سَدُّ الاَبواب یا مسدود کردن درها یکی از فضایل امام علی (علیه السلام) است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به فرمان خدا، دستور داد همه درهایی که به مسجدالنبی باز میشد بسته شوند، جز درِ خانه علی(علیه السلام). این واقعه در منابع شیعه و اهل سنت بهصورت متواتر نقل شده است. تاریخ دقیق این رخداد مورد اختلاف است، اما امام علی(علیه السلام) در شورای ششنفره برای تعیین خلافت، به این فضیلت خود استناد کرد و از دیگران اقرار گرفت. این فضیلت نهتنها در منابع حدیثی و تاریخی آمده، بلکه در متون دعا مانند دعای ندبه نیز مورد اشاره قرار گرفته است. همچنین برخی عالمان شیعه، از جمله علامه امینی، این واقعه را شاهدی بر نزول آیه تطهیر در شأن اهلبیت دانستهاند.
قالَ رَسولُ اللّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم): سُدّوا هذه ألابوابَ غَیرَ بابِ عَلِی.
پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: درهای مسجد را بهجز دَرِ خانه علی، ببندید.[۱]
ماجرای بستن درها
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در نخستین روزهای ورود به شهر یثرب، مسجدی بنا نهاد که بعدها به نام مسجدالنبی شناخته شد. پس از آن، اتاقهایی متصل به مسجد برای سکونت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و برخی از همسرانش ساخته شد. بهمرور، برخی از صحابه نیز برای خود اتاقهایی در کنار مسجد احداث کردند. این اتاقها علاوه بر دری که به سمت بیرون داشتند، دری نیز به سمت مسجد گشوده میشد و صاحبانش هنگام نماز از همان در وارد مسجد میشدند و پس از نماز از همان مسیر بازمیگشتند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به فرمان خدا مأمور شد تا تمامی این درها را جز دَرِ خانه علی بن ابیطالب(علیهما السلام) ببندد. پس از اعلام این دستور، برخی ناراحت شدند و اعتراض کردند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «من مأمور به بستن این درها، جز دَرِ خانه علی، شدهام. شما در اینباره سخنانی گفتید. به خدا سوگند، من از پیش خودم به بستن یا گشودن دری دستور ندادم. من مأمور به انجام وظیفهای شدم و از آن پیروی کردم.»[۲]
برخی منابع[۳] نقل کردهاند که عباس، عموی پیامبر، نزد او آمد و گفت: «عمویت، فرزندان عمویت، ابوبکر و عمر را منع کردهای، اما تنها به علی اجازه دادهای که دَرِ خانهاش به مسجد باز باشد.» پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ، سوگند یاد کرد که این دستور از سوی خداوند بوده است.[۴]
قاضی نعمان در جای دیگری آورده است که این پرسش را حمزة بن عبدالمطلب(علیهما السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مطرح کرده بود.[۵] سید جعفر مرتضی عاملی این سخن حمزه را نه اعتراض، بلکه پرسشی درباره راز این موضوع دانسته است.[۶]
زمان وقوع
تاریخ دقیق واقعهٔ «سدّ الابواب» در منابع حدیثی و تاریخی بهصراحت ذکر نشده است. علامه مجلسی بدون اشاره به سال وقوع، تنها روز عرفه را زمان این رخداد دانسته است.[۷] با این حال، پژوهشگران با توجه به برخی اسامی و قرائن تاریخی، درباره زمان وقوع این واقعه، دو دیدگاه مطرح کردهاند:
دیدگاه اول: سالهای نخست هجرت
برخی با استناد به پرسش حمزه از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بر این باورند که واقعه در سالهای ابتدایی هجرت رخ داده است. همچنین، ذکر نام رقیه دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، در برخی گزارشها مؤید این نظر است؛ چرا که در آن زمان، رقیه همسر عثمان بن عفان زنده بوده و عثمان نیز درِ خانهاش را به سوی مسجد بسته بود.[۸]
دیدگاه دوم: سالهای پایانی عمر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و پس از فتح مکه
در مقابل، برخی دیگر با استناد به اعتراض عباس عموی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، به بسته شدن در خانهاش، این واقعه را پس از فتح مکه دانستهاند؛ زیرا عباس پس از فتح مکه در مدینه ساکن شد.[۹] از دیگر قرائن مؤید این دیدگاه، همزمانی واقعه با حدیث منزلت است؛ تا آنجا که برخی معتقدند واقعهٔ سدّ الابواب برای تثبیت حدیث منزلت بیان شده است.[۱۰] برخی تاریخنگاران نیز بر این باورند که حدیث منزلت در مناسبتهای مختلفی بیان شده، اما مشهورترین آن پس از غزوه تبوک بوده است.[۱۱]
نقل حدیث سدّ الابواب در منابع اسلامی
احادیث مربوط به واقعه «سدّ الابواب» در منابع متعدد و با اسناد گوناگون ذکر شدهاند، بهگونهای که بسیاری از عالمان، آن را از جمله روایات متواتر دانستهاند.
