دفن بدن مطهر جون غلام سید الشهدا علیه السلام در کربلا
بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جون غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند ، در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود و سپس او را دفن کردند
📗بحار الانوار : ج 45 ص 22
فردی سیاهپوست اهل نوبَه (منطقهای در آفریقا) و غلام فضل بن عباس بن عبدالمطلب بود که امام علی(ع) او را خرید و به ابوذر بخشید.
او تا زمان وفات ابوذر (سال ۳۲ قمری) در ربذه همراه او بود و سپس به نزد امام علی(ع) برگشت و در کنار اهل بیت ماند. گویا او در تعمیر و آمادهسازی اسلحه مهارت داشته و در نقلی از امام سجاد(ع) آمده است: شب عاشورا جون در چادر امام حسین(ع) بود و شمشیر او را آماده میکرد.
📚شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۹۳؛ طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۴۲۰.
جون روز عاشورا از امام اجازه خواست، امام به او اجازه نداد، و فرمود: من به تو اذن میدهم که از این سرزمین بروی و جان خود را حفظ کنی، زیرا تو همراه ما آمدی تا به عافیت و خوشی برسی، پس در گرفتاری ما خود را مبتلا مساز. جون گفت: ای پسر پیغمبر آیا سزاوار است که من در زمان خوشی و نعمت نانخور شما باشم، ولی در سختیها شما را تنها بگذارم؟
درست است که بوی بد، نژاد پست و رنگ سیاه دارم، ولی شما بر من منّت بگذار و مرا به آسایش جاویدان بهشتی برسان تا بدنم خوشبو، نژادم شریف، و رویم سفید شود. نه، هرگز! به خدا قسم از شما دور نمیشوم تا اینکه خون سیاه خویش را با خون پاک شما درآمیزم! امام اجازه داد.
به گفته برخی از معاصرین جون ۲۵ تن از دشمن را به هلاکت رساند، سپس خود به شهادت رسید.
📚موسوی مقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین (علیهالسلام)، ص۲۵۲.
امام (علیهالسلام) در کنار او ایستاد و گفت: «خدایا صورتش را سفید گردان، بوی او را پاکیزه و خوشبو گردان، او را با محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) محشور کن و میان او و خاندان پیامبر آشنایی برقرار ساز.»
امام باقر (علیهالسلام) از پدرش امام زینالعابدین (علیهالسلام) نقل میکند که پس از گذشت ده روز از شهادت جون، بدن او بوی مشک میداد.
📗بحار الانوار، ج۴۵، ص۲۳.