علامه مجلسی از ابنبابویه از احمد بن علی روایت میکند که گفت:
از اباصلت هروی پرسیدم: چگونه مأمون راضی شد به قتل حضرت امام رضا علیهالسلام، با آن اکرام و محبتی که نسبت به ایشان اظهار میکرد و ایشان را ولیعهد خود گردانیده بود؟!
🔹اباصلت گفت: «مأمون برای آن حضرت را گرامی میداشت که فضیلت و بزرگواری او را میدانست؛ ولایت عهدی را به او تفویض کرد، برای آنکه مردم آن حضرت را چنان بشناسند که راغب به دنیا و محبّ آن است و محبت او از دلهای مردم کم شود!
چون دید این کار باعث زیادتی محبت و اخلاص مردم نسبت به حضرت شد، علمای جمیع فرق را از یهود و نصارا و مجوس و صابئیان و براهمه و ملحدان و دهریان و علمای جمیع فرق مسلمان را جمع کرد تا با آن حضرت مباحثه و مناظره کنند؛ شاید بر او غالب شوند و در اعتقاد مردم نسبت به آن حضرت فتوری به هم رسد.
اما این تدبیر نیز برخلاف مقصود او نتیجه داد و همگی آنان مغلوب آن حضرت گردیدند و به فضیلت و جلالت ایشان اقرار کردند.
حضرت مکرر اظهار میفرمود: خلافت حق ماست و ما از دیگران به امامت سزاوارتریم؛ و بدگویان، این سخن را به آن ملعون میرسانیدند. به این سبب خشم و حسد بر او غالب شده، حضرت نیز با او مدارا نمیکرد و مداهنه در حق او نمینمود و در اکثر احوال، سخنان درشت در روی او میگفت و موجب مزید حقد و کینه او میگردید.
به این سبب به قتل آن بزرگوار راضی شد و به زهر غدر، آن حضرت را شهید کرد.»
📗 جلاء العیون، علامه مجلسی، ص ۹۳۷