به تو دل ندهم به که دل بدهم
که فقط تو مرا لیلایی
ای تو ماه و صنماز تو دل نکنم
بس که در نظرم زیبایی
ای آرام جانم ای روح و ریحانم
ای شور شیرینم
ای حال رویایی ای اوج شیدایی
ای حس دیرینم
ای عشق من ای با من آشنا
آخر میکشد داغ تو مرا
ای تمام گریه هایم
به غم تو مبتلایم
مهرت را به دل دارد این گدا
همچون جان خود میدانم تو را
تو نگو که بی وفایم درِ خانه ات گدایم
ای جانم حسین ای جانم حسین
به تو رو نزنم به که رو بزنم
که تو حال مرا میدانی
ای امید منو همه باور من
تو به درد دلم درمانی
بی تو بی سامانم بی تاب و حیرانم
در اوج ویرانی
هستم غرق خواهش محتاج آرامش
با چشم بارانی
اشکم را ببین دستم را بگیر
خسته ام از این دنیای حقیر
نظری بکن به آهم
که خراب و رو سیاهم
آمادش بکن این ویرانه را
از یادت مبر این دیوانه را
که بجز تو کس نخواهم
تو مرا بده پناهم
ای جانم حسین ای جانم حسین