الْبَازِی فَهُوَ الرَّجُلُ الَّذِی یَأْتِيکَ فِی حَاجَةٍ فَلَا تُؤْیِسْهُ وَ أَمَّا اللَّحْمُ الْمُنْتِنُ فَهُوَ الْغِيبَةُ فَاهْرُبْ مِنْهَا

منبع : عيون أخبار الرضا (ج1، ص 243)

اشتراک گذاری:

مقالات مرتبط

مطالب و مقالات مرتبط

هنگام حرکت دسته عزاداران در عاشورا، آقا با پای برهنه، کفش و نعلین نمی پوشید و عاشورا نیز گاهی در فصل...
حضرت امام رضا (علیه السلام) همواره از فرزند بزرگوارش محمد با كنیه [كه نزد عرب علامت ‏بزرگداشت و احتر...
نوشتاری از آیت ‌الله صافی گلپایگانی حضرت مولای متّقیان علیه السلام رهبر آزادمردان و آزادی خواهان ...
اشاره :بى‏ ترديد عصر امام مهدى(علیه السلام) عصر حاكميت نور دانش و بينش و از درخشان‏ترين و زيباترين ا...

نظرات کاربران

نظرات و دیدگاه های کاربران عزیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی ها
روز شمار تاریخ اسلام

1 ـ آغاز ايّام حزن آل محمد (علیهم السلام) اول محرم، اولین روز از ماه اندوه اهل بیت(علیهم السلام) است

ورود كاروان حسینی به كربلا بنا بر مشهور در روز دوم محرم سال 61 هـ .ق. حضرت سید الشهداء(علیه السلام)

1 ـ نامه امام حسین(علیه السلام) برای اهل كوفه در این روز امام حسین(علیه السلام) نامه ‌ای در پاسخ به

سخنرانی عبید الله بن زیاد در مسجد كوفه عبید الله بن زیاد حاكم كوفه برای این كه مردم را از

1ـ یاری خواستن حبیب بن مظاهر از بنی اسد در این روز حبیب بن مظاهر با اجازه حضرت امام حسین

ممنوعیت استفاده از آب فرات برای كاروان امام حسین(علیه السلام) بعد از آنكه عبیدالله بن زیاد، سپاهیان فراوانی برای نبرد

ملاقات امام حسین(علیه السلام) با عمر بن سعد در كربلا طبق گزارش ابومخنف در کتاب مقتل‌الحسین، پیش از واقعه کربلا

1ـ محاصره خیمه‌های امام حسین(علیه السلام) در كربلا امام صادق(علیه السلام) فرمودند:  «تاسوعا روزی بود كه حسین(علیه السلام) واصحابش را

1ـ عاشورای حسینی مناجات امام حسین‌(علیه السلام) پیشوای شهیدان(علیه السلام) سپیده دم عاشورا با اصحاب وفادارش نماز صبح را اقامه

1ـ حركت كاروان اسیران از كربلا عمربن سعد ملعون روز یازدهم محرم سال 61 هـ .ق. تا ظهر در زمین

1ـ دفن شهدای كربلا روز دوازدهم محرم سال 61 هـ .ق. عده‌ای از قبیله بنی‌اسد برای دفن بدن مطهر امام

1ـ اسرای اهل بیت‌(علیهم السلام) در مجلس ابن زیاد در روز سیزدهم محرم سال 61 هـ .ق. بعد از آنكه

ورود نمایندگان طایفه «نَخَع» به مدینه و پذیرش دین اسلام رسول گرامی اسلام‌(صلی الله علیه و آله و سلم)

حركت كاروان اسیران كربلا از كوفه به طرف شام یزید ملعون در جواب نامه عبیدالله بن زیاد به او دستور

دفن بدن مطهر جون غلام سید الشهدا علیه السلام در کربلا بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از

1ـ شهادت سيّد الساجدین علی بن الحسین‌(علیهما السلام) بنا بر روایت مشهور امام سجاد(علیه السلام) در 25 محرّم الحرام سال

1ـ شهادت علی بن الحسن المثلث در بیست و ششم محرم سال 146 هـ .ق. علی بن حسن بن حسن

1ـ رحلت حُذیفه بن یمان حُذَیفة بن یمان، صحابه و صاحب سرّ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)

در اين روز اسراى اهل بيت عليهم السلام به حوالى شام رسيدند. ابراهيم بن طلحة بن عبداللَّه جلو آمد و

جستجو کنید