«طبیب دردانه» – حکایت شفای دختر مسیحی – حجة الاسلام محمد حسین یوسفی

 یک زن مسیحی را دیدند که یک قالیچه ی ابریشم گران قیمت آورده و هدیه کرده به مقبره ی حضرت رقیه سلام الله علیها گفتند تو مسیحی هستی چه ارتباطی با این خانواده داری؟
گفت من در لبنان دختر بچه ام فلج شد, تمام دکترهای داخل و خارج نتوانستند معالجه اش کنند , عاقبت یک نفر به من گفت یک طبیبی هست در شام هرکس از علاج مریضش نا امید میشود پیش او میرود و معالجه اش میکند.
آدرس را به او دادند در فلان بازار یک جایی است و اسم را هم گفتند,فکر کرد که مثلا یک طبیب زن است این شخص.
بچه اش را آورد و برد در هتلی خواباند که اول مطب را پیدا کند بعد دخترش را ببرد,دید اینجا مقبره است و مردم مشغول نیایش و دعا و گریه هستند.
سوال میکند به او میگویند اینجا محل دفن یک دختر سه ساله است که دختر امام سوم شیعیان است ,در این خرابه آنقدر در فراق پدر گریه کرده که قالب تهی کرده است و همینجا او را دفنش کرده اند و هر سال شیعیان به زیارت او می آیند و حاجت میگیرند.
این زن مسیحی وقتی غصه را متوجه میشود خیلی منقلب میشود و گریه میکند و دلش میسوزد,آنقدر اشک میریزد که بیهوش میشود.
در عالم بیهوشی میگوید یک دختر سه ساله را دیدم که نورانی بود,فرمود برخیز برو هتل دخترت منتظر توست من شفایش را از خدا گرفتم.
بلند میشود گریان و لرزان به سمت هتل میرود , تا کلید می اندازد در را باز میکند میبیند دخترش روی پاهایش ایستاده است ,میپرسد چه شد؟تو نمی توانستی راه بروی الان روی پایت هستی؟
گفت مادر تا شما رفتی طولی نکشید بعد از چند دقیقه دیدم یک دختر سه ساله وارد اتاق شد,با اینکه در بسته بود و من تعجب کردم ,آمد کنار تخت من ایستاد و گفت پاشو با هم بازی کنیم,گفتم من فلج هستم مادرم رفته است مطب دکتر خبر بیاورد,من نمیتوانم بلند شوم,گفت بلند شو من شفایت را از خدا گرفته ام ,یک مرتبه دیدم پاهایم تکان میخورد و میتوانم بلند شوم,ایستادم و گفتم تو که هستی؟
گفت من رقیه دختر امام حسینم(علیهما السلام),مادر تا الان اینجا بود و با من بازی میکرد,تا شما کلید انداختید گفت مادرت آمد من دیگر باید برم و غیبش زد.

اشتراک گذاری:

ویدئو های مرتبط

ویدئو های مرتبط دیگر

نظرات کاربران

نظرات و دیدگاه های کاربران عزیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی ها
روز شمار تاریخ اسلام

1 ـ هجرت پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از مكه به مدینه(مبدأ تاریخ اسلام) پس از

1 – به آتش كشیدن خانه خدا توسط سپاهیان شام در سوم ربیع الاول سال 64 هـ .ق. سپاهیان شام

1ـ هجوم به خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) همان گونه كه در وقایع روز نخست ماه ربیع الاول

شهادت امام حسن عسكری علیه السلام بر اساس روایات مشهور، امام حسن عسكری‌(علیه السلام) پس از 28 سال عمر پر

مرحوم صاحب جواهر ( شیخ محمد حسن نجفی ) در ” جواهر الکلام ” ج 5 ص 43- 44 در

1ـ ازدواج پیامبر اكرم ‌(صلی الله علیه و آله وسلم) با حضرت خدیجه‌(سلام الله علیها) در چنین روزی رسول گرامی

1ـ ورود پیامبرگرامی اسلام ‌(صلی الله علیه و آله وسلم) به دهكد‎ه قبا در نزدیكی مدینه در جریان هجرت پیامبرگرامی

آغاز دوران حكومت عباسیان از اوایل سال 130 هـ .ق عباسیان برای به دست آوردن قدرت، دست به كشتار و

1ـ هلاكت یزید بن معاویه یزید بن معاویه در چهاردهم ربیع الاول سال 64 هـ .ق. و در 39 سالگی

بنای مسجد «قبا» در نزدیكی مدینه به دستور پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در جریان هجرت پیامبرگرامی

1ـ میلاد مسعود خاتم الانبیاء حضرت محمد بن عبدالله ‌(صلی الله علیه و آله و سلم) در سحرگاه روز جمعه

1 – آغاز بنای مسجد النبی به دست پیامبرگرامی اسلام ‌(صلی الله علیه و آله و سلم) در هیجدهم ربیع

وقوع غزوه بنی نضیر غزوه بنی‌نضیر، نام یکی از غزوات پیامبر اکرم با یهودیان بنی‌نضیر مدینه.این غزوه، دومین جنگ پیامبر(صلی

ورود حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) به قم یك سال پس از تبعید امام رضا(علیه السلام) از مدینـه به مـرو،

وقوع غزوه دُومةُ الجَندل در روز بیست و پنجم ربیع الاول سال پنجم هـ .ق غزوه دُومةُ الجَندل اتفاق افتاد.

صلح حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) با معاویه در بیست و ششم ربیع الاول سال 41 هـ .ق امام حسن

جستجو کنید