کار همه رو راه انداختی
کار منم راه بنداز ، یه نگاه به گدا بنداز
من ته چاه گیر افتادم
یه طنابی تو چاه بنداز
یا نوراً فی ظُلَمات، کشتی نجات
من نوکرتم، همون که میمیره برات
یا نوراً فی ظُلَمات، قربون چشات
کاش کرب و بلا بودم و میمردم برات
بدون عشقت همه چی باطله
اینکه منو خریدی کار دِله
جوری میگم اینو همه بشنون
کار فقط دست ابوفاضله
ابوفاضل،ابوفاضل،ابوفاضل