تربیت فرزند با زبان عمل، نه فقط زبان نصیحت
نویسنده: حجت الاسلام سید علاءالدین موسوی اصفهانی
مقدمه
یکی از مهمترین پرسشهای والدین این است که: چگونه فرزند صالح، مؤمن، راستگو، باادب و مسئولیتپذیر تربیت کنیم؟
گاهی پاسخ خود را در افزایش نصیحتها، تذکرها و توصیهها میجوییم؛ به فرزند میگوییم نماز بخوان، راستگو باش، دروغ نگو، احترام بگذار، عصبانی نشو، غیبت نکن، اهل مطالعه باش و به دیگران کمک کن.
اما یک سؤال اساسی وجود دارد:
فرزند ما بیشتر به چه چیزی نگاه میکند؛ به آنچه میگوییم یا به آنچه انجام میدهیم؟
واقعیت این است که کودک، پیش از آنکه شنونده سخنان والدین باشد، بیننده رفتار آنان است.
او فقط به درسهایی که به او میدهیم توجه نمیکند؛ بلکه سبک زندگی ما را میبیند و از آن الگو میگیرد.
به همین دلیل، اگر تربیت را فقط در «گفتن» خلاصه کنیم، ممکن است بخش مهمی از حقیقت تربیت را از دست بدهیم.
۱. قرآن؛ اصلاح دیگران از خود انسان آغاز میشود
قرآن کریم در یک تذکر بسیار مهم میفرماید:
«أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ»
«آیا مردم را به نیکی فرمان میدهید و خودتان را فراموش میکنید؟»
(بقره، ۴۴)
این آیه مستقیماً درباره تربیت فرزند نیست، اما یک اصل بسیار مهم تربیتی را بیان میکند: گفتار انسان زمانی اثرگذار است که رفتار او با سخنش هماهنگ باشد.
اگر پدر به فرزندش میگوید دروغ نگو، ولی خودش در حضور کودک دروغ میگوید، پیام عملیای که کودک دریافت میکند با پیام کلامی پدر متفاوت است.
اگر مادر فرزندش را به احترام دعوت میکند، اما خود در هنگام عصبانیت به دیگران بیاحترامی میکند، کودک بیشتر از آنکه جمله مادر را به خاطر بسپارد، رفتار مادر را در ذهن خود ثبت میکند.
بنابراین، نخستین قدم در تربیت دیگران، تربیت خویشتن است.
۲. قرآن فقط به گفتن خوبیها اکتفا نمیکند
خداوند متعال در سوره صف میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ»
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! چرا چیزی میگویید که انجام نمیدهید؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که چیزی بگویید که انجام نمیدهید.»
(صف، ۲ و ۳)
این آیه یک اصل مهم را به ما یاد میدهد: میان «گفتار» و «رفتار» نباید فاصله باشد.
در تربیت فرزند، این اصل اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا کودک در سالهای نخست زندگی، والدین را مهمترین الگوی زندگی خود میداند.
والد ممکن است تصور کند که فرزند فقط یک تذکر را شنیده است، اما در حقیقت کودک دارد شخصیت والد را مشاهده میکند.
۳. «کُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ»
یکی از زیباترین روایات در این زمینه از امام صادق(ع) نقل شده است:
«كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ، لِيَرَوْا مِنْكُمُ الْوَرَعَ وَالِاجْتِهَادَ وَالصَّلَاةَ وَالْخَيْرَ، فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِيَةٌ.»
الکافي ج۲ ص۷۸
«مردم را با غیر زبانهایتان دعوت کنید؛ تا از شما پرهیزکاری، تلاش، نماز و خیر را ببینند؛ زیرا همین، دعوتکننده است.»
این روایت یک تعبیر فوقالعاده زیبا دارد:
«بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ»
یعنی فقط با زبان دعوت نکنید.
کاری کنید که مردم خوبی را در رفتار شما ببینند.
