زمینه ، حلالم کن… – کربلایی حسین ستوده – شب شهادت حضرت زهرا علیها السلام به روایت۷۵روز آبان ماه۱۴۰۴- محفل زوارالبقیع طهران + متن

نشد خنده رو لبهات، جای این سالها بیارم
برا زخم تو مرهم، از کجا حالا بیارم
از اون روزی که دیگه دست تو بالا نمیاد
نمیتونم سرم رو پیش تو بالا بیارم
خجالت میکشم از روی تو
خجالت میکشم زهرا ولی
همه رو برمیگردونن ازم
تو روتو برنگردون از علی
این اشک مظلومیه، این گریه ی خواهشه
اشکِ منو بزن به زخمهاش، شاید خوب بشه
تلخش نکن آخرِ، این عشق نه ساله رو
خوب میشی و منم عوض میکنم این درو
حلالم کن، حلالم کن گلم، حلالم کن …
دلش میخواست یکی این خونه تو آتیش بسوزه
دلش میخواست علی از داغ رسواییش بسوزه
تموم خاطرات بین ما خاکسترش موند
فقط گفتم الهی باعث و بانیش بسوزه
تو پشت در چرا رفتی گلم
شکست در زیر در موندی چرا
چرا گفتی فقط فضه بیاد
دل حیدر رو سوزوندی چرا
تقصیر من بود همش، با تو اگه بد شدن
از رو دری که قاتلت شد، همه رد شدن
ای سوره کوثرم، پا رفته رو آیه ها
رفت آبروی ما جلو چشم همسایه ها
حلالم کن، حلالم کن گلم، حلالم کن …

اشتراک گذاری:

ویدئو های مرتبط

ویدئو های مرتبط دیگر

نظرات کاربران

نظرات و دیدگاه های کاربران عزیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی ها
جستجو کنید