|
|
- جزئیات
- فکر مرا کردی که میخواهی بروی کی بار خود بستی شدی راهی بروی تنها میمانم، فاطمه جان ای جان ای جانم فاطمه جان صد راز از آن روز، در دل نهفتی از آنچه شد هرگز، با من نگفتی دیدم آن روز، یک صحنه همین دیدم افتادی، روی زمین دشمن بود و، تو فاطمه جان شعله بود و، تو فاطمه جان تنها میمانم، فاطمه جان ای جان ای جانم فاطمه جان
|
- جزئیات
- کسی در سن هجده سالگی پهلو نمیگیرد کسی در خانهاش از مَحرَم خود رو نمیگیرد جوان وقت نشستن از کسی یاری نمیخواهد و تا برخواست از جا دست بر زانو نمیگیرد ولی زهرای من این روزها یک دست بر پهلو و دست دیگرش را هم به روی گونه میگیرد نمیبینم که بنشاند به زانو کودکانش را بغل میگیرد اما یاری از بازو نمیگیرد به دستی میکِشد بر گیسوی طفلان خود شانه به دست دیگر اما موج را از مو نمیگیرد در دل هوس مدینه دارم زهرا آنجا به بقیع سر گذارم زهرا تو مایه ی امید منی در همه عمر من هرچه که دارم از تو دارم
|
- جزئیات
- سیاهی میگیره، تموم دنیا رو باید فراموش کرد، شکوه دریا رو اگه بگیرن از مردم، محبت زهرا رو خير انا أعطينا زهراست تنها همتای مولا زهراست قدرش از فهم ما دوره چون سر انا انزلنا زهراست بهتر از کل دهر، شبای فاطمیه ست خير من ألف شهر، شبای فاطمیه ست معنی خوشبختی، زندگی سادهش دنیا شده روشن، با نور سجادهش کجای کارم وقتی، خدا شده دلدادهش شرح و شأن ذیالقربی زهراست نور و تطهیر و طوبی زهراست از حدیث کسا فهمیدم محور آل عبا زهراست رزق ما بسته به، یک نظر فاطمهست تنزل الملائکه، به محضر فاطمه ست کعبه دلبسته به، عبادت فاطمه ست خيرٌ من ألف شهر، رضایت فاطمه ست فقیرم و بیکس، اسیرم و سائل فقط میخوام نورش، بمونه تو این دل مطمئنم از بچههاش، مادر نمیشه غافل از همه مهربونتر مادر امّید روز محشر مادر تو غوغای محشر چی میگم فریادم اینه مادر مادر حتی مطلعِ الفجر، سلام به فاطمهست بهترین قرب و اجر، سلام به فاطمهست وقتی که قيامت، قیامت فاطمهست خير من ألف شهر، رضایت فاطمهست
|
- جزئیات
- مسجد اعظم قم-دفترآیت الله علوی بروجردی آدم که حرفاشو، نمیبره بیرون من مال این خونه ام، بهم نگین مهمون این روزا هیچکسی برام، که محرم نمیشه اما تو مادری، مادری کردی همیشه دوباره اومدم، محل بذاری چی میشه جوونی کردم، بزرگتری کن بچه ناخلف منم، تو مادری کن بدون شک زهرا، به ما نظر کرده من و تو اینجا ایم، دعاش اثر کرده روضه مادره، غریبه رو راه نمیدن اینجا بهشته و، به هر کسی جا نمیدن به هر کی اذن اشک، برای زهرا نمیدن از در خونه ات، نمیره نوکر چشمتو برداری ازش، میمیره نوکر جوونی کردم، بزرگتری کن بچه ناخلف منم، تو مادری کن جوونا این روزا، خیلی گرفتارن تو مادری کن، چون فقط تو رو دارن دعای مادرا، گره گشای عالمه تو هم که مادر و، نور امید ما همه دعای خیر تو، یه فرقی داره با همه فاطمه ای و، مادر ارباب چشم امیدم به دعاته، منو دریاب جوونی کردم، بزرگتری کن بچه ناخلف منم، تو مادری کن
|
- جزئیات
