محقق و نویسندۀ معروف مصری، دکتر اسامه انور عکاشه مقالۀ زیر را در حدود سه سال قبل در مصر منتشر کرد. در این مقاله او به حسب و نسب مردانی که دولت و خلافت اسلامی را در صدر اسلام بنیان نهادند پرداخته و نشان می دهد که مخالفان اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بدون استثناء، دارای اصلهای آلوده و ناپاک بوده اند؛ و درنتیجه تعجبی ندارد که تاریخ اسلام سراسر آغشته به خون و خونریزی است. اکنون نگاهی بیندازیم به نا نجیب زادگان!
نویسندۀ مصری اسامه انور عکاشه:
زنا نزد عربها چه در زمان جاهلیت و چه در زمان اسلام به طور یکسان رواج داشته است. نقل شده است که وقتی قبیله ای می خواستند به اسلام بگروند از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درخواست می کردند که زنا را برای آنان حلال فرماید؛ زیرا آنان از درآمد زنان خود امرار معاش می کردند.
بنا بر این تصادفی نبوده است که در زمان جاهلیت میان اشراف عرب از قبیل بنی هاشم، بنی مخزوم، بنی زهره و دیگر خاندانهای اصیل و میان آنانکه به ناپاکی و زنا مشهور بوده اند از قبیل بنی عبد شمس، سلول و هذیل نزاع و درگیری وجود داشته و این برخوردها تا زمان گسترش اسلام در بین تمامی عربها ادامه یافت است. و نیز تصادفی نبوده است که اغلب آن کسانی که به خاندان اموی پیوستند از همان کسانی بودند که سابقۀ زنا و فحشا داشتند؛ و البته اینگونه مشاغل موجب تنفر و کینه نسبت به افراد پاک و عفیف می شود. به علاوه، زنا برای این گونه افرادهیچ شرم وحیایی باقی نگذاشته و با از بین بردن پاکی ودرستی، دست آنان را برای گناه و خیانت و پیمان شکنی باز می گذارد. اکنون نگاهی به بعضی از فرزندان زنا بیندازیم.
1- حمامه مادر ابوسفیان، او همسر حرب بن امیه بن عبد شمس و مادر بزرگ معاویه است. در زمان جاهلیت زنی بدکاره و دارای پرچم بود.
2- زرقاء بنت وهب، او از زنان بدکارۀ دارای پرچم در زمان جاهلیت بود. علت آنکه به او لقب زرقاء – یعنی کبود- داده بودند شدت سیاهیش بود که به کبودی می زد. او بدکاره ای بود با حد اقل دستمزد و فرزندانش را بنو الزرقاء می نامیدند. زرقاء همسر ابی العاص بن امیه و مادر حکم بن ابی العاص بود؛ همان کسی که رسول اکرم ص وی را از مدینه بیرون کردند. وی مادر بزرگ مروان بن حکم است. مروانی که سید الشهداء علیه السلام به فرستاده اش فرمودند:” به او بگو ای پسر زرقاءی که در بازار عکاظ برای خود جلب مشتری می کرد.”
3- آمنه بنت علقمه بن صفوان مادر مروان بن حکم و مادر بزرگ عبدالملک بن مروان، که در خفا با ابی سفیان بن حارث بن کلده رابطۀ نا مشروع داشت و مروان را زاد. و این مروان همان کسی است که پس از ولادت وی را نزد رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بردند و پیامبر ص فرمودند:” این وزغ پسر وزغ و ملعون ملعون زاده را از من دور کنید.” اما کسی که رسول اکرم ص وی را لعن فرمودند بعدها می شود امیرالمؤمنین! ابن عساکر از طریق محمد قرظی نقل می کند که او گفت:” پیامبر اکرم ص حکم و فرزندان او را لعن فرمودند مگر شایستگان آنان را که آنها هم کمند.” عایشه به مروان گفت:” خداوند پدرت را لعن کرد در حالیکه تو در صلبش بودی پس تو جزئی از کسی هستی که خداوند او را لعن فرموده است.” بعد گفت:” والشجره الملعونه فی القرآن.”(اشاره به آیه ای است که در بارۀ بنی امیه نازل شده است).
