پس از اینکه اهل مدینه با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بیعت کردند و کفار قریش از این پیمان اطلاع یافتند؛ چهل نفر از اشراف در دارالندوه گرد آمدند و تصمیم گرفتند که که از هر عشیره ای یک نفر حاضر شوند و این گروه به طور ناگهانی به خانه رسول خدا صلی الله علیه وآله هجوم برند و او را به قتل برسانند، بدین ترتیب قاتل مشخص نمیشود و خونخواهی معنایی نخواهد داشت و بنی هاشم مجبور میشوند به دیه راضی شوند.
🔹خداوند با نزول آیه ۳۰ سوره مبارکه انفال پیامبر خویش را از این واقعه آگاه نمودند.
﷽ «وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»
– و [ياد كن] هنگامى را كه كافران در باره تو نيرنگ مىكردند تا تو را به بند كَشَند يا بكُشند يا [از مكّه] اخراج كنند، و نيرنگ میزدند، و خدا تدبير میكرد، و خدا بهترين تدبيركنندگان است.»
✅ با اینکه احتمال کشته شدن امیرالمومنین علی(علیه السّلام) بسیار زیاد بود در بستر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خوابیدند و پیامبر به غار ثور رفتند و از آنجا به مدینه هجرت فرمودند؛ هنگامی که مشرکین به خانه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) یورش بردند و حضرت امیرالمومنین(علیه السّلام) را به جای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در بستر یافتند، از هدف خود بازماندند.
🔹به دلیل این فداکاری و از خودگذشتی حضرت علی بن ابیطالب(علیه السّلام) خداوند آیه ۲۰۷ سوره مبارکه بقره را در فضیلت حضرت امیرالمومنین علی(علیه السّلام) نازل فرمودند:
﷽ «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ»
– و از ميان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى فروشد، و خدا نسبت به [اين] بندگان مهربان است.
برخی منابع فریقین:📚 تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۹تا۱۰۱ – سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۲۹۱ – مسند احمد، ج ۱، ص ۳۴۸ – السیرة الحلبیة، ج ۲، ص ۲۹ – المستدرک حاکم نیشابوری، ج ۳، ص ۵ – الارشاد(مفید)، ص ۳۰ – الامالی(طوسی)، ص ۴۶۶ – بحارالانوار، ج ۱۹، ص ۹۲
🔻در ادامه به یکی از زوایای بحث لیلةالمَبیت که کمتر مورد توجّه قرار گرفته خواهیم پرداخت:
1️⃣خود حضرت امیر علیهالسّلام در روایتی که از هفتاد فضیلت اختصاصی خود که احدی در آن با ایشان شریک نیست ، سخن میگویند ، میفرمایند:
«…. رسول خدا صلّی الله علیه و آله سلم آنگاه كه برای هجرت به سوي غار ميرفتند، مرا در بستر خود خوابانیدند و ردای خود را به رويم كشيدند و زمانی كه مشركان آمدند، گمان كردند كه من محمد هستم و مرا بيدار كردند و گفتند: كجاست اين رفيقت؟ و من گفتم: براي انجام کاری رفته است. و ايشان گفتند: اگر او گريخته بود، اين هم حتماً با او میگریخت.»
📗خصال ج۲ ص۵۷۲

2️⃣ابن عساکر نیز نقل کرده: رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور داد كه در شب خروجش از مكّه، علی (علیه السّلام) در بسترش بخوابد، و به او فرمود: تا زمانى كه قريشيان تو را مىبينند به دنبال من نخواهند گشت.
پس على (عليه السّلام) در بستر آن حضرت خوابيد، قريشيان به بستر رسول خدا نگاه مىكردند و مىديدند كه مردى در آن خوابيده است، فكر كردند كه او رسول خداست. وقتى صبح شد، على (عليه السّلام) را در آن ديدند و گفتند: اگر محّمد (صلی الله علیه و آله و سلم) خارج شود، على (عليه السّلام) نيز با او خارج خواهد شد ؛←پس على را زندانى كردند تا پيامبر را بيابند، در آن هنگام على [علیهالسّلام] را ديدند و پيامبر را پيدا نكردند.
📙(تاریخ مدينة دمشق، دارالفکر، ج ۴٢ ص ۶٨)