زمان مطالعه: 6 دقیقه

عمامه خاتم الانبیاء بر سر امیرالمومنین صلوات الله علیهما

یکی از ابواب کُتب “سیره و شمایل نبوی” بابی است با موضوع البسه‌ی رسول خدا صلّی‌الله‌علیه وآله‌وسلّم و هنگام سخن از البسه‌ی ایشان از عمامه‌ی آن حضرت (جنس عمامه،رنگ آن، نوع بستن آن و …) سخن می‌گویند. در این میان برخی از این سیره‌نگاران به اهدای آن عمامه‌ی مشکی به امیر المؤمنین توسط پیامبر صلوات‌الله‌علیهما (بدون اشاره به غدیر) ¹ و در مقابل برخی دیگر از مصادر حدیثی یا سیره‌نگاری عامه به وقوع این اتفاق مبارک در روز غدیر تصریح کرده‌اند.²

🔹تصویر الحاقی نسخه‌ی خطّی از کتاب ” أزهار الكِمامَة في أخبار العِمامَة ” از فقیه و محدث اهل تلمسان در قرن یازدهم ” أبو العباس أحمد بن محمد المَقريّ (١٠٤١ هـ)” است که اوصاف عمامه‌ی رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم را به نظم درآورده است:

فَصل في العِمامَة وَاسمِ عِمامَةِ المُظَلِّل بِالغمامَةِ الَّتي كَساها عَليّاً صاحبَ الكَرامَةِ

همچنین این ابیات را نیز سروده است:

وَجاءَ أنَّ الهاشِمِيَّ الأمِّي

عَمَّم في يَومِ غَديرِخُمِّ

عَلِيّاً الرِّضى وَخَلفَه سَدَل

مِنها، وَقالَ وَهوَ أسمى مَن عَدَل…

او در آن “عنوانِ فصل” و در این “بیت” به صورت ارسال مسلّم تعمیم مولا به دستان با برکت نبوی صلوات‌الله‌علیهما را در روز غدیر ذکر می‌کند.

←«ارسال مسلم» سند یا نوشته‌ای است که صدور آن از سوی شخصِ نویسنده قطعی و غیرقابل انکار باشد.

📜 مخطوط مذکور در مكتبة الملك عبد العزيز _ الدار البيضاء نگه‌داری می‌شود. (این کتاب در سال ۱٤٣٦ هـ در مغرب چاپ شده است)

برای دیدن تصویر در اندازه ی اصلی روی آن راست کلیک کرده و پنجره جداگانه باز کنید

🔻لازم به ذکر است که “تعمیم”به معنای ولایت و برتری و ریاست است؛

 لغویان در این‌باره گفته‌اند:

✔️ “وَالْعرب تَقول للرجل إِذا سُوِّد: قد عُمِّم. وَذَلِكَ أنَّ العمائم تيجانُ الْعَرَب. وَكَانُوا إِذا سوّدوا رجلا عمَّموه عِمَامَة حَمْرَاء….

وَكَانَت الفرسُ إِذا ملّكت رجلا توّجوه، فَكَانُوا يَقُولُونَ للْملك مَتوّج” ³

#ترجمه : عرب، آنگاه که مردی را به سروری و سیادت می‌رساند، می‌گفت: «عمامه بر سرش نهادند.» و این از آن روی بود که عمامه‌ها در نزد عرب، همان تاج‌ها بودند. پس هرگاه کسی را به مقام سروری می‌رساندند، عمامه‌ای سرخ‌فام بر سرش می‌بستند. و ایرانیان، آنگاه که کسی را به پادشاهی می‌نشاندند، تاج بر فرقش می‌گذاردند؛ از این‌رو پادشاه را «تاج‌دار» می‌خواندند.