4- نابغه سلمی بنت حرمله، که به زنای آشکار شهرت داشت و دارای پرچم بود. او مادر عمرو بن عاص بن وائل است. وی کنیزی بود متعلق به عبدالله بن جدعان که او آزادش کرد و در یک روز واحد ابولهب بن عبدالمطلب، امیه بن خلف، هشام بن مغیرۀ مخزومی، ابو سفیان بن حرب و عاص بن وائل سهمی با وی در آمیختند. بعد او عمرو را زایید و همگی آنان ادعای پدری او را داشتند؛ اما نابغه عمرو را به عاص نسبت داد زیرا او پول بیشتری خرج وی می کرد.
5- سمیه بنت معطل نوبیه – سودانی-، که از بدکاره های دارای پرچم بود. وی کنیز حارث بن کلده بود و فرزندانش را که زیاد یکی از آنان بود، گاهی به شوهرش عبید بن ابی سرح ثقفی نسبت می دادند و مثلاً می گفتند زیاد بن عبید، و گاهی به خودش و می گفتند زیاد بن سمیه و گاهی نیز می گفتند زیاد پسر پدرش! تا آنکه معاویه او را به خود ملحق نمود. معاویه شهودی را احضار کرد و آنان گواهی دادند که ابوسفیان با سمیه همسر عبید بن ابی سرح زنا کرد و سمیه پس از نه ماه کودکی به دنیا آورد که او را زیاد نام نهادند. معاویه به علت دوستی و احترام زیاد را به خود ملحق ننمود؛ بلکه علت آن بود که زیاد والی امیر المؤمنین علیه السلام در فارس و اهواز بود و معاویه می خواست با این کار دل او را به دست آورد.
و ناپاکی همچنان به تولید انسانهای پست فطرت ادامه می دهد تا آنان سردمداران عرب بشوند.
6- مرجانه بنت نوف، او کنیز عبدالرحمن بن حسان بن ثابت بود. عدۀ زیادی از مردان با وی رابطه نا مشروع داشتند که زیاد بن ابیه یکی از آنان بود. عبدالرحمن مرجانه را در حالی که از زنا باردار بود فروخت. او دو برده به دنیا آورد یکی عباد و دیگری عبید الله فرزندان مرجانه که پدر هیچیک مشخص نیست. زیاد آن دو را نزد خود خواند و به خویش منسوب نمود. در زمان معاویه عباد والی سیستان و عبید الله والی بصره شد. گویا امت عرب چنان از اشراف تهی شده بود که ناچار بودند برای چنین مناصبی دست به دامان اولاد زنا شوند. اما باید گفت کند همجنس با همجنس پرواز. مردی مثل معاویه نمی تواند مردان با فضیلت را به کار بگمارد. بعد از آنکه عبید الله در زمان معاویه والی بصره بود یزید ولایت کوفه را نیز به او سپرد تا با نوۀ رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بجنگد. در اینجا بود که حضرت ع او را زنا زادۀ فرزند زنا زاده لقب دادند.
به حسن بصری گفتند:” ای ابوسعید حسین علیه السلام فرزند علی علیه السلام کشته شد.” آنقدر گریه کرد که از شدت گریه پهلوهایش می لرزید و گفت:” خاک بر سر امتی که پسر زن بدکاره اش پسر پیامبرش را می کشد.”
7- قطام بنت شحنه تیمیه، او به فحشاء علنی در کوفه شهرت داشت. واسطۀ او پیر زنی بود به نام لبابه که بین او و مهمانانش دلالی می کرد. پدر او شحنه بن عدی و برادرش حنظله بن شحنه از خوارج بودندو هر دو با هم در جنگ نهروان کشته شدند. او از شدت کینه در حال انفجار بود؛ لذا وقتی عبدالرحمن بن ملجم به خواستگاریش آمد از وی خواست که قتل امیرالمؤمنین علیه السلام را تضمین کند و به اضافه سه هزار درهم و یک غلام و یک کنیز به او ببخشد. با قتل حضرت ع دل این زن نابکار آرام نشد زیرا همزمان شنید که ابن ملجم نیز به قتل رسیده است؛ از این رو گروهی را به مصر نزد عمرو بن عاص پسر سلمی بنت حرمله فرستاد تا از جماعتی از علویان که در مصر به سر می بردند سعایت کنند. از این جماعت می توان به خوله بنت عبدالله و عبدالله و سعید فرزندان عمروبن ابی رحاب اشاره کرد.
