زمان مطالعه: 3 دقیقه

احیای سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم )

روزی مامون از امام تقاضا کرد که: نماز عید را با مردم بخواند، تا برای مردم اطمینان بیشتری در این کار پیدا شود. امام پیغام داد که: پیمان ما بر این بوده که در هیچ کار رسمی دخالت نکنم بنابراین مرا از اقامه نماز عید معذور بدار!

مامون گفت: مصلحت در این است که شما بروید تا هم موضوع ولایتعهدی تثبیت شود و هم فضل شما آشکارتر گردد. امام قبول نکرد. اما مامون دست بردار نبود تا اینکه در آخر امام رضا (صلی الله علیه و آله و سلّم) پیغام فرستاد که: اگر قرار است من به نماز بروم من این فریضه را آنطور که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) و علی بن ابیطالب (علیهما السلام) اقامه میکرده اند ادا میکنم.

مامون گفت: «اختیار با شماست، هر طور میخواهی عمل کن!» بامداد روز عید، سران سپاه و طبقات اعیان و اشراف و سایر مردم، طبق معمول و عادتی که در زمان خلفا پیدا شده بود، لباسهای فاخر پوشیده و خود را آراسته و بر اسبهای آماده سوار شده و برای شرکت در نماز عید در اطراف محل سکونت آن حضرت جمع شدند.

مردم عادی نیز در کوچه ها و معابر خود را آماده کردند و منتظر امام هشتم (علیه السلام)مردم عادی نیز در کوچه ها و معابر خود را آماده کردند و منتظر امام هشتم (علیه السلام) شدند تا در رکاب او به مصلی بروند. حتی عده زیادی مرد و زن در پشت بامها آمده بودند تا عظمت و شوکت موکب آن ولی خدا را از نزدیک مشاهده کنند.اما حضرت رضا (علیه السلام) برخلاف انتظار، مثل خلفاء و وزراء بیرون نماید بلکه همانطوری که خودش شرط کرده بود طبق سیره ی پیامبر ص و علی (ع) به نماز عید حرکت کرد:

شدند تا در رکاب او به مصلی بروند. حتی عده زیادی مرد و زن در پشت بامها آمده بودند تا عظمت و شوکت موکب آن ولی خدا را از نزدیک مشاهده کنند.

اما حضرت رضا (ع) برخلاف انتظار، مثل خلفاء و وزراء بیرون نماید بلکه همانطوری که خودش شرط کرده بود طبق سیره ی پیامبر ص و علی (ع) به نماز عید حرکت کرد:

حضرت اول صبح غسل کرد لباسهای خود را پوشید عمامه سفیدی بر سر بست و یک سر آنرا از جلو سینه انداخته و سر دیگرش را به پشت میان دو شانه اش قرار داد و مقداری هم بوی خوش بکار برد، سپس عصائی بدست گرفت پاها را برهنه کرد دامن لباسش را بالا زد و به غلامان و اطرافیانش هم فرمود که چنین کنند.

کمی راه رفته و آنگاه سر به سوی آسمان کرد و تکبیر گفت: «الله اکبر، الله اکبر…» جمعیت با او به گفتن این ذکر هم آوا شدند و چنان جمعیت با شور و هیجان هماهنگ تکبیر میگفتند، که گویی زمین و آسمان و در و دیوار با آنان همصدا و همنوا شده است حضرت لحظه ای توقف کرده و با صدای بلند تکبیر گفت. تمام مردم با صدای بلند، هماهنگ این جمله را تکرار کرده و در حالی که میگریستند، احساساتشان به شدت تهییج شده بود؛ گوئی که شهر مرو یکپارچه تکبیر میگوید؛ فضای معنوی مرو همه را به تعجب واداشت.

سران و افسران سوار بر اسب، که با لباس رسمی و با چکمه های نظامی حاضر شده بودند و خیال میکردند مقام ولایت عهدی با تشریفات سلطنتی و لباسهای فاخر و سوار بر اسب بیرون خواهد آمد؛ همین که امام را در آن وضع ساده و پیاده و متوجه به خداوند دیدند؛ آنچنان تحت تاثیر قرار گرفتند که نتوانستند احساسات قلبی خویش را کنترل نمایند.

آنان اشک ریزان، تکبیر گویان با شتاب هر چه تمامتر خود را از مرکبها به زیر افکنده و بی درنگ چکمه ها را از پا در آوردند هرکس دنبال چاقویی بود تا بند چکمه ها را پاره کند و کسانی که موفق میشدند خود را از دیگران خوشبختتر میدانستند.

