طلب‌کاری از امام؟! – حجت الاسلام محمد حسین یوسفی

 وقتی با ولی خدا که به یُمنهِ رُزِقَ الوری ارتباط برقرار میکنی خدا آن دعا و عبادتی که با خودش داری را می پذیرد./شیعه ای بود اهل بلخ,هرسال میرفت زیارت خانه ی خدا و بعد از آن میرفت مدینه محضر امام زمانش حضرت زین العابدین علیه السلام شرفیاب میشد ,و هر سفر یک سری هدایا تهیّه میکرد و برای امام زمانش میبرد/زین العابدین علیه السلام هم به او التفات خاصی داشتند/زنش در جریان قرار گرفت و میدید که اموالی را از چند روز قبل از حرکت تهیّه میکند و خرج میکند/زنش به او گفت , تو هر سال به حج میروی و بعد به مدینه و زیارت این آقا این همه هدیه میبری آیا این آقا چیزی در قبالش به تو میدهد؟شخص گفت این آقا مالک زمین و آسمان است ,من و تو و همه شیعیان و انسانهای روی زمین مملوک او هستیم ,هرچه داریم مالِ اوست و ما در واقع مالِ او را به خود او برمیگردانیم ,این چه توقعی است که تو از امام زمانت داری؟گذشت و سال بعد که این شخص حرکت کرد و رفت مکه و بعد مدینه و خدمت امام سجاد علیه السلام شرفیاب شد ,سفره پهن بود  حضرت به او غذا تعارف کردند او هم غذا خورد و وقتی آفتابه لگن آوردند برای شستن دستها بعد از غذا شخص سریع رفت و گرفت و گفت آقا من آب بریزم شما دستهایتان را بشورید ,حضرت علیه السلام فرمودند تو مهمان ما هستی من باید آب بریزم روی دستان تو شخص گفت نه آقا من دوست دارم آب بریزم شما دستانتان را بشورید ,حضرت فرمودند حالا که تو دوست داری من هم چیزی به تو نشان میدم که چشمت ورشن شود,همینطور که حضرت دستانشان را میشستند یک سوم طشت پر از آب شد,حضرت سجاد علیه السلام فرمودند در طشت چه میبینی؟ گفتم آقا آب میبینم,حضرت فرمودند دقت کن,وقتی دقت کرد دید یک سوم طشت پر از یاقوت گرانبها شده است ,حضرت فرمودند آب بریز و دستانشان را مجدد شستند یک سوم دیگر طشت آب شد حضرت فرمودند چه میبینبی؟عرض کرد آقا آب و یاقوت مروارید میبینم حضرت فرمودند دقت کن,وقتی با دقت دید متوجه شد یک سوم دیگر پر از زمرد سبز گران قیمت شده بود/بار سوم آب ریخت روی دستان حضرت,فرمودند چه میبینی؟عرض کرد آب میبینم وفرمودند دقت کن و متوجه شد دُرّهای سفیدی که مانند آن را تا بحال ندیده است در طشت پُر شده است/طشت پُر شد از زمرد سبز و یاقوت سرخ و دُرِّ سفید./فرمودند این هدیه ی ما برای همسرت,که نگوید این آقا چیزی به ما نمیدهد/اینها را گرفت و از آقا تشکر کرد و آمد ریخت جلوی زنش,این هم هدیه ی زین العابدین علیه السلام/آن زن آنقدر خجالت زده و گریان شد گفت حتماً من را باید در سفر بعدی ببری این آقا را ببینم/سفر بعد با همسرش راه افتاد به زیارت خانه ی خدا رفتند و بعد حرکت کردند به سمت مدینه که محضر امام سجاد علیه السلام شرفیاب شوند , در راه این خانم مریض شد و از شدت بیماری از دنیا رفت/این شخص گریان و نالان رفت محضر امام سجاد علیه السلام گفت آقا همسرم به عشق دیدار شما راهی سفر شد و از دنیا رفت/فرمودند میخواهی همسرت را به تو برگردانم؟حضرت دو رکعت نماز خواندند و دستانشان را رو به آسمان کردند و دعایی کردند و فرمودند برگرد همسرت زنده است/شخص میگوید وقتی برگشتم دیدم همسرم نشسته است و کنیزش به او شربتی را مینوشاند/گفتم چه شد؟گفت به خدا قسم عزرائیل علیه السلام آمد من را قبض روح کرد و من را داشت میبرد,یک مرتبه دیدم آقایی وارد آن حجره ای شد که من در او بودم ,اوصاف آن آقا ار گفت…شخص دید اوصاف زین العابدین علیه السلام را میگوید/زن گفت تا حضرت وارد شدند نگاهی به عزرائیل کردند و گفتند مگر تو موظف نیستی فرمان ما را اطاعت کنی؟گفت بله آقا فرمانی دارید؟حضرت فرمودند من سی سال عمر تازه برای این زن از خداوند خواسته ام/او زائره ی ما بود به قصد زیارت ما از شهرو دیارش حرکت کرد روحش را به او برگردان/زن میگوید به خودم آمدم دیدم نشسته ام و حالم خوب است /دونفری آمدن محضر امام سجاد علیه السلام تا چشم این زن به آقا افتاد خودش را روی قدمهای حضرت انداخت و شروع به گریه کردن کرد/ودر روایت دارد علامه ی مجلسی (ره)نقل میکند این زن و مرد دیگر به شهر خود برنگشتند و برای همیشه در مدینه ماندند و خدمت به امام زمان خود امام سجاد علیه السلام میکردند 