🔻اگر این سخن را در محیط خانواده تطبیق دهیم، معنایش بسیار عمیق میشود:🔻
اگر میخواهیم فرزندمان نمازخوان باشد، بگذاریم نماز خواندن ما را ببیند.
اگر میخواهیم اهل صداقت باشد، صداقت ما را ببیند.
اگر میخواهیم اهل گذشت باشد، گذشت ما را ببیند.
اگر میخواهیم احترام به پدر و مادر را یاد بگیرد، احترام ما به والدینمان را ببیند.
این همان «دعوت بدون زبان» است.
۴. امیرمومنان علی (علیه السلام): کسی که خود را پیشوا قرار میدهد، از خودش آغاز کند
امیرالمؤمنین علی(ع) در سخنی بسیار مهم میفرمایند:
«مَنْ نَصَّبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ.»
«کسی که خود را پیشوای مردم قرار میدهد، باید پیش از آموزش دیگران، از آموزش خویشتن آغاز کند.»
سپس میفرماید:
«وَلْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ.»
«و باید تربیت کردن او با رفتار و سیرهاش، پیش از تربیت کردن با زبانش باشد.»
نهج البلاغه
این روایت دقیقاً با موضوع بحث ما ارتباط دارد.
امیرمومنان علی(علیه السلام) نمیفرماید زبان بیفایده است؛ بلکه ترتیب را مشخص میکند:
اول رفتار، سپس گفتار.
یعنی اگر رفتار و گفتار هماهنگ باشند، سخن انسان نفوذ بیشتری پیدا میکند.
۵. کودک از ما «زندگی کردن» را یاد میگیرد
کودک در خانه فقط الفبا و ریاضی یاد نمیگیرد.
او در خانه یاد میگیرد: هنگام عصبانیت چه کند.
هنگام اختلاف چگونه سخن بگوید.
با شکست چگونه برخورد کند.
با افراد ضعیفتر چگونه رفتار کند.
با پول چه نگاهی داشته باشد.
با پدر و مادر چگونه رفتار کند.
با همسر آینده خود چگونه رفتار کند.
دروغ را چگونه توجیه کند.
در برابر اشتباه خود عذرخواهی کند یا آن را پنهان کند.
و حتی رابطه انسان با خدا چگونه باشد.
به تعبیر دیگر: خانه نخستین مدرسه شخصیت انسان است و پدر و مادر نخستین معلمان آن مدرسهاند.
۶. فرزند، رفتار والدین را در موقعیتهای واقعی میآموزد
فرض کنید پدر به فرزندش میگوید:
«پسرم! وقتی عصبانی شدی، خودت را کنترل کن.»
اما همان شب، وقتی مشکلی پیش میآید، پدر فریاد میزند و در را محکم میبندد.
کودک چه چیزی یاد میگیرد؟ پیام کلامی این بوده:
«خشم خودت را کنترل کن.»
اما پیام عملی این بوده: «وقتی عصبانی شدی، میتوانی فریاد بزنی.»
یا مادر میگوید: «دخترم! پشت سر دیگران حرف نزن.»
اما کودک میبیند که مادر در مهمانی درباره دیگران بدگویی میکند.
باز هم کودک با دو پیام روبهروست.
در چنین شرایطی، رفتار والدین معمولاً برای کودک ملموستر و باورپذیرتر است.
۷. یک روایت بسیار زیبا درباره تأثیر عمل
امام صادق(ع) میفرمایند:
«كُونُوا زَيْناً لَنَا، وَلَا تَكُونُوا شَيْناً عَلَيْنَا.»
«برای ما زینت باشید و مایه ننگ ما نباشید.»
یعنی رفتار انسان باید به گونهای باشد که وقتی دیگران او را میبینند، خوبی و زیبایی دین را در رفتار او مشاهده کنند.
این اصل در تربیت فرزند نیز بسیار مهم است.
