بی حاشیه، باید گفت که شهادت جانسوز و مظلومانه امام حسین و اصحابشان علیهم السلام آن هم بصورت وحشیانه و بیسابقه، برخی را بر آن داشت تا برای توجیه و تأویل این واقعه مهم که عالم خلقت را به هم ریخت، دست به کار شوند.
اینان گروهی بودند که فهم درستی از بحث امامت نداشتند و از مقام و جایگاه اهل بیت علیهم السلام، توهم کرده بودند که امام چون جنبه الوهیتی دارد، هرگز مغلوب و کُشته نمیشود، بلکه غایب میشود، به آسمان میرود، دربارهاش تناسخ یا حلول روی میدهد و ….؛
گروه مذکور نتوانستند بپذیرند که امام حسین علیه السلام با آن جایگاه، به دست زنازادگان وحشیانه به شهادت رسید، لذا دچار انحراف و کجفهمی شدند.
👥 گروهی معتقد شدند:
“در کربلا، کوفيان حنظلة بن اسعد شامی را به جای امام حسين عليه السلام به قتل رساندند ‼️”
شیخ صدوق رحمه الله روايت کرده است که ابوصلت هروی به خدمت حضرت امام رضا عليه السلام عرض کرد:
“گروهی در کوفه هستند که ادعا مىکنند حسين بن علی عليهما السلام کشته نشد و حق تعالى شباهت او را بر حنظلة بن اسعد شامی افکند و آن حضرت را به آسمان بالا برد، چنانکه عيسى را به آسمان بالا برد و اين آيه را حجت ميسازند: «و لن يجعل الله للکافرين علي المؤمنين سبيلا»
حضرت فرمودند: دروغ میگويند، غضب و لعنت خدا بر ايشان باد؛ اينان با تکذيب کردن پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله که خبر داد که آن حضرت کشته خواهد شد، کافر گشتهاند.
به خدا سوگند که حسين عليه السلام کشته شد و کسانی که از او بهتر بودند يعنى امير مؤمنان و امام حسن عليهما السلام نیز کشته شد.
و هيچ يک از اهل بيت رسالت نيست مگر آن که کشته مىشود. مرا هم با مکر و حيله، به زهر شهيد خواهند کرد.
اين خبر از رسول خدا صلي الله عليه و آله به من رسيده و آن حضرت را جبرئيل خبر داده و جبرئيل را خداوند آگاه کرده است. و مراد حق تعالى در آن آيه، آن است که کافر را حجتی بر مؤمن نيست، چگونه معناى مورد نظر آنان درست خواهد بود و حال آنکه خدای متعال از کشته شدن انبياء به ناحق در قرآن خبر داده است؛ با اين که حجت انبياء بر مخالفانشان غالب بود و حقانيت ايشان آشکار بود.”
📘 عيون اخبار الرضا علیه السلام، نشر جهان، ج ٢ ص ٢٠٣
در روایت دیگری به بحث تشبیهِ امام حسین علیه السلام به حضرت عیسی علیه السلام اشاره شده است .
در این روایت، پس از اینکه امام به سنتِ شامیان ( یعنی شادی در روز عاشورا ) اشاره میکند و این فاجعه را ریشهیابی میکند، میفرماید:
“ضرر این اخبار (شادی و برکتِ روز عاشورا) که شامیان برای دریافت جایزه از یزید لعنه الله جعل میکردند، برای اسلام و مسلمانان کمتر است از ضرر و خطر اخبار ساختگی آن گروهی که خودشان را به ما بستند و گمان میکنند دارای دوستی ما و معتقد به امامت ما هستند اما معتقدند که امام حسین علیه السّلام شهید نشده و شهادت آن حضرت نظیر عیسی بن مریم بر مردم مشتبه شده است!!!
بنابراین طبق این عقیده، سرزنش و ملامتی متوجه بنی امیه لعنهم الله که حسین علیه السلام را شهید کردهاند نخواهد بود.
کسی که گمان کند امام حسین علیه السّلام شهید نشده، پیامبر خدا و امیرالمومنین و امامانی را که بعد از ایشان خبر از شهادت امام حسین علیهم السلام دادهاند تکذیب نموده است، و کسی که آنان را تکذیب نماید به خدای بزرگ کافر شده است و خون او برای هر شخصی که این مطلب را از وی بشنود مباح است.”