✔️”وَيُقَالُ عُمِّمَ الرَّجُلُ: سُوِّدَ; وَذَلِكَ أَنَّ تِيجَانَ الْقَوْمِ الْعَمَائِمُ، كَمَا يُقَالُ فِي الْعَجَمِ تُوِّجَ يُقَالُ فِي الْعَرَبِ عُمِّمَ” ⁴

#ترجمه : و گفته می‌شود: «آن مرد عمامه‌پوش شد» — یعنی به سیادت و بزرگی دست یافت؛‌ چه، تاج این قوم همان عمامه‌های ایشان است. همان‌گونه که در میان عجم گفته می‌شود: «تاج‌گذاری شد»،

در میان عرب نیز گفته می‌شود: «عمامه‌گذاری شد.» ⁴

⚠️ به همین جهت معمول مورّخان و محدّثان عامه در طول تاریخ تمام تلاش خود را به کار گرفته و صدر و ذیل ماجرای غدیر ، مثل: تتویج به عمامه، دست بلند‌کردنِ مولا، توقف چند روزه، بیعت و … را حذف کرده‌اند تا معنای مولا را بتوانند راحت‌تر دستکاری کنند، غافل از اینکه والله متمّ نوره…

—————————–

۱. به عنوان نمونه رک: المختصر الكبير في سيرة سيدنا رسول الله، عز الدين ابن جماعة، (ط إقليد المعرفة) ص ١٨٧؛ سبل الهدى والرشاد، الصالحي الشامي ، ٧/٢٧١ و ….

۲. به عنوان نمونه رک: مسند الطيالسي(دار

ابن حزم)، ص ٣١، حديث رقم ١٤٩ اینجا (https://lib.efatwa.ir/42198/1/130) ؛ السنن الكبرى، البيهقي(ط العلمية) ، ١٠/٢٤

۳. تهذيب اللغة، الأزهري(دار إحياء التراث العربي) ١/٨٩ [یکی از معتبرترین و کهن‌ترین فرهنگ‌های لغت عربی نوشته «ابومنصور محمد بن احمد أزهری» (متوفای ۳۷۰ هجری)]

٤. معجم مقاييس اللغة، ابن فارس(دار الفكر) ٤/١٧ [«معجم مقاییس اللغة» اثر ابوالحسن احمد بن فارس بن زکریا – در قرن چهارم هجری ، از مهم‌ترین معاجم لغوی زبان عربی به شمار می‌رود]

💥 فحص و تتبّع حیرت‌انگیزِ علّامه میرحامدحسین رحمه الله، پیرامون دلالت لفظِ “مَولی” بر “أولی”

یکی از مباحث پر چالش و جنجالی ذیل حدیث غدیر، نزاع در دلالت لفظ “مولی” است. از آنجا که تواترِ حدیث غدیر غیر قابل انکار است، لذا مغرضین و مخالفین، دستشان از خدشه در طُرُق و اسناد کوتاه شده، پس در دلالت حدیث إشکال کرده‌اند. از جمله، إشکال در دلالت لفظ “مَولی _ مولا” کرده و مدّعی‌اند که “مولا” دلالت بر صاحب‌‌اختیار و أولی بودن نمی‌کند تا بپذیریم همان‌گونه که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) صاحب اختیار و أولی بر امّت بودند، علی بن ابی طالب (علیهما السّلام) نیز چنین مقامی دارد.

▪️”عبدالعزيز دهلوی” صاحب کتاب “تحفه اثناعشریة” که گمان نمود با سرقت علمی خود آبروی شیعه را می‌برَد، ولی به واقع آبروی خود و هم مسلکانش را به باد داد، در بخشی از سرقت علمی خود، در دلالت حدیث غدیر خدشه کرده و می‌نویسد:

«اول غلط در این استدلال آنست که اهل عربیّت قاطبة (همه) انکار کرده‌اند که “مولی” به معنی”أولی” آمده باشد.» (ص ۲۰۸، ط پیشاور.)

