جمال الدین مرتضی رازی قدس سره مینویسد:
«بدانکه به روایتی دیگر آمده است که فجاه را اسیر کردند و نزد ابو بکر آوردند.
ابو بکر گفت: چرا منع زکوة کردی؟
فجاه گفت: از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم که با زکوة چه کنم؟
گفت: تفرقه کن بر فقراء ناحيت خود.
گفتم: اگر چیزی زیادت بود؟
گفت پیش من آور.
گفتم: اگر ترا نیابم؟
گفت به علی علیه السلام ده.
چون ابو بکر نام علی شنید خشم گرفت و بفرمود تا او را گردن بزنند، پس او را بسوزانیدند».
📚 نزهة الکرام و بستان العوام، تالیف جمال الدین مرتضی رازی، جلد ۱، صفحه ۳۱۱، چاپ کتابخانه مجلس شورای اسلامی (سنا)