والدین در حقیقت چهرهای از دین را به فرزند خود نشان میدهند.
اگر کودک در خانه ببیند که دینداری با مهربانی، صداقت، آرامش، گذشت و احترام همراه است، دین برای او معنایی دوستداشتنی پیدا میکند.
اما اگر دائماً از دین و اخلاق سخن بشنود ولی رفتارهای تند، تحقیرآمیز و متناقض ببیند، ممکن است میان «سخن» و «واقعیت زندگی» فاصله احساس کند.
۸. قرآن؛ خانواده را خودتان از آتش حفظ کنید
خداوند میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا»
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! خود و خانواده خویش را از آتشی حفظ کنید.» (تحریم، ۶)
نکته قابل تأمل این است که قرآن ابتدا میفرماید: «أَنْفُسَكُمْ»؛ خودتان
و سپس: «أَهْلِيكُمْ»؛ خانوادهتان
یعنی در مسیر اصلاح خانواده، خود انسان نیز موضوع تربیت است.
نمیتوان همیشه از فرزند انتظار داشت که بهتر از والدین رفتار کند، در حالی که خود والدین الگوی مناسبی برای آن رفتار نیستند.
۹. تربیت دینی فقط با گفتن «نماز بخوان» اتفاق نمیافتد
فرض کنیم پدر و مادری آرزو دارند فرزندشان اهل نماز شود.
ممکن است هر روز بگویند:
«نمازت را خواندی؟»
«چرا نماز نمیخوانی؟»
«نماز خیلی مهم است.»
این جملات ممکن است لازم باشند، اما یک چیز بسیار مهمتر وجود دارد:
فرزند باید نماز را در زندگی والدین خود ببیند.
وقتی کودک میبیند مادر با شنیدن اذان برنامه خود را تنظیم میکند؛
وقتی میبیند پدر در سختترین شرایط نماز را رها نمیکند؛
وقتی میبیند نماز برای والدین فقط یک تکلیف نیست، بلکه لحظهای برای آرامش و ارتباط با خداست؛
آنگاه نماز از یک «دستور» به یک سبک زندگی تبدیل میشود.
این همان تربیت با عمل است.
۱۰. اگر میخواهیم فرزندمان کتابخوان شود…
گاهی به فرزند میگوییم:
«چرا کتاب نمیخوانی؟»
«برو کتاب بخوان.»
اما خودمان ساعتها تلفن همراه را در دست داریم.
کودک از این رفتار چه میآموزد؟
اگر میخواهیم کتابخوان شود، شاید بهترین کار این باشد که در خانه ما را در حال مطالعه ببیند.
فرزند وقتی میبیند پدر و مادر برای کتاب وقت اختصاص میدهند، ناخودآگاه متوجه میشود که مطالعه بخشی از زندگی انسان است.
۱۱. اگر میخواهیم فرزندمان به پدر و مادر احترام بگذارد…
یکی از نگرانیهای والدین این است که چرا فرزندشان در آینده به آنها احترام نمیگذارد.
اما تربیت احترام از یک نقطه بسیار مهم آغاز میشود:
فرزند باید احترام ما به دیگران را ببیند.
اگر پدر و مادر با والدین خود محترمانه رفتار کنند، کودک احترام را به صورت عملی یاد میگیرد.
اگر کودک ببیند پدر با مادر با احترام سخن میگوید و مادر نیز شخصیت پدر را حفظ میکند، تصویری سالم از رابطه خانوادگی در ذهن او شکل میگیرد.
۱۲. یکی از بزرگترین درسها: «عذرخواهی»
گاهی والدین تصور میکنند اگر از فرزند خود عذرخواهی کنند، اقتدارشان از بین میرود.
در حالی که گاهی عذرخواهی والدین یکی از زیباترین درسهای اخلاقی برای فرزند است.
