1 ـ ازدواج حضرت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
2 – مرگ منصور دوانقى
1 ـ ازدواج حضرت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
رسـول خـدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شـشم ذیحـجه سـال دوم هـ .ق. امـیرمؤمنـان حضرت على (علیه السلام) را به سرور زنان عالم حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) تزویج فرمودند.
الامالی شیخ طوسی : ج 1 ص 42
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اگر خداوند متعال امیرمؤمنان (علیه السلام) را خلق نمیكرد، در تمام زمین انسانى كه كفو و شایسته همسرى با حضرت فاطمه (سلام الله علیها) باشد، یافت نمى شد».
الامالی ؛ شیخ طوسی ج 1 ص 29پ
خواستگاری از حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
هنگامى كه سن مبارك حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نه سال كامل شد، از اطراف و اكناف اهل مدینه و بزرگان قبایل و رؤساى عشایر و صاحبان ثروت، به خواستگارى حضرت آمدند. عدهاى از منافقان نیز این جرات را به خود دادند كه با كمال بیشرمى به خواستگارى آن حضرت بیایند.
هنگام خواستگارى بعضى از آنها، رسول اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بسیار ناراحت شدند و به عدهاى از منافقان كه اعتراض كردند، فرمودند: «من شما را رد نكردم، بلكه خدا شما را رد كرده و امر فاطمه (سلام الله علیها) از جانب خداوند متعال معین میشود!» آنان غافل از این بودند كه این گوهر گرانبها را خداوند در سایه عزت و حراست خود حفظ فرموده و او را در خور استعداد فرزندان دنیا از ملوك و رعایا و ارباب فقر و غنا قرار نداده است؛ بلكه او را براى وصى پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ذخیره فرموده است.
عیون اخبار الرضا : ج 1 ص 225
امام حسین (علیه السلام) فرمود:
« روزى حضرت رسول (صلی الله علیه و اله) درخانه ام سلمه بود. فرشتهاى با هیبت خاصى بر آن حضرت نازل شد كه با لغات گوناگون كه به یكدیگر شباهتى نداشت، مشغول تسبیح و تقدیس خداوند بود.
اوعرض كرد: من صرصائیلم. خداوند مرا نزد شما فرستاده كه به شما بگویم: نور را با نور تزویج كن».
حضرت فرمود: “چه كسى را با چه كسی؟”
گفت: “فاطمه را با على بن ابیطالب”.
لذا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمه (سلام الله علیها) را در حضور جبرئیل و صرصائیل به عقد على (علیه السلام) درآورد و این عقد در زمین بود.
در این هنگام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به میان شانههاى صرصائیل نگریست و دید نوشته است: «لا اله الا الله، محمد رسول الله، على بن ابى طالب مقیم الحجه».
فرمود: “اى صرصائیل! از كى این جمله بین شانههاى تو نوشته شده؟”
گفت: «دوازده هزار سال پیش از آنكه خداوند متعال دنیا را بیافریند”».
المحتضر ج۱ ص۱۸۹
بحار الانوار : ج 43 ص 123
مراسم عروسى
هنگامى كه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را در شب ازدواج به خانه على(علیه السلام) میبردند، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جلو ایشان، جبرئیل در سمت راست و میكائیل در سمت چپ، و هفتاد هزار فرشته پشت سر حضرتش حركت میكردند و در آن حال خدا را تسبیح میگفتند و تقدیس میكردند که این تقدیس و تسبیح، تا طلوع فجر ادامه داشت.
اقبال الاعمال : ص 548
بحار الانوار : ج 43 ص 92 ، 115 ، 124
ذخائر العقبی : ص 32
جبرئیل زمام ناقهاى كه آن حضرت را میبردند و اسرافیل ركاب و میكائیل دنبال آن راگرفته بودند و پیامبر جامههاى فاطمه(سلام الله علیها) را منظم میكرد و هفتاد هزار ملك با دیگر فرشتگان تكبیر میگفتند؛ اما به حسب ظاهر سلمان زمام ناقه را گرفته بود و حمزه و عقیل و جعفر از اهل بیت از پشت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و بنى هاشم با شمشیرهاى كشیده و همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از پیش روى میآمدند.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آنها را به مسجد طلبید و دست فاطمه(سلام الله علیها) را در دست على(علیه السلام) نهاد و فرمود: «بارك الله فى ابنة رسول الله»
و بعد از مراسمى مخصوص، پیامبر در حق آنها ونسل ایشان دعا كرد. آن گاه همه به منازل خود رفتند و از زنان جز اسماء كسى نزد فاطمه(سلام الله علیها) نماند و این به سبب وصیت حضرت خدیجه(سلام الله علیها) بود.
