باشد علی خدا که نه، ولی ناخدا که هست
بعد از خدا و بعد رسول خدا علی ، ساقی است
گر شراب نداری بیا که هست
ما سائل رکوع علی نیستیم اگر
او إنّما ولیّکم الله ما که هست
محشر صفی به وسعت آغوش مرتضاست
ای عاشقان هجوم نیارید، جا که هست!
آن بی نشانه ای که نشان داشت از علی ،دل بی قرار یافتنش
هرکجا که هست خدایا به سلامت دارش
دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم
و من الماء کل شئ حی، همه مدیون حضرت آبیم
از زلال تو روشنیم ای آب، دل به دریا که میزنیم ای آب
موج در موج شرح دلتنگی ست، لب هر جوی اگر که بیتابیم
دجله هر شب هزار و یک قصه از نیستان سامرا دارد
مثل ما که هزار و یک سال است زائر غصههای سردابیم
کی بتابی تو یک شبِ بی ابر، بر شبستان حوض کوچکمان
و ببینیم باز هم با تو، غرقِ تسبیح موج و مهتابیم
بی تو یک روزِ خوش نبود و نرفت آبِ خوش از گلویمان پایین
یا سرابیم بی تو در پوچی یا که در خواب خویش مردابیم
گفته پیری که از بلندی کوه، جویبار دل تو جاری شد
ما که یک عمر رفت و در خوابیم مگر این چند روز دریابیم
آمدی بغض کوچهها وا شد، اشکها قطره قطره دریا شد
با شما هر جزیره خضراء شد، در بهارت چه سبز و شادابیم