اگر پدر عصبانی شده و سخن نادرستی گفته است، میتواند بگوید:
«پسرم، من عصبانی شدم و حرف درستی نزدم. از تو عذر میخواهم.»
این جمله شاید از دهها جلسه اخلاق مؤثرتر باشد.
چرا؟
چون کودک میبیند:
انسان مؤمن و اخلاقی کسی نیست که هیچگاه اشتباه نمیکند؛ بلکه کسی است که وقتی اشتباه کرد، مسئولیت آن را میپذیرد.
۱۳. روایت امام علی(علیه السلام) درباره تربیت فرزند
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در نامه معروف خود به امام حسن(علیه السلام) میفرمایند:
«وَإِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ، مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْءٍ قَبِلَتْهُ.»
«دل نوجوان مانند زمین خالی است؛ هر بذری در آن افکنده شود، آن را میپذیرد.»
این تعبیر، مسئولیت والدین را بسیار سنگین میکند.
کودک مانند صفحهای است که دائماً در حال ثبت کردن است.
ما با رفتارمان در این زمین بذر میکاریم.
مهربانی بکاریم، مهربانی برداشت میکنیم.
صداقت بکاریم، صداقت را تقویت میکنیم.
احترام بکاریم، احترام رشد میکند.
و اگر خشونت، تحقیر، دروغ و بیاحترامی را به صورت مداوم در محیط خانه مشاهده کند، نباید تعجب کنیم اگر بخشی از همان رفتارها در او ظاهر شود.
۱۴. تربیت با «الگو» از تربیت با «دستور» قویتر است
یک کودک ممکن است بارها بشنود:
«صداقت داشته باش.»
اما اگر یک بار ببیند پدرش در یک معامله سخت، با وجود ضرر مالی، حقیقت را میگوید، آن صحنه میتواند برای همیشه در ذهن او باقی بماند.
ممکن است مادر بارها بگوید:«بخشش خوب است.»
اما وقتی کودک ببیند مادر از کسی که به او بدی کرده گذشته است، معنای واقعی بخشش را میفهمد.
بنابراین: کودک با گوش خود نصیحت را میشنود، اما با چشم خود شخصیت را یاد میگیرد.
۱۵. تربیت از لحظههای عادی زندگی اتفاق میافتد
گاهی والدین فکر میکنند برای تربیت باید جلسه رسمی تشکیل دهند.
اما مهمترین لحظات تربیتی، گاهی همان لحظههای کاملاً معمولی زندگیاند:
وقتی رانندهای جلوی ما میپیچد؛
وقتی فروشنده اشتباه میکند؛
وقتی کسی به ما بیاحترامی میکند؛
وقتی مهمانی میآید؛
وقتی پولی پیدا میکنیم؛
وقتی اشتباهی از ما سر میزند؛
وقتی در خانه اختلافی پیش میآید؛
وقتی کسی از ما کمک میخواهد.
کودک در همین لحظهها ما را میبیند.
و شاید مهمترین درسهای اخلاقی را نه در زمان نصیحت، بلکه در همین لحظات یاد میگیرد.
۱۶. «زبان رفتار» همیشه خاموش نیست
گاهی والدین میگویند: «من که چیزی نگفتم!»
اما رفتار انسان همیشه در حال سخن گفتن است.
سکوت ما، نحوه نگاه ما، لحن صدای ما، نحوه برخورد ما با همسر، واکنش ما به اشتباه دیگران و حتی نوع استفاده ما از فضای مجازی، همه برای فرزند پیام دارند.
بنابراین میتوان گفت: هر خانه یک کتاب تربیتی است و والدین نویسندگان آن هستند.
فرزند هر روز چند صفحه از این کتاب را میخواند.
۱۷. پس آیا نصیحت نکنیم؟
خیر.
نصیحت و آموزش لازم است؛ اما کافی نیست.
تربیت موفق ترکیبی از: آموزش + محبت + تذکر + الگو بودن + تکرار + صبر است.
