معرفی مقالۀ تازهانتشاریافتهٔ: «معمای احمد: پردهبرداری از تعاملات متنی قرآن با انجیل متی»، نوشتۀ هادی تقوی و علیرضا حیدری
(https://www.academia.edu/145213268/The_Ahmad_Enigma_Unveiling_Quranic_and_Matthean_Scriptural_Engagements?auto=download)
Hadi Taghavi & Alireza Heidari (2025), The Aḥmad Enigma: Unveiling Qur’anic and Matthean Scriptural Engagements, Islam and Christian–Muslim Relations (https://www.tandfonline.com/doi/citedby/10.1080/09596410.2025.2592172), 1–25
سورهٔ صف
وإذ قال عيسى ابن مريم يابني إسرائيل إني رسول الله إليكم مصدقا لما بين يدي من التوراة ومبشرا برسول يأتي من بعدي اسمه أحمد فلما جاءهم بالبينات قالوا هذا سحر مبين{۶} ومن أظلم ممن افترى على الله الكذب وهو يدعى إلى الإسلام…{۷} يريدون ليطفئوا نور الله بأفواههم والله متم نوره…{۸} هو الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله…{۹}
ترجمه:
و [یاد کن] هنگامی را که عیسی پسر مریم گفت: ای فرزندان اسرائیل من فرستادۀ خدا بهسوی شمایم و تصدیقکنندهام آنچه را پیش از من در تورات آمده است و بشارتدهندهام به پیامبری که پس از من میآید؛ نام او احمد است [اسمه احمد]؛ پس هنگامی که او (عیسی) با دلایل روشن بهسوی آنان آمد، آنان گفتند: این جادویی آشکار است.{۶} چه کسی ستمکارتر است از آن که بر خدا افترا بندد، هنگامی که فراخوانده شود بهسوی “اسلام”؟…{۷} میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند، اما خدا نور خود را کامل میکند…{۸} اوست خدایی که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همۀ ادیان پیروز گرداند…{۹}
مرجع تصویر: کتابخانۀ ملی فرانسه (https://corpuscoranicum.de/en/manuscripts/157/page/65v?sura=61&verse=6)، نسخۀ شمارۀ Arabe 328 (b)
در مواجهه با آیۀ ششم سورۀ صف: “مبشراً برسول یأتي من بعدي اسمه أحمد”، همواره این پرسش مطرح بوده که نام «احمد» را در کجای انجیل یا تورات میتوان یافت؟
در سیزده سدۀ گذشته مفسران مسلمان اغلب برآن بودهاند که منظور قرآن از «احمد» همان «فارقلیط» در انجیل یوحناست (یوحنا ۱۴: ۱۶ و ۱۴: ۲۶)؛←اما این فرضیه در پژوهشهای مدرن بهلحاظ زبانشناختی مورد تردید جدی قرار گرفته است [از جمله، بنگرید به پژوهش شان آنتتونی]
با اینحال، بحث علمی دربارۀ مقصود از این آیه در میان پژوهشگران آکادمیا دامنهدار بوده است.
پژوهش پیشرو با عبور از فرضیۀ سنتی «فارقلیط»، و با واکاوی دقیق زبانشناختی در متون عربی، سریانی و یونانی، برای نخستینبار نشان میدهد که آیات ۶ تا ۹ سورۀ صف، نسبتی بینامتنی با فصل ۱۲ انجیل متی دارد.
انجیل متی
در انجیل متی، فصل ۱۲، پس از گفتوگوی عیسی و فریسیان دربارۀ فهم درست از حکمِ شرعیِ نگاهداشتنِ سبت (شنبه) و استناد عیسی به تورات (“مگر در تورات نخواندهاید؟”)، عیسی بهشفا دادن بیماری در روز سبت میپردازد؛ امری که بهخصومت فریسیان با او دامن میزند: “فریسیان بیرون رفتند و با هم مشورت کردند که چگونه او را بکشند.” سپس میخوانیم:
“(۱۵) چون عیسی از این امر آگاه شد، آن مکان را ترک گفت. اما عدۀ بسیاری از پی او رفتند و او جمیع ایشان را شفا بخشید. (۱۶) و مردم را از افشای نامش بازداشت. (۱۷) این واقع شد تا آنچه بهوسیلۀ اشعیای نبی گفته شده بود تحقق یابد که:
(۱۸) «این است بندۀ من که مشتاق اویم؛ محبوب من که جانم از او خشنود است. من روح خود را بر او خواهم نهاد و او داوری [سریانی: دینا] را بهامتها اعلام خواهد کرد… (۲۰) …[همچون] چراغ کمسویی [سریانی: مطفطف] که خدا مانع خاموشیاش میشود، تا زمانی که داوری حق را بهپیروزی برساند.»
