- ١ـ ورود پیامبرگرامی اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) به دهكده قبا در نزدیكی مدینه
- 2ـ مرگ احمد بن حنبل
1ـ ورود پیامبرگرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) به دهكده قبا در نزدیكی مدینه
در جریان هجرت پیامبرگرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) از مكه به مدینه، آن حضرت در روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول به دهكده قبا در نزدیكی شهر مدینه فرود آمدند و در آنجا منتظر ماندند تا امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) به ایشان ملحق شوند. امیرمؤمنان(علیه السلام) در شبهای قبل، از طریق «ذی طُوی» با همراهان از مكه به سوی مدینه حركت كردند و جاسوسان قریش، هجرت آن بزرگوار و همراهانشان را به مشركان خبر دادند.
گروهی از مشركان برای برگرداندن حضرت امیر(علیه السلام) و همراهان ایشان حركت كردند و در محل «حَنجنان» با آن حضرت روبه رو شدند.
سخنانی بین آنها رد و بدل شد و وقتی مأموران قریش با قاطعیت و شجاعت امیرمؤمنان(علیه السلام) روبه رو شدند از همان راهی كه آمده بودند، بازگشتند.
آن گاه حضرت و همراهانشان به راه خود ادامه دادند و راه طولانی بین مكه و مدینه را به سختی پیمودند، به طوری كه وقتی به دهكده «قبا» رسیدند پاهای حضرت مجروح و خون آلود شده بود .
📚اعلام الوری : ج 1 ص 149 / بحارالانوار : ج 19 ص 104
وجود مقدس پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) به استقبال آن حضرت شتافتند و ایشان را در آغوش گرفتند . هنگامی كه پیامبر صلی الله علیه و اله پاهای مجروح امیرمومنان علیه السلام را دیدند، چشمان مباركشان پر از اشك شد و برای سلامتی امیرمومنان دعا فرمود .
بدین ترتیب آن حضرت و همراهانش پس از سه روز به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) ملحق و همـگی بـه سوی مدینه رهسپار شدند.
2 ـ مرگ احمد بن حنبل
روز دوازدهم ربیع الاول سال 241 هـ .ق. احمدبنحنبل(۱۶۴- ۲۴۱ق) رییس مذهب حنبلیها ـ یكی از مذاهب چهارگانه اهل تسنن ـ در 77 سالگی در بغداد از دنیا رفت و در همان شهر به خاك سپرده شد.
جدّ وی، ذوالثدیه، رییس خوارج نهروان بود كه به دست امیرمؤمنان علی(علیه السلام) به درك واصل و به عذاب ابدی خداوند،گرفتارشد.
📙مراقد المعارف : ج 1 ص 120
احمد بن حنبل از راویان حدیث غدیر است.
📘[ موسوعة طبقات الفقهاء، قم، ج۳، ص۹۰.]
در کتاب فضائل الصحابه تعدادی دیگر از فضائل امیرالمومنین علی(علیه السلام) مانند حدیث منزلت، عقد اخوت با پیامبر را نقل کرده است.
📗[ فضائل الصحابه، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۶۱۰-۶۱۷.]
وی، در پارهای از موارد با استناد به روایات متعدد، فضیلت و برتری امیرمومنان علی(علیه السلام) را اثبات کرده است.
📔[ علل الشرائع، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۴۶۸،]
احمد، امام علی(علیه السلام) را در فضیلت نسبت به دیگر صحابه بیمانند می دانست
📗[بحارالأنوار، ۱۴۲۷ق، ج۱۰۴، ص۸۷؛ سبحانی، موسوعة طبقات الفقهاء، قم، ج۳، ص۹۰.]
و به گفته خودش ۳۰ هزار حدیث در فضایل امیرمؤمنان، حفظ بود.
📚[ مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۲۷ق، ج۱۰۴، ص۸۷]
از او کتابی با عنوان فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام) به رشته تحریر درآمده[الصراط المستقیم، ۱۳۸۴ق، ج۳، ص۲۲۳.]
که بخشی از کتاب فضائل الصحابه اوست که به صورت جداگانه به چاپ رسیده است.
این روایت را ابن جوزی در مناقب الإمام أحمد و ابن عساکر در تاریخ دمشق نقل کردهاند.
عبدالله بن احمد بن حنبل میگوید: روزی نزد پدرم (احمد بن حنبل) نشسته بودم. گروهی از مردم کرخ آمدند و درباره خلافت ابوبکر، عمر و عثمان سخن بسیار گفتند، سپس درباره خلافت علی بن ابیطالب نیز فراوان سخن گفتند. پدرم سر برداشت و گفت: «اینان! بسیار درباره علی و خلافت، و خلافت و علی سخن گفتید؛
إِنَّ الْخِلَافَةَ لَمْ تُزَيِّنْ عَلِيًّا، بَلْ عَلِيٌّ زَيَّنَهَا
خلافت به علی زینت نبخشید، بلکه علی بود که به خلافت زینت بخشید.»
📘تاريخ بغداد، ج ۱، ص ۱۳۵–۱۳۶