ذهبی در مدخل امام صادق عليه السّلام مینویسد:
«… الإِمَامُ الصَّادِقُ شَيْخُ بَنِي هَاشِمٍ أَبُو عَبْدِ اللهِ القُرَشِيُّ الهَاشِمِيُّ العَلَوِيُّ النَّبَوِيُّ المَدَنِيُّ أَحَدُ الأَعْلاَمِ.
وَ أُمُّه هِيَ أُمُّ فَرْوَةَ بِنْتُ القَاسِمِ بنِ مُحَمَّدِ بنِ أَبِي بَكْرٍ التَّيْمِيِّ وَ أُمُّهَا هِيَ أَسْمَاءُ بِنْتُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بنِ أَبِي بَكْرٍ وَ لِهَذَا كَانَ يَقُوْلُ: وَلَدَنِي أَبُو بَكْرٍ الصِّدِّيْقُ مَرَّتَيْنِ.
وَ كَانَ يَغضَبُ مِنَ الرَّافِضَةِ وَ يَمقُتُهُم إِذَا عَلِمَ أَنَّهُم يَتَعَرَّضُوْنَ لِجَدِّهِ أَبِي بَكْرٍ ظَاهِراً وَ بَاطِناً، هَذَا لاَ رَيْبَ فِيْهِ…» (سير اعلام النبلاء – ط الحديث، ج۶ ص٣۶٢)
✍🏻 امام صادق (عليه السّلام) شیخ و بزرگ بنیهاشم، قُرَشی، هاشمی، علوی، نبوی، و از بزرگان طایفه است. مادرش اُمّ فروة دختر قاسم، فرزند محمد بن ابی ابکر است، و مادر اُمّ فروة، اسماء دختر عبدالرحمن بن أبی بکر است. لذا امام صادق (عليه السّلام) همیشه میگفت: ابابکر صدّیق دوبار مرا به دنیا آورده است. (یعنی نَسَب من از دو طرف به ابابکر میرسد.) لذا همیشه شیعیانی که جدّش ابابکر را به کنایه و آشکار طعن میکردند، توبیخ و مذمّت مینمود، و در این شکّی نیست.
✅ پاسخ به ادّعای ذهبی:
١ _ در هیچ یک از منابع شیعه این روایت نقل نشده است. اوّلین بار در کتب شیعه، مرحوم إربلی این نقل را از “عبدالمحمود بن جنابذی” سُنّی روایت کرده است، که عامّی است و برای ما حجّت نیست. “ابن حزم” مینویسد:
«لا معنی لاحتجاجنا علیهم بروایاتنا، فهم لا یصدّقونها، و لا معنی لاحتجاجهم علینا بروایاتهم فنحن لا نصدّقها، و انّما یجب ان یحتجّ الخصوم بعضهم علی بعض بما یصدقّه الذی تقام علیه الحجّة به.» (الفصل فی الاهواء والملل والنحل، ج۴، ص۷٨)
✍🏻 یعنی: معنا ندارد که ما علیه شیعیان به روایات خودمان استدلال کنیم؛ در حالی که آنها قبول ندارند، و نیز معنا ندارد که آنها به روایات خودشان علیه ما استناد کنند؛ در حالی که ما آن روایات را قبول نداریم. از این روی لازم است که در برابر خصم به چیزی استناد شود که او قبول دارد و برای او حجّت است.