8- نضله بنت اسماء کلبیه، وی همسر ربیعه بن عبد شمس و مادر عتبه و شیبه است که در روز بدر کشته شدند. ابوالفرج اصفهانی در کتاب اغانی می نویسد که امیه بن عبد شمس شبی به خانۀ برادر خود ربیعه رفت و دید که او در منزل نیست. پس با همسر برادر خود خلوت و با او زنا کرد که آبستن شد و عتبه را به دنیا آورد.
و گفته می شود که این امیه به شام رفت و در انجا با کنیزکی یهودی زنا کرد که او پسری زاد که ذکوانش نامید و ملقبش کرد به ابو عمرو و وی را با خود به مکه آورد. در آنجا مدعی شدکه ابو عمرو غلام وی است. وقتی ذکوان بزرگ شد وی را آزاد کرد و به خود منسوب نمود. بعد از آن همسر خود صهباء را به او داد. ابن ابی الحدید می گوید امیه در زمان حیات خود کاری کرد که هیچیک از اعراب نکرده است، همسر خود را در زمان حیات خویش به پسر خود ابو عمرو داد که از آنان ابو معیط به دنیا آمد. ابو معیط جد ولید بن عقبه بن ابی معیط است که عثمان وی را والی کوفه نمود. کسی که شبهای خود را به میخوارگی سپری می کرد و صبحها خواب آلود بود و برای نماز صبح بر نمی خاست. ولات امر مسلمین این گونه بودند! {ولید برادر ناتنی عثمان بود و همان کسی است که قرآن کریم از او به عنوان فاسق یاد کرده است؛ در آیۀ کریمۀ “یا ایهاالذین آمنوا إن جاءکم فاسق بنبإ فتبینوا”. توضیح مترجم}
نقل شده است که عقبه بن ابی معیط زمانی که در بدر به اسارت مسلمین در آمد نبی اکرم ص فرمان به قتلش دادند. او گفت ای محمد ترا به حق خویشاوندی سوگند می دهم (که از خون من در گذری) حضرت فرمودند ترا چه به خویشاوندی من تو تنها یهودیی هستی از اهل صفوریه.
9- هند بنت عتبه، معروف بود که وی در زمان جاهلیت در حالی که همسر ابو سفیان بود مخفیانه به زنا می پرداخت. فرزند او معاویه به جز ابو سفیان به چهار نفر دیگر نسبت داده شده است مسافر بن ابی عمرو بن امیه، عماره بن ولید بن مغیره، عباس بن عبدالمطلب و صباح که غلامی آوازه خوان بود متعلق به عماره بن ولید.
گفته اند که امیرالمؤمنین علیه السلام در نامۀ خود به معاویه فرمودند:” … اما سخن تو که ما فرزندان عبد مناف هستیم و هیچیک از ما بر دیگری برتری ندارد… ما اینچنینیم… اما مهاجر مانند بردۀ آزاد شده و خالص مانند ملحق شده نمی باشد.” این سخن اشاره واضحی دارد به اینکه اجداد معاویه خود را به بنی عبد مناف ملحق کرده بودند (و از آنان نبودند).
10- میسون بنت بجدل کلبیه، که مادر یزید بن معاویه است. او مخفیانه با غلام پدرش رابطه نامشروع داشت و از او یزید را باردار شد. گویند معاویه بر میسون خشمگین شد و او را به مکه نزد خویشانش فرستاد. پس از مدتی او را به شام بازگرداند و دید که باردار است!! یزید خطاب به امام مجتبی ع گفت:” ای حسن من از تو بدم می آید.” امام لیع السلام در پاسخ وی فرمودند:” این بدان دلیل است که زمانی که پدرت به مادرت در آویخت شیطان با او شریک شد؛ از این رو آبهای آنان در هم آمیخت.” امام باقر ع فرمودند:” قاتل یحیی بن زکریا ع فرزند زنا و قاتل حسین بن علی علیه السلام نیز فرزند زنا بود؛ و پیامبران و جانشینان آنان را نمی کشند مگر زنا زادگان.”
اینها آن مردانی هستند که دولت اسلامی را بنیان نهادند. پس اصلاً عجیب نیست که می بینیم خون تمامی برگهای تاریخمان را رنگین کرده است.