✍🏻 مرحوم علّامه میر حامد حسین، در پاسخ می‌نویسد:

«اول اختلال در این مقال آنست که شاه‌صاحب (دهلوی) به مزید ورع و دیانت، و نهایت صدق و امانت، ادّعا فرموده‌اند: که اهل عربیت قاطبة انکار کرده‌اند که “مَولی” به معنی “أولی” آمده باشد، حال آنکه اهل عربیّت، هرگز انکار نکرده‌اند، و ادّعای انکار ایشان، کذب و بهتان است، و انکار احدی از اهل عربیّت هم ثابت نیست، چه جای انکار جمیع اهل عربیّت، و این کذبی است فاحش و بس شنیع، که به سماع آن مو بر تن می‌خیزد! و کلام شاه‌صاحب شبیه است به آنکه کسی بگوید که “قول” به معنی گفتن، هرگز در استعمال عرب نیامده، و اهل عربیّت قاطبة انکار کرده‌اند که “قول” به معنی گفتن آمده باشد!» (عبقات الأنوار، ج٨ ص۶)

✅ سپس ایشان بابی را گشوده با عنوان:

«استعمال مَولی در معنای أولی، در قرآن و حدیث و اشعار عرب»

و می‌نویسد: «الحاصل استعمال “مولی” به معنی “أولی” در کتاب و سنّت و اشعار عرب، شائع و ذائع است، و از ائمۀ فنّ عربیّت و لغت و تفسیر، تصریحات بر اینکه “مولی” به معنی “أولی” واقع است.

اسماء جمعی از علماء، که اثبات مجیء (آمدن) “مولی” به معنی “أولی” کرده‌اند، در اینجا ذکر می‌کنم، تا تخجیل (سبب خجالتِ) منکرین به أبلغ وجوه متحقّق گردد.» (ج٨ ص٧)

بعد از این، چهل و سه نفر از بزرگان اهل لغت و فصاحت و بلاغت را که مشهورند در فنّ خود، نام برده، و إثبات کرده که در میان آنها، دلالت “مولی” بر “أولی” شایع و ثابت است.

👈🏻 نکته جالب توجّه که سبب حیرت می‌شود این است که مرحوم علّامه، ابتدا به تبيين جایگاه و درجه علمی هریک از این چهل و سه نفر می‌پردازد و سخنان علماء عامّه را در وصف آنان نقل می‌کند، تا بگوید که این افراد، از عوام و بیسواد نیستند، بلکه عالِم فنّ خود می‌باشند. آن‌گاه مطالب آنان در تفسیر و شعر و ادب و لغت را مفصّل آورده و روی دهلوی و أمثاله را مانند شب تار می‌نماید.

از صفحه هشتمِ جلد هشتم، تا صفحه دویست، این بحث ادامه دارد. یعنی حدود دویست صفحه فقط شواهد و قرائن آورده در پاسخ به همان چند جمله‌ای که دهلوی إشکال کرد! باید خودتان مراجعه کنید و بنگرید که وی چه غوغایی کرده؛ این بخش، خودش یک کتاب مستقل است که مطالبش نیز به این شکل در جای دیگر یافت نمی‌شود. و جالب آنکه وقتی از این بحث فارغ می‌شود، تازه به مطالبِ “تفتازانی و #فخر_رازی و قوشجی و #احمدبن‌حنبل و #بخاری و طبری و نسائی و #حاکم_نیشابوری و إبن مغازلی و حموینی و #ابن_کثیر و…” استناد کرده و دلالت لفظ “مولی” بر “أولی” را از کلام آنان استخراج می‌نماید.

🔸اهل تحقیق می‌دانند که با امکانات پژوهشی فعلی نیز جمع‌آوری چنین بحثی بسیار مشکل است و هرکسی از عهده‌ آن برنخواهد آمد و برای غالب افراد ناممکن است. ولی مرحوم علّامه، با عدم‌امکانات و با فحص و مطالعه در نسخ خطّی که به سختی تهیّه و خوانده می‌شده، چنین شاهکاری را رقم زده؛ اینکه کتب در دسترس باشد یک بحث است، و اینکه بدانی به کدام کتاب و کدام قسمتش باید مراجعه کنی، یک بحث دیگر؛ تمام این نسخ را ایشان دیده و فیش‌برداری کرده و در جای مناسب از آن بهره برده است. در واقع باید تحقیق و پژوهش را به دو دورهٔ “قبل از علّامه میر حامدحسین و بعد از ایشان” تقسیم نمود. سرتاسر آثار ایشان خصوصا کتاب عبقات الأنوار، انسان را متحیّر می‌کند، و البته شرمسار از اینکه با این همه امکانات، چه کرده‌ایم⁉️

