افشای سرّ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) توسط عایشه و حفصه
در یـازدهم ذیحـجه سـال دهم هـ .ق در حـجهالوداع پیامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) به حفصه سرّى را بیان فرمود و به او متذكر شدند:
«اگر این سرّ را با كسى بازگو كنى، لعنت خدا و ملایكه و تمامى مردم بر تو باد!»
حفصه بلافاصله آن سرّ را براى عایشه بازگو كرد و عایشه هم آن را براى ابوبكر گفت؛ ابوبكر ، عمر را هم در جریان قرار داد.
جبرئیل امین، پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را از توطئه افشای سرّ خبر داد.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)،حفصه را طلاق داد ولى بعداً با اصرار بعضى افراد رجوع فرمود.
-وقایع الشهور،ص229. تفسیر طبری،ج5،ص172
آیات ابتدایى سوره تحریم به شدت در مذمت عایشه و حفصه نازل شد:
«وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ: مَنْ أَنْبَأَكَ هذا قالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِیر
«إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِير
عَسَىٰ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا
[سوره تحریم:3 و 4 و 5]
«اگر شما (همسران پیامبر) از كار خود توبه كنید (به نفع شماست زیرا) دلهایتان از حق منحرف گشته؛ و اگر بر ضد او دست به دست هم دهید (كارى از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند.
امید است كه اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر برایش قرار دهد؛ همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه كار، عابـد، هجرت كننده؛ زنانى غیر باكره و باكره».
از عمر بن خطاب سؤال كردند كه مراد از این دو زن در سوره تحریم كه پیامبر را اذیت کردند چه كسانى هستند؟
عمر گفت: «مراد عایشه و حفصه است!»
حدثنا عَلِیٌّ حدثنا سُفْیَانُ حدثنا یحیی بن سَعِیدٍ قال سمعت عُبَیْدَ بن حُنَیْنٍ قال سمعت بن عَبَّاسٍ رضی الله عنهما یقول
اَرَدْتُ اَنْ اَسْاَلَ عُمَرَ فقلت یا اَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ من الْمَرْاَتَانِ اللَّتَانِ تَظَاهَرَتَا علی رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم
فما اَتْمَمْتُ کَلَامِی حتی قال عَائِشَةُ وَحَفْصَةُ.
البخاری : ج 6 ص 195
بحار الانوار ج 22 ص 232
یکى از مواردى که در برخى تفاسیر شیعى به آن پرداخته شده و به عنوان راز پیامبر با حفصه، مطرح گردیده است، ماجراى زمامدارى ابوبکر و عمر پس از پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)است که برخى مفسران شیعى نیز آن را پذیرفته اند.
قمى این ماجرا را این گونه نقل مى کند:
پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) به حفصه فرمود: من رازى را با تو در میان مى گذارم که اگر آن را فاش سازى، لعنت خدا و فرشتگان و تمامى مردم بر تو باشد.
حفصه سؤال کرد: آن راز چیست؟
فرمود: ابوبکر پس از من خلافت را به دست مى گیرد و پس از او عمر، پدرت، خلیفه مى شود.
حفصه سؤال کرد: چه کسى این خبر را به تو داده است؟
فرمود: خداوند این خبر را به من داده است.
آن گاه حفصه این خبر را همان روز به عایشه رساند و عایشه نیز ابوبکر را با خبر کرد.
پس ابوبکر نزد عمر آمد و به او گفت: عایشه از حفصه خبرى به من داده که من نمى توانم به قول او اطمینان کنم، تو (اى عمر) از حفصه آن را بپرس.
عمر نزد حفصه آمد و به او گفت: آن چه عایشه از تو نقل کرده، چیست؟
حفصه آن را انکار کرد و گفت: من چیزى نگفته ام.
عمر به او گفت: اگر این مسئله درست باشد، به ما خبر ده تا خود را آماده سازیم.
حفصه گفت: بلى، این مطلب را رسول خدا فرموده است.
تا این جاى ماجرا در کتاب هاى روایى و تفسیرى شیعه و سنى آمده است، اما آن چه فقط در کتاب تفسیر على بن ابراهیم قمى مشاهده مى شود و در کتاب هاى روایى و تفسیرى اهل سنت وجود ندارد، جمله زیر است:
فاجتمع أربعة على أن یَسُمّوا رسول الله فنزل جبرئیل على رسول الله(صلى الله علیه وآله و سلم) بهذه السورة… .
هم چنین على بن ابراهیم قمى در تفسیر این بخش از آیه سوم سوره مبارکه تحریم که مى فرماید: (وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْض) مى نویسد: پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) به آن ها اطلاع نداد که از نیت شوم آن ها مبنى بر قتل پیامبر، خبر دارد.
📖 على بن ابراهیم قمى، تفسیر القمى، ج 2، ص 375و 376