در این روزگاری که گرفتاریهای مادی و معنوی بسیار شده است، برخی بجای اینکه به خداوند متعال و حجت او علیه السلام توجه و توکل کنند، چشم امیدشان به فلان رئیس و فلان مسئول است، و از عرضِ نیاز به امام عصر عجل الله فرجه غافل شدهاند و به این باور نرسیدهاند که تمام امور بدست ایشان است.
شیخ صدوق رحمه الله، روایتی دراینباره نقل کرده است که جالب توجه است:
شخصی از شیعیان در بغداد برای انجام یکی از امور مهمش نزد وزیر آن زمان در امور املاک «علی بن عیسی» رفت، و او درخواست وی را رد کرد و کارش را پیش نبرد. آن شخص گوید به وزیر گفتم:
«فإني أسأل من في يده قضاء حاجتي فقال له عليُّ بن عيسى: من هو؟ فقال: الله عزَّوجل، و خرج مغضباً، قال: فخرجت و انا أقول: في الله عزاء من كلِّ هالك و درك من كلِّ مصيبة…»
من از كسى درخواست مىكنم كه قضاى حاجتم بدست اوست.
على بن عيسى گفت: او كيست؟ گفتم خدای تعالی. و خشمناك بيرون آمدم و با خود مىگفتم: خداوند متعال تسليت بخشِ هر هالك و جبران كننده هر مصيبتى است. سپس بازگشتم و فرستادهاى از جانب “حسين بن روح” (رضوان الله علیه) وکیل امام عصر عجل الله فرجه، نزدم آمد و به او شكايت بردم. او رفت و حال مرا به او گزارش داد
و با صد درهم و يك دستمال و مقدارى حنوط و چند تكّه كفن باز آمد و گفت:
«مولاك يقرئك السلام و يقول لك: إذا أهمّك أمر أو غم فامسح بهذا المنديل وجهک فإن هذا منديل مولاك عليهالسلام و خذ هذه الدَّراهم و هذا الحنوط و هذه الاكفان و ستقضى حاجتك…»
مولايت بتو سلام مىرساند و مىگويد: هرگاه غم و اندوه به سراغت آمد اين دستمال را به روى صورتت بكش كه این دستمالِ مولايت عليه السّلام است، و اين دِرهمها و حنوط و كفن را بگير كه به آنها نیاز پیدا خواهی کرد.
کمال الدین، صدوق رحمه الله، ط_دارالکتب الإسلامية، ، ج ٢، ص ۵۰۵
پینوشت: گرفتار بود و مشکل داشت، وقتی از همه برید و متوجه امام عصر عجل الله تعالی فرجه شد، به خواستهاش رسید؛
آری، اگر امیدمان را از همه قطع کنیم و متوجه خداوند متعال شویم، حجة الله نیازمان را برطرف میسازد، حتی بیش از آنچه نیاز داریم.
ما صاحب داریم، مولا داریم، اما خودمان از آن نور الهی روی گردانده، متوسل و امیدوار به دیگران و خرافات شدهایم. غافل از اینکه گره کارمان بدست یداللهی آن امام مهربان گشوده میگردد.
