غربت موج خواهد زد
پای حسن هرگاه جایی در میان باشد
وقتی حسن باشی دِگر جای تعجب نیست
سقف مزارت هم زمانی آسمان باشد
وقتی حسن باشی دِگر جای تعجب نیست
وضعت میان خانه چون زندانیان باشد
وقتی حسن باشی دِگر جای تعجب نیست
خونِ دلت از کنج لبهایت روانه باشد
آری حسن بودی , ولی هرگز ندیدی که
گلبرگ روی مادرت , چون ارغوان باشد
میرفت علی و میکشید از دل آه
از همسر خویش بر نمیداشت نگاه
دیدند علی به زیر لب میگوید
لا حول و لا قوة الا بالله