اشتراک گذاری:

مقالات مرتبط

مطالب و مقالات مرتبط

عريان بن هیثم نقل می کند : «پدرم در ایام بهار به بیابان می‌رفت. نزدیک آنجایی که قضیۀ کربلا واقع ش...
شیخ عباس قمی رحمه‌الله در خاتمه کتاب نفس المهموم می‌نویسد: ««شایسته است هنگام نقل مصائب، به‌ویژه ...
سابقه حضور مذهب زیدیه قطعه رویارویی دو سپاه قطعه حضرت علی اکبر علیه‌السلام قطعه حضرت قاسم ع...
مرحوم علامه مجلسی رضوان الله عليه: در روایت دیگری آمده؛ کسی که این دعا را در هر روز قرائت کند چنانچه...

نظرات کاربران

نظرات و دیدگاه های کاربران عزیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی ها
روز شمار تاریخ اسلام

1 ـ آغاز ايّام حزن آل محمد (علیهم السلام) اول محرم، اولین روز از ماه اندوه اهل بیت(علیهم السلام) است

ورود كاروان حسینی به كربلا بنا بر مشهور در روز دوم محرم سال 61 هـ .ق. حضرت سید الشهداء(علیه السلام)

1 ـ نامه امام حسین(علیه السلام) برای اهل كوفه در این روز امام حسین(علیه السلام) نامه ‌ای در پاسخ به

سخنرانی عبید الله بن زیاد در مسجد كوفه عبید الله بن زیاد حاكم كوفه برای این كه مردم را از

1ـ یاری خواستن حبیب بن مظاهر از بنی اسد در این روز حبیب بن مظاهر با اجازه حضرت امام حسین

ممنوعیت استفاده از آب فرات برای كاروان امام حسین(علیه السلام) بعد از آنكه عبیدالله بن زیاد، سپاهیان فراوانی برای نبرد

ملاقات امام حسین(علیه السلام) با عمر بن سعد در كربلا طبق گزارش ابومخنف در کتاب مقتل‌الحسین، پیش از واقعه کربلا

1ـ محاصره خیمه‌های امام حسین(علیه السلام) در كربلا امام صادق(علیه السلام) فرمودند:  «تاسوعا روزی بود كه حسین(علیه السلام) واصحابش را

1ـ عاشورای حسینی مناجات امام حسین‌(علیه السلام) پیشوای شهیدان(علیه السلام) سپیده دم عاشورا با اصحاب وفادارش نماز صبح را اقامه

1ـ حركت كاروان اسیران از كربلا عمربن سعد ملعون روز یازدهم محرم سال 61 هـ .ق. تا ظهر در زمین

1ـ دفن شهدای كربلا روز دوازدهم محرم سال 61 هـ .ق. عده‌ای از قبیله بنی‌اسد برای دفن بدن مطهر امام

1ـ اسرای اهل بیت‌(علیهم السلام) در مجلس ابن زیاد در روز سیزدهم محرم سال 61 هـ .ق. بعد از آنكه

ورود نمایندگان طایفه «نَخَع» به مدینه و پذیرش دین اسلام رسول گرامی اسلام‌(صلی الله علیه و آله و سلم)

حركت كاروان اسیران كربلا از كوفه به طرف شام یزید ملعون در جواب نامه عبیدالله بن زیاد به او دستور

دفن بدن مطهر جون غلام سید الشهدا علیه السلام در کربلا بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از

1ـ شهادت سيّد الساجدین علی بن الحسین‌(علیهما السلام) بنا بر روایت مشهور امام سجاد(علیه السلام) در 25 محرّم الحرام سال

1ـ شهادت علی بن الحسن المثلث در بیست و ششم محرم سال 146 هـ .ق. علی بن حسن بن حسن

1ـ رحلت حُذیفه بن یمان حُذَیفة بن یمان، صحابه و صاحب سرّ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)

در اين روز اسراى اهل بيت عليهم السلام به حوالى شام رسيدند. ابراهيم بن طلحة بن عبداللَّه جلو آمد و

جستجو کنید