مرحوم راوندی مینویسد:
جماعتی از اصفهان نقل میکنند مردی در اصفهان بود به اسم عبدالرحمان و بر مذهب شیعه بود. به او گفتند چرا دین شیعه را اختیار کردی و قائل به امامت امام هادی علیهالسلام شدی؟
گفت:به جهت معجزهای که از او مشاهده کردم و حکایت آن این است که من مرد فقیری بودم در یکی از سالها به خاطر تظلم به نزد متوکل رفتم، روزی متوکل امر به احضار علی بن محمدالرضا(علیهم السلام) کرد؛از کسی پرسیدم این شخص کیست؟ گفت:او مردی است از علویین که رافضه او را امام میداند.
وقتی امام احضار شدند و نگاه من بر او افتاد محبتش در دلم جا گرفت و در دل دعا کردم آسیبی از جهت متوکل به او نرسد. وقتی حضرت در مقابل من قرار گرفت فرمود:
خدا دعایت را مستجاب کند و عمر و مال و اولادت را فراوان گرداند.چون این را شنیدم لرزهام گرفت اما حال خود را با کسی نگفتم وقتی به اصفهان برگشتم خداوند مال و اولاد بسیار به من عطا کرد و عمرم هم فراوان شد پس من قائلم به امامت کسی که از دلم خبر دارد و دعایش در حقم مستجاب شد.
الخرائج و الجرائح، راوندی، ج1 ص۳۹۲-۳۹۳،موسسه امام مهدی علیهالسلام