- نشد خنده رو لبهات، جای این سالها بیارم برا زخم تو مرهم، از کجا حالا بیارم از اون روزی که دیگه دست تو بالا نمیاد نمیتونم سرم رو پیش تو بالا بیارم خجالت میکشم از روی تو خجالت میکشم زهرا ولی همه رو برمیگردونن ازم تو روتو برنگردون از علی این اشک مظلومیه، این گریه ی خواهشه اشکِ منو بزن به زخمهاش، شاید خوب بشه تلخش نکن آخرِ، این عشق نه ساله رو خوب میشی و منم عوض میکنم این درو حلالم کن، حلالم کن گلم، حلالم کن... دلش میخواست یکی این خونه تو آتیش بسوزه دلش میخواست علی از داغ رسواییش بسوزه تموم خاطرات بین ما خاکسترش موند فقط گفتم الهی باعث و بانیش بسوزه تو پشت در چرا رفتی گلم شکست در زیر در موندی چرا چرا گفتی فقط فضه بیاد دل حیدر رو سوزوندی چرا تقصیر من بود همش، با تو اگه بد شدن از رو دری که قاتلت شد، همه رد شدن ای سوره کوثرم، پا رفته رو آیه ها رفت آبروی ما جلو چشم همسایه ها حلالم کن، حلالم کن گلم، حلالم کن...
|
- جزئیات
- میسازیم مدینه یک صحن و سرا متفاوت واسهی همه باشه ضریح حضرت محسن گوشهی حرم حضرت فاطمه باشه میشه مثله نجف ظاهر و باطنش وعدهی کربلاییا باب المحسنش یه ایوون طلا یه گنبدِ رفیع منتهی میشه حرمش به حرم بقیع میخونم، یازهرا یازهرا مجنونتم، صحرا صحرا لعن اللّه قاتلیک لعن اللّه ضاربیک لعن اللّه ظالمیک یا زهرا(سلام الله علیها)
|
- جزئیات
- زهرا سادات، یوما یوما زهرا سادات، یوماه یوماه نبض حاجات، یوماه یوماه دست از حیدر، برداری نه هیهات هیهات، یوماه یوماه شرف، مادر، غم نجف مادر سلام، بدم، کدوم طرف مادر یوماه، یوماه ،یوماه، یوماه ، محشر محشر، حیدر حیدر جانِ قنبر، حیدر حیدر پشتیبان، زینب زینب فتح خیبر، حیدر حیدر جنم، علی، اذان و دم علی رجز، بخوان، بزن علم علی حیدر حیدر ، حیدر حیدر
|
- جزئیات
- سلیم ابن قیس از سلمان، روایت کرده تُو اسرار آل محمّد نوشته از اون روزی که، واسهش تا محشر عزاداره آل محمّد یَقولُ سلمان، إنَّ قوم قد دَخَلوا و رَکّلِ الباب، خط بعدو دیگه نگو فَثَمَّ نیران، شعلهها زبونه کشید سقیفه جنگو، آخرش به خونه کشید این حدیث غربته، این روایت غمه ما خون هم گریه کنیم، از داغ تو کمه «محدّث» روایت کرده، تُو بیت الاحزان حدیثی که باز از سُلیمه یه عدّه درو سوزوندن، همون آتیشم رسید کربلا توی خیمه درو شکستن، گفته مقتلم به وضوح فاطمه افتاد و ضِلعُها کَسَروه عین کلامِ محدّث قمیه قاتل اصلی، ضربههای دوّمیه اگه جون بدیم رواست، این تَه مصیبته این روایت غمه، این حدیث غربته
|
- جزئیات
- سُبحانَ مَن فَطَمَ بفاطمه مَن اَحَبَّها مِنَ النّار مادر ما نمیذاره، که بسوزه توی آتیش شیعهیحیدر کرار اصلا خودش سوخت میون شعله به یاد ما بود اصلا زمین خورد، که ما بلند شیم اینهمه خوبی، زیاد ما بود بازوی خستهاش، دستمو گرفت دستت شکستهاش، دستمو گرفت مادر سادات، جونم به فدات... سُبحانَ مَن فَطَمَ بفاطمه مَن اَحَبَّها مِنَ النّار دست مهربون مادر یاور هرچی غریب و چارهی هرچی گرفتار اصن