٢ _ این روایت در کتب مخالفین هم وضعیت مطلوبی ندارد، و با مبانی آنان، مورد پذیرش نیست، ولی همانطور که پیشتر نیز بیان شد، هرجا به نفع و ضررشان باشد، مبانی خود را فراموش میکنند. ذهبی بدون اشاره به وضعیت سند و دلالت روایت، آن را نقل کرده و از ادامه کلامش که بالاتر نقل شد، مشخّص است که روایت را صحيح قلمداد کرده؛ ولی اگر در فضائل اهل بیت علیهم السّلام روایتی نقل کند، حتّی اگر صحیحالسند هم باشد، میگوید: “سند صحیح است، ولی من نمیتوانم آن را بپذیرم.”‼️(بعنوان نمونه: میزان الإعتدال، ج١ ص٨٢)
➖ مهمترین سند و متن این نقل، در کتاب “تهذيب الکمال” مِزّی میباشد:
«اخبرنا بذلک ابو الفرج عبد الرحمان بن ابی عمر محمد بن احمد بن محمد بن قدامة المقدسی بدمشق، وابو الذکاء عبد المنعم بن یحیی بن ابراهیم الزهری بالمسجد الاقصی، و ابو بکر محمد بن اسماعیل بن عبدالله بن الانماطی الانصاری بالقاهرة، وابو بکر عبدالله بن احمد بن اسماعیل بن فارس التمیمی بالاسکندریة، قالوا: أخبرنا ابوالبرکات داود بن احمد بن محمد بن ملاعب البغدادی بدمشق، قال: اخبرنا القاضی ابو الفضل محمد بن عمر بن یوسف الارموی ببغداد، قال: اخبرنا الشریف ابو الغنائم عبد الصمد بن علی بن محمد بن الحسن ابن المامون، قال: اخبرنا الحافظ ابو الحسن علی بن عمر بن احمد ابن مهدی الدارقطنی، قال: حدثنا یعقوب بن ابراهیم البزاز، قال: حدثنا الحسن بن عرفة، قال: حدثنا محمد بن فضیل….
و به (الاسناد السابق) قال: اخبرنا الدارقطنی، قال: حدثنا ابو بکر احمد بن محمد بن اسماعیل الادمی، قال: حدثنا محمد بن الحسین الحنینی، قال: حدثنا عبد العزیز بن محمد الازدی، قال: حدثنا حفص بن غیاث، قال: سمعت جعفر بن محمد یقول: حَدَّثَنَا حفص بْن غياث، قال: سمعت جعفر بْن مُحَمَّد يقول: ما أرجو من شفاعة علي شيئا إلا و أنا أرجو من شفاعة أبي بكر مثله، و لقد ولدني مرتين.» (ج۵ ص٨١)
✍🏻 چیزی از شفاعت علی (علیهالسّلام) امید ندارم، مگر اینکه مثل همان را از ابوبکر امید دارم، به درستی که ابوبکر مرا دو بار به دنیا آورده است!
🔹الف) سند روایت: با توجّه به منابع رجالی عامّه، واضح است که غالب رُوات این نقل، مجهول، و باقي روات بدون توثیق میباشند.
و مهمتر اینکه درباره راوی بلاواسطه یعنی “حفص بن غیاث” نوشتهاند: «قال علی بن المدینی: احادیث حفص و حاتم بن وردان عن جعفر بن محمد منکرة»
احادیث حفص بن غیاث از جعفر بن محمد (علیهماالسّلام) غیر قابل قبول است. (التعديل و التجريح، ج٢ ص۵١١)
و نیز ذهبی در “میزان الاعتدال” درباره وی مینویسد: «و قال داود بن رشید: حفص بن غیاث کثیر الغلط.» داود بن رشید گفته: حفص بن غیاث، اشتباهاتش زیاد بود.
«و قال ابو زرعة ساء حفظه بعد ما استقضی» ابوزرعة بعد از آنکه قاضی شد، حافظهاش ضعیف شد. (ج١ ص۵۶٧)
ابن_حجر نیز در مقدّمه” فتح الباری” همین مطلب را ذکر کرده است.
🔹ب) دلالت روایت: حتّی اگر سند روایت صحیح هم بود، ولی متن آن کاملا بر عدم صحّتش گواهی میدهد. کدام عاقلی میپذیرد که امام صادق عليه السّلام درباره امیرالمؤمنین علیه السّلام چنین سخنی بفرمایند؟! و درباره ابابکر آنگونه بگویند؟! هرکس ذرّهای با سیره و روایات امام صادق عليه السّلام آشنایی داشته باشد، عبارتی که در روایت آمده، برایش مضحک است.
