تا که پشت پرده سقیفه روشن بشه باز
شیعه غیرت امیرالمؤمنینی میخواد
تا فدک هم به جهان حقایقش ثابت شه
یه نفر شبیه علامه امینی میخواد
به اشک اون چشم تار ، به اون حال دلخورش
به مسمار غرق خون ، به خاک رو چادرش
یا فاطرو به ، حق فاطمه
یا عالی و به ، حرمت علی
کی میرسه پس ، نوبت ظهور
برپا بشه باز ، دولت علی
این الطالب بدم الزهرا…
دوتا شاهد میبرن تو محکمه مردم شهر
حقشون و میگیرن وقتی شکایت میکنن
ولی مولا صدو بیست هزار نفر شاهد داشت
پس اینا چطور ازش غصب خلافت میکنن
بحقی که خورده شد ، به اون بازوی کبود
به خون روی غلاف ، به دستی که بسته بود
از تو دل قبر اون دو غاصبو
بیرون میکشه مهدی یه تنه
عالم میبینن که قاتل تو
پای یک درخت دارش میزنه
این الطالب بدم الزهرا…