هنگام حرکت دسته عزاداران در عاشورا، آقا با پای برهنه، کفش و نعلین نمی پوشید و عاشورا نیز گاهی در فصل سرد و برف زمستان وارد می شد.
و آقا گاهی با دمپائی و گاهی نیز با پای برهنه از برف ها رد می شد که حتی بعضی از خانم ها با دیدن این منظره و قرمز شدن پای برهنه آقا بیهوش می شدند.
🔸واطرافیان آقا به بهانه رفع خستگی، آقا را دعوت می کردند که سوار ماشین شود، اما آقا می فرمود: « بقیه آدم نیستند؟» و سوار نمی شد.
دوستداران آقا نیز گاهی به تقلید از رفتارش با پای برهنه حرکت می کردند، ولی سرما و گرما و خار و خاشاک سر راه، آن ها را مجبور می کرد که کفش بپوشند. لذا آقا ملقب به « پابرهنه آقا » گشت، هر چند که خود راضی نبود به این لقب خوانده شود.
🔸در مسیر راهش پارچه و روسری می گذاشتند تا با قدوم آقا متبرک شوند. حتی بچه های نوزاد و قنداقه و کودکان مریض را سر راه آقا می گذاشتند تا شفا یابند و در مجالس و ضیافت های شام، از نیم خورده اش به قصد استشفاء می خوردند
🔸عادت آقا بر این بود که پول را زیر حصیر می گذاشت و بعضی از افراد نیازمند و محجوب به حیاء مقدار لازم برمی داشتند، بدون آنکه به آقا بگویند.
🔸شخصی منزل آقا رفت که کمک نقدی به مقدار لازم به عنوان قرض بگیرد تا سرمایه کار خود کرده و مسترد گرداند، ولی خجالت کشید. لذا خود مقداری پول را از زیر حصیر بدون آنکه آقا متوجه شود برداشت و بیرون از منزل شمارد و بعد از شش ماه که وضع شغلی او به برکت پول آقا خوب شد آمد که پول را برگرداند. همین که وارد منزل شد، آقا فرمود: « ۴۳ تومان را آوردی؟ نمی خواهد، آنرا جای دیگر خرج کن
آیت الله سید محمدهادی میلانی در خصوص شخصیت منحصر به فرد آقا سید محمد نجفی می فرمودند:
آیت الله سید محمد نجفی در صورت اقامت در قم در ردیف مراجع بزرگ تقلید مطرح می شدند… . .
آیت الله سید محمد نجفی فرزند مرحوم آیت الله سید حسین حسینی بادکوبه ای . آیت الله سیّد محمد نجفی که در نهایت زهد و سادگی در بندر انزلی زندگی می کرد، سرانجام در روز ۱۶ مهرماه ۱۳۵۸ در سن ۸۲ سالگی به ملکوت اعلی پیوست و پیکر مطهرش در مسجد « سامانسر» غازیان انزلی که بعد ها به نام خود وی تغییر نام یافت به خاک سپرده شد.