📕 علل الشرایع، نشر قم، ج ١ ص ٢٢۵
در بخشی از توقيعی از ناحیه حضرت مهدی عجل الله فرجه آمده:
“ادعای آنان که معتقدند امام حسين عليه السلام کشته نشده، کفر است و تکذيب رسول و ائمه عليهم السلام، و ضلالت و گمراهی است.”
📗 احتجاج، طبرسی، نشر المرتضی، ج ٢ ص ٤٦٩
میمون الطبرانی» از مشهوران غلات نصیریه، در کتاب «مجموع الاعیاد» که اعیاد فرقه نصیریه را بیان میکند، بخشی را به «عید عاشورا» اختصاص داده است. او میگوید:
“عوام در عاشورا مشکی میپوشند و محزون هستند. اما اهل توحید، عاشورا را مسرورند و متبرک میدانند. زیرا عاشورا امام حسین علیه السلام کشته نشد، بلکه آن شخص عمر بن خطاب بود و آن اسبها که روی بدنش رفتند ابولؤلؤ بود !!!
زیرا حجت خدا کشته نمیشود و کسی نمیتواند بر او مسلط شود!
و حسین علیه السلام هم مانند عیسی علیه السلام کشته نشد.” سپس برای تأیید مطلبش میگوید:
“سیدنا الخصیبی _ مؤلف کتاب الهدایة الکبری _ نیز همین مطلب را به صورت شعر سروده است.” در ادامه نیز شعر خصیبی را میآورد.
📜 مجموع الأعیاد، میمون الطبرانی، ص ۱۱۰
✅ روایات فوق نشان میدهد که این تفکر از زمان امام صادق علیه السلام تا دوران غیبت، توسط غلات رواج داشته است، و الحال نیز عدهای همین عقیده را با بیانهای مختلف ترویج میدهند، مثلا میگویند:
“آن امام حسینی که عاشورا شهید شد، یک شَبَحی از خلقت نوری امام بود نه خود امام.”
حال از این طایفه سؤال میکنیم که اگر امام حسین علیه السلام را به دست حرامزادگان کشته نمیدانید، پس عزاداری و زیارت شما برای چیست؟!
گفتنی است که شادی و عید دانستنِ روز عاشورا، سنت بنیامیه است، لذا غلات و صوفیه نیز با اعتقاد به شادیِ روز عاشورا و عدم حزن، به یزیدیان اقتدا نمودهاند. (حالا با هر تأویلی)
برخی بزرگان صوفیه مانند “عبدالقادر گیلانی” که حنبلیمذهب بود، صراحتا عاشورا را عید اعلام کرده بود.
( الغنيه لطالبی طريق الحق _ مجموعه مواعظ عبدالقادر گیلانی )
یا میتوان “مولوی” را مثال زد که در شعری به عزاداران امام حسین علیه السلام در حلب طعن کردهست.
( روز عاشورا همه اهل حلب، باب انطاکیه اندر تا به شب … _ مثنوی، دفتر ششم ) شمس تبریزی نیز گوید:
خُجَندی بر خاندان پیامبر میگریست و ما بر او میگِرییم. یکی به خدا رسیده است او برایش میگرید! ( مقالات شمس، ص ۲۷۱ )
عارف معاصر “سید هاشم حداد” نیز روز عاشورا عزاداران را به دلیل گریه بر امام حسین علیه السلام مذمت کرده است. ( روح مجرد، ص ٧٩ )
و البته غیر از افراد مذکور، فراوانند از عُرَفا و صوفیه که خلاف روایات شیعی يا به روزه گرفتن در عاشورا سفارش کردهاند ( مانند: ابن عربی، الفتوحات المکیه، ۴ جلدی، ج ١ ص ٦٣٤، فصل روزه روز عاشورا ) یا به عدم حزن و عدم عزا تصريح و اشاره دارند.
برخی از عُرَفا معتقدند:
“امام حسین علیه السلام با مقام شهادت به خداوند رسید، لذا باید خوشحال باشیم.”
میگوییم: اگر لازم بود که به هر دلیلی برای امام حسین علیه السلام محزون نباشیم و خوشحال باشیم، رسول اکرم و اهل بیت علیهم السلام این نکته را به ما میآموختند، و قطعا تأویلاتی که صوفیه و غلات بیان میکنند، اگر صحیح بود، در معارف اهل بیت علیهم السلام به آن اشاره میشد.
@fazaelvamaaref