زمان مطالعه: 3 دقیقه

13 محرّم الحرام

1ـ اسرای اهل بیت‌(علیهم السلام) در مجلس ابن زیاد

در روز سیزدهم محرم سال 61 هـ .ق. بعد از آنكه سرهای مقدس شهدای كربلا را به همراه اسرای اهل بیت(علیهم السلام) در شهر كوفه گرداندند، اهل بیت امام حسین(علیهم السلام) را وارد دارالاماره ابن زیاد كردند.

آن ملعون دستور داد تا سر مقدس اباعبدالله الحسین(علیهم السلام) را پیش رویش قرار دهند؛ آن گاه زنان و كودكان آن حضرت را به همراه امام سجاد‌(علیهم السلام) در حالیكه با طناب بسته بودند، وارد مجلس او نمودند و در برابر آن ملعون ایستاده نگاه داشتند.

نقل شده است كه حضرت زینب‌(سلام الله علیها) به صورت ناشناس و در حالی كه لباس‌های كهنه‌ای دربر داشتند، وارد مجلس شدند و گوشه‌ای از قصر در كنار زنان نشستند.

ابن زیاد سؤال كرد: «این كه بود در آنجا با گروهی از زنان نشست؟!»

 حضرت زینب(سلام الله علیها) پاسخ ندادند.

 ابن زیاد برای بار دوم و سوم سؤال خود را تكرار كرد. تا اینكه یكی از كنیزان گفت: «این بانو دختر فاطمه(سلام الله علیها)، دختر رسول خداست».

ابن زیاد روی به جانب حضرت زینب(سلام الله علیها) نمود و گفت: «خدای را سپاس كه شما را رسوا كرد و كشت! و گفته‌های شما نادرست از كار درآمد!»

حضرت زینب‌(سلام الله علیها) فرمودند: «خدای را سپاس كه ما را به پیامبر خود، حضرت محمد(صلی الله علیه و اله) گرامی داشت و از پلیدی‌ها پاك گردانید.

 فاسق، رسوا می‌شود و نابكار دروغ می‌گوید و چنین فردی، ما نیستیم بلكه دیگری است».

ابن زیاد ملعون گفت: «كار خدا را با برادر و اهل بیت خود چگونه دیدی؟!»

حضرت زینب‌(سلام الله علیها) فرمود: «چیزی جز نیكی و زیبایی از جانب خداوند ندیدم. آنان گروهی بودند كه خداوند شهادت را بر ایشان مقدّر فرموده بود كه به سوی جایگاه ابدی خویش شتافتند و در آن آرمیدند».

عبیدالله بن زیاد از پاسخ‌های كوبنده آن حضرت بسیار خشمگین شد و تصمیم به قتل ایشان گرفت ولی عمر بن حریث گفت: «او زن است و زن را بر سخنش ملامت نمی كنند».

هم چنین در برابر جواب‌های كوبنده حضرت سجاد‌(علیه السلام) اراده قتل آن حضرت را نمود كه با وساطت حضرت زینب‌(سلام الله علیها) از قصد پلیدش منصرف شد .

پس از برگزاری این مجلس شوم، عبیدالله دستور داد تا اهل بیت‌ امام حسین‌ (علیهم السلام) را در زندان كوفه نگه دارند و نیز قاصدان خبر قتل امام حسین‌(علیه السلام) را در همه جا منتشر كنند .

📗الارشاد : ج 2 ص 115

2ـ نامه عبیدالله بن زیاد به یزید

در روز سیزدهم محرم سال 61 هـ .ق. عبیدالله به یزید نامه‌ای نوشت و او را از شهادت امام حسین‌(علیه السلام) و اهل بیت آن حضرت با خبر ساخت.

 چون نامه به دست یزید رسید و از مضمون آن آگاه شد، در جواب نوشت تا سر مقدّس امام حسین (علیه السلام) و سایر شهدا را به همراه اسیران به سمت شام بفرستد.

📚امالی شیخ صدوق : ص 229 / تاریخ طبری  : ج 5 ص 234

3ـ شهادت عبدالله بن عفیف‌

عبدالله بن عفیف ازدی یکی از اصحاب بزرگوار امیرمؤمنان (علیه السلام) بود كه در جنگ‌های جمل و صفین در ركاب آن حضرت جنگید و دو چشم خویش را از دست داد و از آن پس مدام به عبادت مشغول بود.

او در سیزدهم محرّم الحرام سال 61 هـ .ق. به دستور عبیدالله بن زیاد به شهادت رسید. جریان شهادت عبدالله بن عفیف چنین بود:

او در مسجد كوفه حاضر بود و سخنان عبیدالله بن زیاد را گوش می‌كرد.