✴️ قاضی نورالله شوشتری، مینویسد:
«یدل علی کذب هذا الخبر ان صاحب الشفاعة العظمی هو جده (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فلا یلیق به (علیهالسّلام) نسیان شفاعة جده (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) واظهار رجاء شفاعة غیره سیما ابو بکر الذی لا شافع له ولا حمیم یوم لا ینفع مال ولا بنون، الا من اتی الله بقلب سلیم، اللهم الا ان قصد به مجرد التقیة فافهم. و اما قوله (علیهالسّلام) “و لقد ولدنی مرتین” فبیان للواقع لا للافتخار به کیف و قد مر الاتفاق علی ان قوم ابی بکر ارذل طوائف قریش وقد وقع التصریح به من ابی سفیان کما مر و قال علی (علیهالسّلام) فی شان محمد بن ابی بکر انه ولد نجیب من اهل بیت سوء فتدبر. (الصوارم المهرقة، ص٢۴١)
✍🏻 دلیل بر دروغ بودن این خبر همین بس که صاحب شفاعت کبری، جدّش رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله است، پس سزاوار نیست که آن حضرت شفاعت جدّش را فراموش کرده باشد و اظهار امید به شفاعت غیر داشته باشد. به ویژه ابوبکر، که خودش در آن روز که مال و فرزندان سودی نمیبخشد، شفاعتکننده و حمایتکنندهای ندارد؛ مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید! مگر اینکه هدف امام صادق (علیهالسّلام) از بیان این جملات فقط #تقیه باشد.
اما اینکه آن حضرت فرموده: “ابوبکر مرا دو بار به دنیا آورده” واقع را بیان میکند نه این که افتخار کند، زیرا پیش از این گفتیم که قبیله ابوبکر، پستترین قبیله قریش بوده است؛ و ابوسفیان هم به این مطلب تصریح کرده است. و نیز اميرالمؤمنين علیهالسّلام در شأن محمد بن ابیبکر فرموده: “او فرزندی نجیب از خانوادهای بد است” که این سخنان پستی قبیله ابوبکر را اثبات میکند. بنابراین جایی برای افتخار نمیماند.
🔹 سیّد جعفر مرتضی عاملی رحمه الله، مینویسد:
اوّلا: شیعیان آن را نقل نکردهاند؛ بلکه از روایات مخالفین است.
ثانيا: حتّی اگر شیعیان آن را روایت کرده باشند، باز هم افتخاری برای ابوبکر نیست؛ بلکه بازگویی چیزی است که اتّفاق افتاده و ستایش و نکوهشی در بر ندارد. وقتی میگوییم فلانی، فرزند یا عمو یا همسر یا شوهر فلانی است، برای هیچ یک از طرفین، مدح و ذمّی اثبات نمیشود. مواردی از این دست در قرآن کریم آمده است که بعنوان نمونه، میتوان به سورۀ تحریم مراجعه کرد.
ثالثا: بی شک کسی که نَسَبش به رسول اکرم صلی الله علیه و آله میرسد، نیازی ندارد به خویشاوندیاش با دیگران افتخار کند؛ به ویژه با رفتاری که ابوبکر با جدّهاش زهرا صلوات الله علیها و جدّش علی صلوات الله علیه داشت و ماجرا بر کسی پوشیده نیست.
رابعا: قرمانی مینویسد: «مادر امام صادق صلوات الله علیه، امّ فروه دختر قاسم بن محمد بن ابی سمره بود».
(اخبار الدول و آثار لاول، در پاورقی الکامل فی التاریخ، سال ۱۳۰۲ ﻫ. ق، ج ۱، ص ۲۳۴)
اگر نام قاسم بن محمد بن ابی سمره در کتابهای رجالی نیامده، به معنای موهوم بودن این شخص نیست؛ چرا که تاریخ، به دلایل مختلف، از برخی شخصیتهای حقیقی یاد نکرده است. شاید به همین سبب، شهید اوّل به «امّ فروه دختر قاسم بن محمد» بسنده میکند.
(بحارالأنوار، ج ۴۷ ص ١)
عدّهای از جمله جنابذی گفتهاند که امّ فروه، همسر امام باقر و مادر امام صادق صلوات الله علیهما نبود، بلکه مادربزرگ مادری امام باقر علیه السّلام بود.
(کشف الغمة، چاپ سال ۱۳۸۱ ﻫ. ق، مطبعه علمیه قم، ج ۲ ص۱۲۰؛ بحار الانوار، ج ۴۶ ص ۲۱۸)
شاید شهرت قاسم بن محمد بن ابی بکر باعث شده است که با گفتن قاسم بن محمد، نام او به ذهن راویان متبادر شود و به هنگام نوشتن محمد بن قاسم، کلمۀ «ابن ابی بکر» را از سر عادت یا بر اساس گرایش و علاقۀ قلبی، به آن افزوده باشند. علاوه بر این، نام مردان بسیاری، قاسم بن محمد بوده که با مراجعه به کتابهای تاریخ و تراجم، این موضوع ثابت میشود. (میزان الحق، ج١ ص٣۴۵)