مشکل زمانی ایجاد میشود که بخواهیم چیزی را فقط با زبان به فرزندمان منتقل کنیم، در حالی که رفتار خودمان پیام دیگری میدهد.
بهترین حالت این است: آنچه میگوییم، همان چیزی باشد که فرزند در زندگی ما میبیند.
آنگاه زبان و عمل یکدیگر را تأیید میکنند.
۱۸. چند سؤال مهم برای والدین
گاهی به جای اینکه از خود بپرسیم:
«چرا بچه من اینطور شده؟»
بهتر است از خود بپرسیم:
آیا این رفتار را در من دیده است؟
اگر میگوییم: «چرا فرزندم زود عصبانی میشود؟»
ببینیم خودش چه الگوی خشم و عصبانیتی در خانه دیده است.
اگر میگوییم: «چرا دروغ میگوید؟»
ببینیم آیا دروغهای کوچک ما را دیده است؟
اگر میگوییم: «چرا احترام نمیگذارد؟»
ببینیم آیا احترام را در رفتار ما مشاهده کرده است؟
اگر میگوییم: «چرا نماز برایش مهم نیست؟»
ببینیم نماز در زندگی ما چه جایگاهی دارد.
این نگاه به معنای مقصر دانستن والدین نیست؛ بلکه به معنای پذیرفتن قدرت الگودهی والدین است.
۱۹. فرزند ما میراث رفتاری ماست
ممکن است فرزند ما سالها بعد بسیاری از جملههای ما را فراموش کند.
شاید حتی بعضی نصیحتهای ما را به یاد نیاورد.
اما ممکن است یک رفتار کوچک ما را هرگز فراموش نکند.
شاید به یاد داشته باشد که:
پدرش وقتی عصبانی میشد، چگونه خودش را کنترل میکرد.
مادرش وقتی اشتباه میکرد، چگونه عذرخواهی میکرد.
پدرش وقتی کسی نیازمند بود، چگونه کمک میکرد.
مادرش هنگام شنیدن اذان چگونه به نماز میایستاد.
پدر و مادرش هنگام اختلاف چگونه با احترام با یکدیگر سخن میگفتند.
اینها خاطراتی هستند که گاهی در شخصیت انسان ریشه میدوانند.
نتیجهگیری
تربیت فرزند فقط با حرف زدن اتفاق نمیافتد. فرزند ما هر روز در حال تماشای ماست.
او میبیند چگونه زندگی میکنیم، چگونه عبادت میکنیم، چگونه عصبانی میشویم، چگونه میبخشیم، چگونه عذرخواهی میکنیم، چگونه با همسر و والدین خود رفتار میکنیم و چگونه در موقعیتهای سخت تصمیم میگیریم.
از این رو، سخن امام صادق(ع) یک اصل بزرگ تربیتی برای همه ماست:
«كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ»
با غیر زبانهایتان دعوتکننده باشید.
اگر میخواهیم فرزندمان مؤمن باشد، ایمان را در زندگی ما ببیند.
اگر میخواهیم راستگو باشد، صداقت ما را ببیند.
اگر میخواهیم مهربان باشد، مهربانی ما را ببیند.
اگر میخواهیم اهل نماز باشد، نماز ما را ببیند.
اگر میخواهیم احترام بگذارد، احترام ما را ببیند.
اگر میخواهیم اهل گذشت باشد، گذشت ما را ببیند.
و اگر میخواهیم انسان خوبی شود، قبل از هر چیز باید اجازه دهیم خوبی را در ما ببیند.
در نهایت، شاید بتوان تمام این بحث را در یک جمله خلاصه کرد:
«فرزندان ما بیشتر از آنکه به نصیحتهای ما عمل کنند، از رفتارهای ما الگو میگیرند؛ پس اگر میخواهیم فرزندمان تغییر کند، گاهی بهترین نقطه شروع، خودِ ما هستیم.»