نه از خیابان های تهران مینویسم
نه از هوای خیس باران مینویسم
من شاعر مولا امیرالمؤمنینم
با افتخار از شاه مردان مینویسم
از شمعدانی های اطراف ضریحش
از گنبد و از صحن و ایوان مینویسم
تکلیفم را اینگونه یادم داده استاد
هر شب صد و ده تا علی جان مینویسم
هر وقت شعرم بند می آید زبانش
با چشم هایم مدح سلطان مینویسم
از شوق او انقدر مستم در این شعر
امضای خود را کلب دربان مینویسم