اشتراک گذاری:

ویدئو های مرتبط

ویدئو های مرتبط دیگر

نظرات کاربران

نظرات و دیدگاه های کاربران عزیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی ها
روز شمار تاریخ اسلام

1 ـ آغاز ايّام حزن آل محمد (علیهم السلام) اول محرم، اولین روز از ماه اندوه اهل بیت(علیهم السلام) است

ورود كاروان حسینی به كربلا بنا بر مشهور در روز دوم محرم سال 61 هـ .ق. حضرت سید الشهداء(علیه السلام)

1 ـ نامه امام حسین(علیه السلام) برای اهل كوفه در این روز امام حسین(علیه السلام) نامه ‌ای در پاسخ به

سخنرانی عبید الله بن زیاد در مسجد كوفه عبید الله بن زیاد حاكم كوفه برای این كه مردم را از

1ـ یاری خواستن حبیب بن مظاهر از بنی اسد در این روز حبیب بن مظاهر با اجازه حضرت امام حسین

ممنوعیت استفاده از آب فرات برای كاروان امام حسین(علیه السلام) بعد از آنكه عبیدالله بن زیاد، سپاهیان فراوانی برای نبرد

ملاقات امام حسین(علیه السلام) با عمر بن سعد در كربلا طبق گزارش ابومخنف در کتاب مقتل‌الحسین، پیش از واقعه کربلا

1ـ محاصره خیمه‌های امام حسین(علیه السلام) در كربلا امام صادق(علیه السلام) فرمودند:  «تاسوعا روزی بود كه حسین(علیه السلام) واصحابش را

1ـ عاشورای حسینی مناجات امام حسین‌(علیه السلام) پیشوای شهیدان(علیه السلام) سپیده دم عاشورا با اصحاب وفادارش نماز صبح را اقامه

1ـ حركت كاروان اسیران از كربلا عمربن سعد ملعون روز یازدهم محرم سال 61 هـ .ق. تا ظهر در زمین

1ـ دفن شهدای كربلا روز دوازدهم محرم سال 61 هـ .ق. عده‌ای از قبیله بنی‌اسد برای دفن بدن مطهر امام

1ـ اسرای اهل بیت‌(علیهم السلام) در مجلس ابن زیاد در روز سیزدهم محرم سال 61 هـ .ق. بعد از آنكه

ورود نمایندگان طایفه «نَخَع» به مدینه و پذیرش دین اسلام رسول گرامی اسلام‌(صلی الله علیه و آله و سلم)

حركت كاروان اسیران كربلا از كوفه به طرف شام یزید ملعون در جواب نامه عبیدالله بن زیاد به او دستور

دفن بدن مطهر جون غلام سید الشهدا علیه السلام در کربلا بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از

1ـ شهادت سيّد الساجدین علی بن الحسین‌(علیهما السلام) بنا بر روایت مشهور امام سجاد(علیه السلام) در 25 محرّم الحرام سال

1ـ شهادت علی بن الحسن المثلث در بیست و ششم محرم سال 146 هـ .ق. علی بن حسن بن حسن

1ـ رحلت حُذیفه بن یمان حُذَیفة بن یمان، صحابه و صاحب سرّ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)

در اين روز اسراى اهل بيت عليهم السلام به حوالى شام رسيدند. ابراهيم بن طلحة بن عبداللَّه جلو آمد و

جستجو کنید