كشف الغمة : ج 1 ص 366
بحار الانوار : ج 43 ص 116
ولیمه عروسى
اثاث منزل و ولیمه عروسى حضرت زهرا(سلام الله علیها) چنین بود كه پیامبر(صلی الله علیه و اله) به امیرمؤمنان(علیه السلام) فرمود: «زره خود را بفروش». آن حضرت زره را فروخت و پول آن را خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آورد. آن حضرت مقدارى را برای تهیه غذاى عروسى به ام سلمه دادند. بنا بر بعضى روایات، نصف لوازم غذا را پیامبر(صلی الله علیه و اله) و نصف دیگر را امیرمؤمنان (علیه السلام) تهیه نمودند.
جهیزیه حضرت زهرا (سلام الله علیها)
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مقدارى از پول زره را به بلال و عمار دادند كه از بازار لوازم خانه را خریدارى كنند. یك پیراهن، یك عدد روسری، یك قطیفه سیاه خیبرى یا عباى سیاه، پرده نازك پشمی، یك عدد حصیر از بافتههاى قریه هَجَر، آسیاى دستی، یك عدد تشت مسى ، مشك آب، كاسهاى سفالین، مشكى مخصوص خنك كردن آب، ابریقى كه طرف بیرونش رنگ شده بود، كوزه سفالین و پوست گوسفند.
بیت الاحزان : ص 57
امیرمؤمنان(علیه السلام) میفرماید: « در آن شب كه دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به خانه من آمد، بسترمان جز یك پوست گوسفند نبود».
سنن المصطفی : ج 2 ص 538
در جاى دیگر میفرماید: « من با فاطمه (سلام الله علیها) در حالى ازدواج كردم كه جز یك پوست گوسفند چیزى نداشتیم؛ شب روى آن میخوابیدیم، و روز علوفه شترمان را روى آن مى ریختیم و خدمتگزارى در خانه نداشتیم».
صفوة الصفوة : ج 2 ص 538
در روایتى دیگر مى فرماید: «پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به خانه ما آمد در حالى كه ما روى خود قطیفهاى انداخته بودیم كه اگر از طول آن را به روى خود میكشیدیم، پهلوهایمان خالى میشد و اگر از عرض میانداختیم سر و پاهایمان بدون روپوش میماند». ذخائر العقبى : ص 49
بعضى از اهل سنت نقل كردهاند كه وقتی فاطمه(سلام الله علیها) به خانه على(علیه السلام) رفت، در خانه آن حضرت چیزى جز ریگ پهن شده، كوزه سفالین، بالش و ظرفى براى آب نیافت .
فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى ص 674
بنا بر نقل دیگرى، اثاث منزل شامل دو كوزه كوچك، ظرف مخصوص شیر كه از چوب میتراشیدند، سبویى سبز رنگ كه روغن یا آرد در آن میریختند، چهار بالش یا متكا یا پشتى رویهاى با پوست پر از گیاه خشك سبز رنگ بود.
الامالي ، شیخ طوسی : ص 45
2 – مرگ منصور دوانقى
در روز ششم ذیحجه سال 158 هـ .ق. منصور دوانقى به هلاكت رسید و در حجون دفن شد.
بلاذری،انساب الاشراف : ج 4 ص 274
وی در خاندان بنى عباس، به هشام بن عبدالملك در خاندان بنى امیه شباهت بسیارى داشت. او مردى خون ریز، بخیل و بی رحم بود و عداوت و ظلم تمام نسبت به آل ابوطالب(علیهم السلام) روا داشت و از آن بزرگواران افراد زیادى را ظالمانه به شهادت رساند كه بزرگترین جنایتش به شهادت رساندن ششمین اختر تابناك امامت، حضرت امام صادق (علیه السلام) بود.
تتمة المنتهى ص 203