طولی نکشید که شهر “مرو” پر از ضجه و ناله شد، و احساسات و شور و نوا همه را فراگرفت. امام بعد از هر ده گام که برمی داشت می ایستاد و چهار بار تکبیر میگفت و جمعیت با صدای بلند و با گریه و هیجان، آن جناب را همراهی میکردند. شکوه ایمان آنچنان فضا را پر کرده بود که جلوه های مادی از ذهن و خاطره ها فراموش شده بود، گویی همه چیز با امام همنوا بود زمین وآسمان و پرندگان و ماهیان دریا تکبیر می گفتند جمعیت یکپارچه و در صفهای متحد به دنبال امام حرکت کرده و به سوی مصلی می شتافتند.

این خبر به مامون رسید؛ اطرافیانش گفتند اگر لحظاتی دیگر وضع همین طور ادامه یابد همه ی مردم مفتون و شیفته ی او خواهند شد، مامون احساس خطر نمود فورا پیغام فرستاد و از حضرت تقاضا کرد که: برگردید، زیرا ممکن است ناراحت شده و به مشقت بیفتید! همان کسی که هر سال نماز میخواند او بخواند!

امام کفش و جامه های خود را طلبیده، پوشید و مراجعت کرد و فرمود: من که اول گفتم از این کار معذورم بداری»[1]
پی نوشت
[1] الارشاد، ج 2، ص 264.
منبع : پاک نیا، عبدالکریم؛ ویژگی های امام رضا (ع)، الخصائص الرضویة، ص: 49

اشتراک گذاری:

مقالات مرتبط

مطالب و مقالات مرتبط

هیچ داده‌ای یافت نشد

نظرات کاربران

نظرات و دیدگاه های کاربران عزیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی ها
روز شمار تاریخ اسلام

1 ـ هجرت پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از مكه به مدینه(مبدأ تاریخ اسلام) پس از

1 – به آتش كشیدن خانه خدا توسط سپاهیان شام در سوم ربیع الاول سال 64 هـ .ق. سپاهیان شام

1ـ هجوم به خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) همان گونه كه در وقایع روز نخست ماه ربیع الاول

شهادت امام حسن عسكری علیه السلام بر اساس روایات مشهور، امام حسن عسكری‌(علیه السلام) پس از 28 سال عمر پر

مرحوم صاحب جواهر ( شیخ محمد حسن نجفی ) در ” جواهر الکلام ” ج 5 ص 43- 44 در

1ـ ازدواج پیامبر اكرم ‌(صلی الله علیه و آله وسلم) با حضرت خدیجه‌(سلام الله علیها) در چنین روزی رسول گرامی

1ـ ورود پیامبرگرامی اسلام ‌(صلی الله علیه و آله وسلم) به دهكد‎ه قبا در نزدیكی مدینه در جریان هجرت پیامبرگرامی

آغاز دوران حكومت عباسیان از اوایل سال 130 هـ .ق عباسیان برای به دست آوردن قدرت، دست به كشتار و

1ـ هلاكت یزید بن معاویه یزید بن معاویه در چهاردهم ربیع الاول سال 64 هـ .ق. و در 39 سالگی

بنای مسجد «قبا» در نزدیكی مدینه به دستور پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در جریان هجرت پیامبرگرامی

1ـ میلاد مسعود خاتم الانبیاء حضرت محمد بن عبدالله ‌(صلی الله علیه و آله و سلم) در سحرگاه روز جمعه

1 – آغاز بنای مسجد النبی به دست پیامبرگرامی اسلام ‌(صلی الله علیه و آله و سلم) در هیجدهم ربیع

وقوع غزوه بنی نضیر غزوه بنی‌نضیر، نام یکی از غزوات پیامبر اکرم با یهودیان بنی‌نضیر مدینه.این غزوه، دومین جنگ پیامبر(صلی

ورود حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) به قم یك سال پس از تبعید امام رضا(علیه السلام) از مدینـه به مـرو،

وقوع غزوه دُومةُ الجَندل در روز بیست و پنجم ربیع الاول سال پنجم هـ .ق غزوه دُومةُ الجَندل اتفاق افتاد.

صلح حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) با معاویه در بیست و ششم ربیع الاول سال 41 هـ .ق امام حسن

جستجو کنید