(۲۱) و بهاسم او همۀ امتها بشارت داده خواهند شد.”
(متی، فصل ۱۲؛ ترجمه مقاله)
تصویر: نسخهٔ یونانی از سدۀ ۴-۵ میلادی

اینجاست که یک پرسش کلیدی شکل میگیرد: چگونه عیسی که در این صحنه اصرار دارد «ناشناس بماند» و از شهرت میگریزد، میتواند همان موعودِ جهانیِ اشعیا باشد که مأموریت دارد آیینِ حق را با صدای بلند به گوشِ تمام جهانیان برساند؟
قرآن با یک تغییرِ رویکرد معنادار، این گره را میگشاید: قرآن بشارتِ اشعیا را که در انجیل، «روایتِ متی در توصیفِ حالِ عیسی» است، به «بشارتِ عیسی دربارهٔ آینده» بازخوانی میکند و بدینترتیب این تعارضِ ظاهری برطرف میشود.
در چارچوب این خوانش، آیۀ ۶ سورۀ صف پاسخی راهگشا ارائه میدهد: در اینجا عیسی (و نه متی) سخن میگوید و با خطابِ «یا بنیاسرائیل انی رسول الله الیکم»، ابتدا به محدودیتِ رسالتِ خود در میان قوم یهود اذعان میکند. سپس با استناد به همان پیشگویی اشعیا، خود را «تصدیقکنندۀ کتبِ پیشین» میخواند (مصدقا لما بین یدیّ من التوراه) و در نهایت، تحققِ وعدۀ بزرگِ «اعلامِ جهانیِ دین» را به ظهور پیامبری در آینده موکول مینماید.
جدولی از مهمترین ارتباطات آیات سورهٔ صف با متی ۱۲ در صفحهٔ ۷ مقاله آمده است که ترجمهٔ مختصرِ آن را در ادامه ببینید↓↓
بینامتنیت آیات سورهٔ صف با متی ۱۲
روابط بینامتنی آیات ۶-۹ سورهٔ صف با آیات متی ۱۲ فراتر از چند تناظری است که در نگاه اول به چشم میخورد. بر اساس بررسیهای نویسندگان، برخی از این درهمتنیدگیها نکات جالبی را در بردارد، از جمله:
تصویر انجیلی «چراغ کمسویی (سریانی: مطفطف) که خدا مانع خاموشیاش میشود» به روشنی یادآور عبارت قرآنی «یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم والله متمّ نوره» است (ردیف ۸ جدول)، امری که فراتر از معنا، در ریشۀ واژگان نیز همخوان است (مطفطف/لیطفئوا).
عبارتِ «پادشاهیِ خدا» [سریانی: ملکوت] در متی: ۲۸، عیناً در سورۀ صف تکرار نشده، بلکه در واژۀ «اسلام» بازتاب یافته: «وهو يدعى إلى الإسلام» (ردیف ۷ جدول). در واقع قرآن با رویکردی متفاوت به همان حقیقتِ انجیلی اشاره میکند و از منطقِ «م-ل-ک» (اقتدار و پادشاهی) به منطقِ «س-ل-م» (تسلیم) گذار میکند. با توجه به اینکه معنای “اسلام” در قرآن، «تسلیمِ خودخواستۀ انسان» است
بنگرید ص 403 الی 407 Key Terms of the Qur’an
(قرآن عملاً برداشت نوینی از حکومت الهی ارائه داده که در آن، استقرارِ فرمانروایی خدا نه با سیطرۀ بیرونی، بلکه با «تسلیمِ آگاهانه» محقق میشود.
گرچه «دين الحقّ» معمولاً به «آیین راستین» ترجمه میشود، اما نویسندگان نشان میدهند که با نظر به ریشۀ سریانیِ کلمۀ «دین» (داوری) و ارتباط بینامتنی (ردیف ۹ جدول)، اینجا معنای «داوری براساس حق» میدهد، مانند کاربرد مشابه در «یوم الدین». بنابراین، «لیظهره علی الدین کله» (ردیف ۱۰ جدول) به این معنا نیست که دین یا مذهبی جدید جایگزین سایر ادیان میشود، بلکه بدین معناست که «قضاوت بر اساس معیار حق» بر تمامِ داوریهای بشری غلبه کرده و آشکار خواهد شد.
