پايتخت رفيع سلطنتت
بنده كرده دو صد سليمان را
تا نقاب از رُخت كنار زدی
شيعه كردی تمام ايران را
ناقه ات تا رسيد نيشابور
سجده كردند جام سلطان را
مرد سلمانی ِ شما دارد
همه ي رتبه های سلمان را
نجف و كربلای ما كردند
جنت مشهد خراسان را
به حرم پر زدم خدا را شكر
زائر مشهدم خدا را شكر
ما نديديم بام از اين بهتر
هيچ جا احترام از اين بهتر
آهوی دام ِ آهويت هستم
نيست صياد و دام از اين بهتر
از تهِ دل سلام آقاجان
ای سلام اَلْسلام از اين بهتر
با جُزامی ، غلام ، همسفره
من نديدم مرام از اين بهتر
برتر از حاكمی ، سليمانيست
تو بگو كه كدام از اين بهتر
نوكر خانه ی تو باشم من
كه نباشد مقام از اين بهتر
غير نوكر شدن چه ميخواهم؟
جز كبوتر شدن چه ميخواهم؟
باز دارم به سر هوای ضريح
دل من تنگ شد برای ضريح
دوست دارم رها شوم از خود
در ميان سر و صدای ضريح
چقدر دل شكستگی خوب است
در حريم پر از دعای ضريح
دستهايِ پر از تمنايی
ميخورد رويِ حلقه های ضريح
ميشود خوبتر خدا را ديد
در همان يا رضا رضای ضريح
واجب است به هر عاشق
سجده ي شكر عشق پای ضريح
حرم ثامن الحجج رفتم
ميليون مرتبه به حج رفتم
نوحه ی گريه دار و دَم با تو
خواندن داغ روضه ها با ما
جلوه دادن به محتشم با تو
ناله از دل زدن فقط با ما
كربلا كردن دلم با تو
گذری كن شبی به روضه ی ما
چشم با اين گدا، قدم با تو
دست با من ، به سر زدن با ما
زدن ِخيمه و علم با تو
روضه خواندن براي تو با ما
گريه هاي مُحَرمم با تو
ناله های رضا رضا با ما
چقدر عشقی و غمت عشق است
یا رضا سفره ی غمت عشق است