نمیشه، صداش کنی و مادر به دردت، محل نذاره نمیشه بگی، مشکلی دارم به پیش پات راهِ حل نذاره اشک شبونش، مرهم دلا سفرهی خونش، سهم سائلا مادر سادات، جونم به فدات.... سُبحانَ مَن فَطَمَ بفاطمه مَن اَحَبَّها مِنَ النّار فاطمیه یعنی باید باشی روی اسم مادر غیرتی، مثل علمدار اصلا اباالفضل، به رو نیاورد روضه ی سختِ، فرق و عمود و وقتی که با اون صورت خونی تو علقمه دید، روی کبودو صحنهی محشر، غوغای عَلم رو دست مادر، دستای قَلم مادر عباس، جونم به فدات... علیهم السلام
|
- جزئیات
- گفتن نداره از شلوغی کوچه جای سوزن انداختن نداره گفتن نداره رو زمین افتادن هیچ مادری دیدن نداره هی در میسوزه فاطمه تو آتیش افتاده ولی، حیدر میسوزه مادر میسوزه داره زیرِ در تموم سوره کوثر میسوزه روضه نمیخواهد زنی که بی پناه است حالا تصور که آن زن پا به ماه است یارالی نه نه....
|
- جزئیات
- اَللّهُم صَلِّ عَلی، فاطِمةَ و ابیها و بَعلِها و بَنیها، و سِرِّ المُستَودَع فیها یا زهرا، یا زهرا الزَّهرا نورٌ مِن انوار الله الزَّهرا وحیٌ من آثار الله الزّهرا ما ادراک مالزَّهرا الزَّهرا سِرٌ مِن اسرار الله روح اعطیانک است فوق هر ادراک است زهره ی افلاک است ممدوحهی املاک است منصورهی بی باک است مادر آب و خاک است ریحانهی خواجه ی لولاک است روز قیامت،قیامت میکند بر همه اتمام حجت میکند از دشمنان امیرالمؤمنین واللّه اعلام برائت میکند اَللّهُم صَلِّ عَلی، فاطِمةَ و ابیها و بَعلِها و بَنیها، و سِرِّ المُستَودَع فیها یا زهرا، یا زهرا سَل عنها لا یُدری ما مَعناها ما اَولی ها رَبّی ما اَعطاها سِرًّ فی سِرٍّ، نورً فَوق النّور سَل عن اُولی ها، سَل عن اُخراها هَل کانَت اِنسیة، هَل کانَت حَوریة طینَتُها نوریة، فی قدرٍ مَخفیة جَلَّت فی القدسیة، راضیةِ المَرضیَة فَوقَ العَقلِ لا یُدری ماهیة سُبحانَ مَن سَوّاها فِی العالمین اَخفاها سِرّاً فی العَشیه لا یَبید سُبحان و قد اَبدا فینا اِسمُها قدصِرنا فیها فی الدُّنیا مومنین اَللّهُم صَلِّ عَلی، فاطِمةَ و ابیها و بَعلِها و بَنیها، و سِرِّ المُستَودَع فیها یا زهرا، یا زهرا مدحن دد طاها قرآن اولدی توپراخ ادین سسلندی جان اولدی یا زهرا بو عالم ده هر کیم که درگاهین اوپدی سلمان اولدی ای نهضت بیداری، خلقتین پرگاری ایمانین معیاری، ای لشکر اسلامین سرباز علی واری، سن باشلادیغین طوفان پت ائلور الان دا ادواری ظالم لن عالمده ائلدون حساب حق و عرش و فرش ائلور اعتراف مرتضی کعبه دور دور کعبه نی هر گجه گوندوز سن ائلدون طواف اَللّهُم صَلِّ عَلی، فاطِمةَ و ابیها و بَعلِها و بَنیها، و سِرِّ المُستَودَع فیها یا زهرا، یا زهرا
|
- جزئیات
- اللهم صل علی, فاطمه و ابیها, و بعلها و بنیها پناه آوردم به, چادر حضرت زهرا خونوادم فدای خونوادت زندگیم فدایِ زندگی سادت ما رو یادت نره روز قیامت ای مادر ما در دو جهان، فاطمه جان دل به تو بستیم، محبان تو هستیم نظر کن زِ عنایت، به فردای قیامت یا زهرا یا زهرا...
