- 1 – به آتش كشیدن خانه خدا توسط سپاهیان شام
- 2- احتجاج سلمان فارسی عليه السّلام پس از وفات پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله در نكوهش امّت در عهدشكنى از حضرت امير عليه السّلام
1 – به آتش كشیدن خانه خدا توسط سپاهیان شام
در سوم ربیع الاول سال 64 هـ .ق. سپاهیان شام به فرماندهی حَصین بن نُمیر شهر مكه معظمه را محاصره كردند و با منجنیقهایی كه در بلندی های بیرون شهر نصب كرده بودند آن را هدف قرار دادند و حتی مسجد الحرام و كعـبه را نیز سنگ باران و سـپس به آتـش كشیـدند. این محاصره تا هلاكت یزید در 14 ربیع الاول همان سال ادامه داشت.
2 – احتجاج سلمان فارسی عليه السّلام پس از وفات پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله در نكوهش امّت در عهدشكنى از حضرت امير عليه السّلام
از امام صادق عليه السّلام به واسطه پدران گرامش نقل شده كه سلمان فارسى سه روز پس از دفن پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله خطبه اى بدين شرح ايراد نمود:
اى مردم! كلامى از من گوش كرده سپس در باره اش انديشه كنيد، بدانيد كه اطّلاعات بسيارى در فضائل على بن ابى طالب دارم، كه اگر قصد نقل تمام آنها را داشته باشم گروهى از شما مرا ديوانه انگاشته و گروهى خونم را مباح سازيد.
بدانيد كه شما را تقديراتى است كه پيش آمدهاى گوناگونى در پى آن می آيد و اين را بدانيد كه نزد على بن ابى طالب عليه السّلام است علم منايا (مقدّرات) و علم بلايا (گرفتاريهايى كه متوجّه مردم می شود) و ميراث وصايا (ثمره سفارشات پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله) و فصل خطاب و اصل و ريشه انساب (نسبهاى مردم)، همان گونه كه هارون بن عمران از موسى شنيد او نيز از پيامبر شنيد كه فرمود: «تو وصى من در خانواده و جانشين و خليفه در امّتم هستى و نسبت تو به من همچون نسبت هارون است به موسى»، ولى افسوس كه شما امّت شيوه قوم بنى اسرائيل را پيش گرفته و آگاهانه راه خطا را پيموديد. به خدا سوگند كه قدم به قدم مانند بنى اسرائيل همان خطاها را مرتكب خواهيد شد!
به خدايى كه جان سلمان در دست اوست سوگند، اگر علی را پيشوا و والى خود ساخته بوديد، هر آينه بركت و نعمت از آسمان و زمين اطراف شماها را فرا می گرفت، تا آنجا كه پرندگان آسمان دعوت شما را اجابت می كردند و ماهيهاى دريا خواسته شما را می پذيرفتند و ديگر هيچ دوست و بنده خدايى فقير نشده و هيچ سهم از فرائض الهى از بين نمی رفت و هيچ دو نفرى در حكم خدا اختلاف نمی كردند. ولى افسوس كه شما مخالفت نموده و مسند خلافت را به فرد ديگرى سپرديد، پس در انتظار گرفتارى و بلا باشيد و دست از خوشبختى بشوئيد، من حقيقت امر را براى تك تك شما روشن ساختم، پس بدانيد از امروز به بعد رشته محبّت و دوستى ميان من و شما بريده شد.
🟢دست از دامن آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله بر نداريد، زيرا تنها ايشان راهنماى به سوى بهشت و در روز قيامت خوانندگان به آن خواهند بود.
بر شما باد به فرمانبرى اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام، كه به خدا سوگند كه ما به دفعات در حضور پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم تحت عنوان ولايت و امارت بر او سلام نموديم و پيوسته رسول خدا با تأكيد، ما را بدان كار وامیداشت؛
حال مردم را چه شده با علم به فضائلش بر او حسد می برند؟!
عاقبت حسادت قابيل بر هابيل كشتن او بود، يا مانند قوم بنى اسرائيل كارشان به كفر و ارتداد كشيده، شما را چه شده؟! اى مردم، واى بر شما، ما را با أبو فلان و فلان چه كار؟! آيا به جهل افتاده يا خود را به نادانى می زنيد؟
يا حسد ورزيده يا خود را به حسادت زده ايد؟ به خدا سوگند كه شما مرتدّ و كافر شده و با شمشير به جان هم خواهيد افتاد تا آنجا كه با شهادت دروغ ناجی هاى خود را محكوم به مرگ نموده و كافران را تبرئه و آزاد كنيد، بدانيد كه من حرف خود را زدم و تسليم پيامبرم شدم و از مولاى خود و تمام امّت؛ على بن ابى طالب عليه السّلام پيروى نمودم، همو كه سيّد و سرور اوصياء و پيشواى پيشانى سفيدان و رهبر راستگويان و شهيدان و صالحان است.
📙احتجاج، ج1، ص: 252 تا 254