حل معمای «احمد»
در پرتو این ارتباطات تنگاتنگ بینامتنی، انتظار داریم که مضمون «اسمه احمد» نیز معادلی در متی داشته باشد.
ریشۀ «حمد» در زبانهای سامیِ غیرعربی به معنای «اشتیاق» است؛ معنایی که معادلِ آن در انجیل متی ۱۲: ۱۸ به کار رفته است. در این آیه، جملاتی از زبان خدا نقل شده که ارجاعی مستقیم به کتاب اشعیا ۴۲: ۱ دارد: «این است بندۀ من که او را برگزیدهام (سریانی: ʾeṣṭabīt)» و «حبیبم که جانم از او خشنود است (یونانی: eudokēsen)». نکتۀ جالب آنکه ریشۀ سریانی واژۀ ʾeṣṭabīt دقیقا معادل مشتاق هستم و واژۀ یونانیِ eudokēsen در جاهای دیگرِ بایبل، نظیر مزامیر ۶۸: ۱۷، دقیقا برابر با ریشۀ عبری «حمد» (میل و اشتیاق) قرار گرفته است.
قرآن با آگاهی از این معنای ریشۀ «حمد» در عبری، فعلِ اول شخصِ مفردِ همریشه با «محمد»، یعنی «اَحمَدُ» را به کار میبرد (دقیقا مانند “مشتاق هستم” که اول شخص مفرد است). بنابراین «احمد» در اینجا فقط یک اسمِ شناسنامهای نیست؛ بلکه یک «کُد» است که ما را مستقیما به پیشگویی انجیل و اشعیا ارجاع میدهد. تنها تفاوت آن است که در بایبل، خدا گوینده است («بندۀ من که مشتاق اویم»)؛ اما در قرآن، عیسی گوینده است («اسمه أحمد»). این پدیده را نویسندگان «تفسیرِ نامشناختی» (Onomastic Exegesis) مینامند؛ جایی که یک توصیف فعلی در متون پیشین، تبدیل به یک عنوان یا اسم برای اشاره به پیامبر جدید میشود.
بنابراین، وقتی عیسی در قرآن بشارت به پیامبری میدهد که «اِسمُهُ اَحمَدُ»، در واقع دارد به مخاطبان مسیحی و یهودیِ خود کد میدهد. در اینجا اسم معنای اصیلِ خود در عربی را دارد؛ یعنی نشان یا وصف، و نه صرفاً نام. بنابراین معنای آیه اینگونه میشود: عیسی میگوید: من آمدنِ پیامبری را مژده میدهم که نشانِ او، این [سخنِ خداوند در کتاب اشعیا]ست: «[من] مشتاقِ او هستم».
در کنار این لایهٔ معنایی برای اهلکتاب، واژۀ احمد برای مخاطب عربزبان کارکردی «اسمی (nominal)» داشت. در فرهنگ عرب نامگذاری افراد با «افعال مضارع» کاملاً رایج بود (مانند نام «یحیی»: زنده میشود، یا «تغلب»: غلبه میکند)؛ لذا اعراب بهراحتی میپذیرفتند که واژۀ «احمد» در کلام عیسی، بهعنوان بشارتی به «محمد» (که همریشۀ آن است) تفسیر شود.
جمعبندی
آیات ۶-۹ سورۀ صف و نیز متی ۱۲ هر دو بشارتی را نقل میکنند به فردی که مأموریت نهاییاش برپاییِ حق است؛ فردی که خداوند دربارۀ او گفته: «من مشتاق اویم» (اسمه أحمد). او “حق” را به پیروزی میرساند، حتی اگر نورش کمسو شود؛ چرا که خدا مانع خاموشیاش میشود.
نویسندگان نتیجه میگیرند که این سطح از دقت در تعامل با متن، نشاندهندۀ یک «تعاملِ عالمانه» است. قرآن تنها یک شنونده منفعلِ داستانهای انجیلی نیست، بلکه «مفسری فعال» و «خوانشگری مقتدر» است. قرآن مفاهیم مسیحی را میشناسد، آنها را بومیسازی و اصلاح کرده و دست به بازسازیِ الاهیاتیشان میزند.