|
- جزئیات
- چشم تو کرده ورم چشمای شوهر تو گود افتاده، زهرا نمیخوام حتی ازت غذای ساده، زهرا نرو تازه پا گرفت این خونواده، زهرا تو بری بگو چه خاکی به سرم بریزم جون به لب شدم دیگه گریه نکن عزیزم چی میشه دوباره لبخند تو رو ببینم تو بری فاطمه به خاک سیاه میشینم زهرا سادات، کارت افتاده به کنیزات زهرا سادات، میری دست علی به همرات زهرا سادات … میشه جارو نزنی من بمیرم که تو به خادمه هات، رو نزنی میشه وقتی راه میری تو خونه زانو نزنی میمیرم اگه همین قدر هم تو، سو سو نزنی حرف رفتنو نزن هنوز خیلی جوونی کاش به جای این دعا، حمد شفا بخونی نمیخوای روتو به من کنی منو ببینی تو رو جون بچه هات فاطمه کلمینی زهرا سادات، چه جوابی بدم به بابات زهرا سادات، چه کنم که نلرزه دستات زهرا سادات … مه دل آروم، نوونه آخ علی تسه بمیره، تره مردا بزونه آخ مه سوره کوثر، بدون بابا بزونه بدینه که تو دری کندی تقلا بزونه انده کفن و دفن سه نکن مره سفارش من اصلا هچی اقلا شه وچونه هارش اَتا غم بسه مره داغ پسر بزونه بخدا می خنه ره چشم نظر بزونه جان زهرا، دره شونی خدا ته همراه جان زهرا، ته بوری مه رفق بونه چاه جان زهرا …
|
- جزئیات
- من چه کنم خدای من چاره در این مقام چیست کوچه پُر از حرامی و این همه ازدحام چیست مردم هجوم آورند چو نیش کژدم آورند آتش و هیزم آورند مقصد این حرام چیست چرا شتاب آورند چه بی حساب آورند به کف طناب آورند مقصد این حرام چیست آش ظلم شعله ور خانه ی امن در خطر سگان هار حمله ور معنی فکر خام چیست علی ولی اعظم است علی وصی خاتم است علی شه دو عالم است گناهِ این امام چیست ای پرستوی علی، پَر مزن ز خانه ام جان نه نه ، جوان نه نه...
|
- جزئیات
- ای حضرت زهرا این ناله های تو برای کیست؟ ناله ات برای فرزند مسموم شده ی توست یا برای حسین؟ (سلام الله علیهم)
|
- جزئیات
- صدیقه مرضیه زهره زکیه فرموده با خطبهی فدکیه هر کی پیغمبرو خواست علی رو نه اسلامش بازیه وُ الکیه طوری با صلابت، خطبه خونده حضرت زهرا که ،تا روز قیامت عالم اینو فهمید، غاصبه هر کی نشست جز حیدر، بر تخت خلافت مادر یادمون داد، از کسی نترسیم و بلند بگیم ای که بر دشمن مرتضی علی لعنت سند تبری، خطبههای زهرا، تو مسجد پیمبر همه غرق وحشت، با وقار و هیبت، اومد سپاه حیدر الله اکبر، فاطمه تو مسجده یا که علی تو خیبر خطبهاش پر میکنه گوش فلک رو برده عقل جن و انس و ملک رو زهرا جای خود اشارهی فضهاش میسازه هزار تا باغ فدک رو قطعا داره حکمت از فدک دم زده بانویی که تو دستاشه جنت شاید این بهونه است که بخواهد بگه سقیفه یعنی اصل هر خباثت مادر یادمون داد، از کسی نترسیم و بلند بگیم ای که بر دشمن مرتضی علی لعنت خطبههای مادر، میشه ارث دختر عقیله رفت رو منبر، سندش لهوفه توی شام و کوفه، یزید میگفت به لشکر الله اکبر، غضب زینبه یا رسیده روز محشر
|
- جزئیات
