مباد آنکه عبای تو یک کنار بیفتد
میان راه تن تو بی اختیار بیفتد
کشید بند طناب و شما زمین خوردید
شبیه مادرتان بی هوا زمین خوردید
تو را خمیده خمیده میان کوچه کشیدند
که آبروی نجیبت از اعتبار بیفتد
دگر غرور تو غیر از شکست چاره ندارد
اگر محاسن تو دست این سوار بیفتد
لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ….
سلام بر آن لحظه ای که محاسن ابی عبدالله
در دستان شمر ملعون…