ابن شهرآشوب در کتاب مناقب آل ابیطالب، روایتهای مختلف این حدیث را از حدود ۳۰ نفر از صحابه نقل کرده است؛ از جمله: زید بن ارقم، سعد بن ابیوقاص، ابوسعید خدری، ام سلمه، ابورافع و دیگران.[۱۲]
ابنبطریق در فصل بیستم کتاب العمده، با عنوان «فی سدّ الابواب مِنَ المَسجد الّا بابُ علی»، یازده حدیث با اسناد مختلف ذکر کرده است.[۱۳]
قندوزی در کتاب ینابیع المودة، در باب ۱۷ با همین عنوان، احادیث متعددی با اسناد گوناگون آورده است.[۱۴]
ابنعساکر در جلد اول کتاب ترجمه امام علی بن ابیطالب(علیه السلام)، این احادیث را در حدود سی صفحه بررسی کرده است.[۱۵]
علامه مجلسی در بحارالأنوار، این روایات را از جمله روایات متواتر دانسته است.[۱۶]
علامه امینی در الغدیر، ۲۳ صورت مختلف از این حدیث را نقل کرده و معتقد است که پیشوایان اهل سنت نیز با سندهای صحیح و متعدد، آن را از صحابهای روایت کردهاند که تعدادشان برای اثبات تواتر کافی است. این صحابه طبق ترتیب او از این قرارند:
امام علی(علیه السلام) (۳ روایت)،
زید بن ارقم (۱روایت)،
عبدالله بن عمر (۲ روایت)،
براء بن عازب (۱ روایت)،
عمر بن خطاب (۱ روایت)،
عبدالله بن عباس (۴ روایت)،
ابوسعید خدری (۲ روایت)،
ابوحازم اشجعی (۱ روایت)،
جابر بن عبدالله انصاری (۱ روایت)،
جابر بن سمره (۱ روایت)،
سعد بن ابیوقاص (۴ روایت)،
انس بن مالک (۱ روایت)
برید اسلمی (۱ روایت).[۱۷]
فضیلت انحصاری امام علی(علیه السلام)
حدیث «سدّ الابواب» در منابع معتبر حدیثی، بهعنوان یکی از فضایل اختصاصی امام علی(علیه السلام) شناخته شده است. این فضیلت چنان برجسته بود که برخی از صحابه به آن اذعان کردهاند.