- با این زخم کاری، هم آروم نمیشم هنوزم میپیچه، صدات توی گوشم به جون علی، دم آخری حلالم کن اگه نشد برات کاری کنم جوون بودی و، نشد نازنین توی مدینه خوب برات عزاداری کنم از یادم نمیره، که دیدم به میخ بالت گیره سرِ تو خورد به در ، سرِ من مستحق شمشیره صدمرد شمشیر بخوره ، یک زن مسمار نبینه پیش چشم پسری ، مادر آزار نبینه در وسط کوچه تو را میزدند کاش به جای تو مرا میزدند سرم پر ز خون و، چشام تاره تاره حسین جون به لب شد، حسن بی قراره تا گفتی میخوام، وصیت کنم دیدم حسن داره بند دلش پاره میشه نگفت آخرش، چی اومد سرت که میلرزه تنش تا حرف گوشواره میشه آتیشِ مدینه، اثرش بعد غم گوداله وای به حال زینب، وقتی میبینه گُلش پاماله صدمرد گودال بره و، یک زن انظار نبینه کاشکی ناموس علی، رنگ بازار نبینه صدمرد پامال بشه و، دختر سیلی نخوره کاشکی زهرای حسین، جمع اشرار نبینه حالا اومدی خوابن حالا که تموم دخترای شام اومدی عمو عباس و نیاوردی چرا تنها اومدی میون شعلهها، یکی میزد صدا عمو سوختم (اینان تو را زدند غرور علی شکست)
|
- جزئیات
- علیست پیکر اسلام و فاطمه، صدرش صیام، حیدر و زهراست لیلهی قدرش اباالحسن که فقط بود یار اُمّحسن بدون فاطمهاش، لَم یکن له کُفواً علی دلش شده تنگ ضریح فاطمهاش علی نشسته به بستر؛ شبیه فاطمهاش چه بستری که هنوز عطر یار را دارد به خوننشستن هجدهبهار را دارد آهای بستر دلخون! بگو چهها دیدی ردّ غلاف و ردّ تازیانه را دیدی نگفت خسخس سینهش، اسیر دود شده به تو نگفت چرا صورتش کبود شده چطور موی حسن زودتر سفید شده چطور محسن من، پشت در شهید شده بیا برات بگویم چقدر پردردم زمان غسل تنش، بهخدا که دق کردم برای غسل تنش سخت بود کار علی سیاه بود تنش مثل روزگار علی که هرچه شستمش آن زخم میخ، بند نشد که بعد فاطمه، حسّم بگوبخند نشد نگفت پشت همان در، چطور سوخته است چرا برای حسینش، کفن ندوخته است بگو وصیّت زهرا چهبود دخترکم نگفت از سر و روی کبود، دخترکم نگفت زینبم آخر اسیر خواهد شد نگفت از غم گودال، پیر خواهد شد نگفت داغ عروسم رباب را چهکند نگفت غصّهی بزم شراب را چهکند
|
- جزئیات
- نَفسی عَلیٰ زَفَراتِها مَحبوسه بدون تو دنیا برام کابوسه نشسته زینب زخمت و میبنده حسن با گریه دستت و میبوسه دعا کن که بعد تو، عمر من به دنیا نباشه حیفِ خونه زندگیم، که اینجوری از هم بپاشه وِیلی ویلی، علَی المَحزونه چادر تو پُرِ خاکه، پیرهن تو پُرِ خونه واویلا واویلا، بعد رفتنت زهرا، لاخَیر فِي الدُنیا نَفسی عَلیٰ زَفَراتِها مَحبوسه بدون تو دنیا برام کابوسه نشسته زینب زخمت و میبنده حسن با گریه دستت و میبوسه کنار تابوتت دلم آشوبه همین که چشمات و نبندی خوبه حسن که هر دفعه میاد از مسجد با گریه مشت روی زمین میکوبه نگفتی به من چرا، آسمون چشمات کبوده چجوری زدن مگه، که گوشواره افتاده بوده ویلی ویلی، علَی المَضروبه روی تو فصل خزون و، چشم تو رنگ غروبه واویلا واویلا، بعد رفتنت زهرا، لاخَیر فِي الدُنیا
|