و بی مقدمه با رخصت از جناب قمر
نوشتم اول خط سیدی علی اکبر
خدا به حضرت ارباب هدیه داد پسر
خوشا به حال پسر یا خوشا به حال پدر
خوشا به حال هر آن کس که نام خادم داشت
علی رسید ، جهان شاهزاده لازم داشت
و جلوه کرد در عالم علی دوباره علی
که برد نام علی را به هر مناره علی
علی ست وارث والایی و وقار علی
به دست اوست برازنده ذوالفقار علی
حسین بر لبش الله اکبر آورده
خدا برای جهان باز حیدر آورده
بیشتر امشب شبِ خوشحالی سقّا شده
چون که حالا یک نفر مثل خودش پیدا شده
او برای زینب کبری رکاب آورده است
عمّه زینب هم برای او نقاب آورده است
هدیهای را هم برایش بوتراب آورده است
مَرکبی در شأن پیغمبر ، عقاب آورده است
نیست جایی خوش قد و بالاتر از این آینه
اُمِّ لیلا تکیه زد بر جایگاه آمنه
از فراز خانهاش نور کرامت میگذشت
قدر او که هیچ قدّش از قیامت میگذشت
غرق در ذات خدا بود از علامت میگذشت
بود در شأنش ولیکن از امامت میگذشت
شیر دارد بیامان با شیر بازی میکند
تا که اکبر با عمو شمشیر بازی میکند