 آن گاه كه ابن زیاد گفت: «حمد خدایی را كه حق و اهل حق و حقیقت را پیروز كرد و یزید و پیروانش را نصرت داد و كذّاب پسر كذّاب را بكشت!!»،

 او با تمام شجاعت و دلیری از جا برخاست و گفت: «ای پسر مرجانه! كذّاب تویی و پدرت و آنكس كه تو و پدرت را بر این جایگاه و سِمَت قرار داد. ای دشمن خدا! فرزندان پیامبر(صلی الله علیه و اله) را از دم شمشیر می‌گذرانی و این چنین جسورانه بر منبر مؤمنان سخن می‌گویی؟!

عبیدالله بن زیاد كه انتظار چنین پیش‌آمدی را نداشت با شدت عصبانیت فریاد زد: «او را نزد من بیاورید».

مأموران از هر طرف هجوم آوردند تا او را بگیرند اما حمایت شدید افراد قبیله عبدالله بن عفیف آنان را ناكام گذاشت.

شب هنگام مأموران پلید ابن زیاد به خانه او ریختند و آن بزرگوار را از خانه خارج كردند و با ضربات شمشیر به شهادت رساندند.

 آنگاه ابن زیاد ملعون دستور داد تا سر از بدنش جدا کرده،  بدنش را در كوفه به دار آویزند.

📚لهوف : ص 203 / بحارالانوار : ج 45 ص 119

اشتراک گذاری:

مقالات مرتبط

مطالب و مقالات مرتبط

حركت كاروان اسیران كربلا از كوفه به طرف شام یزید ملعون در جواب نامه عبیدالله بن زیاد به او دستور ...
 ورود نمایندگان طایفه «نَخَع» به مدینه و پذیرش دین اسلام رسول گرامی اسلام‌(صلی الله علیه و آله و ...
١ـ دفن شهدای كربلا ٢ـ ورود کاروان اسرای کربلا به كوفه ٣ـ شهادت امام سجاد‌(علیه السلام) 1ـ ...
١ـ حركت كاروان اسیران از كربلا ٢ـ برگزاری مجلس ابن زیاد ملعون 1ـ حركت كاروان اسیران از كربلا ...

نظرات کاربران

نظرات و دیدگاه های کاربران عزیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی ها
روز شمار تاریخ اسلام

1 ـ آغاز ايّام حزن آل محمد (علیهم السلام) اول محرم، اولین روز از ماه اندوه اهل بیت(علیهم السلام) است

ورود كاروان حسینی به كربلا بنا بر مشهور در روز دوم محرم سال 61 هـ .ق. حضرت سید الشهداء(علیه السلام)

1 ـ نامه امام حسین(علیه السلام) برای اهل كوفه در این روز امام حسین(علیه السلام) نامه ‌ای در پاسخ به

سخنرانی عبید الله بن زیاد در مسجد كوفه عبید الله بن زیاد حاكم كوفه برای این كه مردم را از

1ـ یاری خواستن حبیب بن مظاهر از بنی اسد در این روز حبیب بن مظاهر با اجازه حضرت امام حسین

ممنوعیت استفاده از آب فرات برای كاروان امام حسین(علیه السلام) بعد از آنكه عبیدالله بن زیاد، سپاهیان فراوانی برای نبرد

ملاقات امام حسین(علیه السلام) با عمر بن سعد در كربلا طبق گزارش ابومخنف در کتاب مقتل‌الحسین، پیش از واقعه کربلا

1ـ محاصره خیمه‌های امام حسین(علیه السلام) در كربلا امام صادق(علیه السلام) فرمودند:  «تاسوعا روزی بود كه حسین(علیه السلام) واصحابش را

1ـ عاشورای حسینی مناجات امام حسین‌(علیه السلام) پیشوای شهیدان(علیه السلام) سپیده دم عاشورا با اصحاب وفادارش نماز صبح را اقامه

1ـ حركت كاروان اسیران از كربلا عمربن سعد ملعون روز یازدهم محرم سال 61 هـ .ق. تا ظهر در زمین

1ـ دفن شهدای كربلا روز دوازدهم محرم سال 61 هـ .ق. عده‌ای از قبیله بنی‌اسد برای دفن بدن مطهر امام

1ـ اسرای اهل بیت‌(علیهم السلام) در مجلس ابن زیاد در روز سیزدهم محرم سال 61 هـ .ق. بعد از آنكه

ورود نمایندگان طایفه «نَخَع» به مدینه و پذیرش دین اسلام رسول گرامی اسلام‌(صلی الله علیه و آله و سلم)

حركت كاروان اسیران كربلا از كوفه به طرف شام یزید ملعون در جواب نامه عبیدالله بن زیاد به او دستور

جستجو کنید