گفتار عمر بن خطاب
حاکم نیشابوری پس از نقل حدیث سدّ الابواب و تأکید بر صحت سند آن، از عمر بن خطاب چنین نقل میکند: پیامبر، فاطمه (یلام الله علیها)را به ازدواج او درآورد؛
او را در مسجد سکونت داد و برای او آنچه برای خودش حلال بود، حلال کرد؛
پرچم را در روز خیبر بهدست او داد.[۱۸]
« از کتاب فروغ ولایت جعفر سبحانی:تفاوتی که میان حضرت علی – علیه السلام و دیگران وجود داشت این بود که ارتباط او با مسجد هیچ وقت قطع نشده بود، او خانه زاد خدا بود ودر کعبه دیده به جهان گشوده بود، بنابر این مسجد از روز نخست خانه او بود و این موقعیت، دیگر هرگز برای هیچ کس دست نداد. گذشته از این، حضرت علی – علیه السلام به طور قطع و در هرحال رعایت شئون مسجد را میکرد ولی دیگران کمتر می ديگران كمتر مى توانستند شئون مسجد را آن طور كه بايد رعايت كنند.[۱۹] »
گفتار عبدالله بن عمر
از عبدالله بن عمر نیز روایت شده که گفت:
پیامبر، فاطمه را به ازدواج او درآورد که حسن و حسین از او متولد شدند؛
در روز خیبر، پس از آنکه پیامبر فرمود: «پرچم را فردا به کسی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول نیز او را دوست دارند»، پرچم را به علی داد؛(لأعطینّ الرّایه غدا رجلا یحبّ اللّهَ و رسولَه و یحبّه اللّهُ و رسولُه.)
درهای همه مردم را به سوی مسجد بست، جز درِ خانه علی.[۲۰]
استناد امام علی(علیه السلام) به حدیث سدّ الابواب در شورای ششنفره
در جریان تشکیل شورای ششنفره برای تعیین خلیفه سوم، امام علی(علیه السلام) با استناد به فضیلت «سدّ الابواب» جایگاه خود را یادآور شد. او خطاب به اعضای شورا فرمود: «آیا در میان شما کسی هست که کتاب الهی او را پاک دانسته باشد تا جایی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، درهای خانه همه مهاجران را به مسجد بست و تنها درِ خانه من را باز گذاشت؟»[۲۱]
ارتباط حدیث سدّ الابواب با آیه تطهیر
علامه امینی در کتاب الغدیر، این استشهاد امام علی(علیه السلام) را نشانهای میداند که دستور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) برای بستن درهای منازل به مسجد، جز در خانه علی(علیه السلام)، بر اساس آیه تطهیر و به فرمان خدا بوده است.[۲۲] در روایات متعدد از منابع شیعه و اهل سنت آمده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ورود به مسجد من بر هر مرد و زن ناپاک ممنوع است، جز من و علی.»بر همین اساس، دستور الهی بر بستن تمام درهای منتهی به مسجد صادر شد و تنها درِ خانه علی(علیه السلام) باز ماند، چرا که او از اهلبیتی بود که آیه تطهیر در شأنشان نازل شده است.[۲۳]
اشاره به حدیث سد الابواب در دعای ندبه
در دعای ندبه نیز به این واقعه اشاره شده و آن را از فضایل امام علی(علیه السلام) برشمردهاند: «وَ سَدَّ الأَبْوَابَ إِلاَّ بَابَهُ …»[۲۴]
روایت اهل سنت درباره ابوبکر
در برخی منابع اهل سنت، حدیثی نقل شده که بر اساس آن، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در واپسین روزهای زندگیاش دستور داد: «همه درهایی که به سمت مسجد باز میشد بسته شود، مگر در خانه ابوبکر.» این روایت در منابعی چون کتاب السنه اثر عمرو بن ابیعاصم، السنن الکبری بیهقی و فضائل الصحابه ابن حنبل آمده است.[۲۵]
ابن ابیالحدید، عالم معتزلی اهل سنت، با نگاهی انتقادی به این روایت مینگرد. او در شرح نهج البلاغه مینویسد: «این حدیث درباره ابوبکر ساخته فرقهای به نام بَکریه است؛ همان کسانی که در برابر احادیث شیعیان درباره فضایل علی(علیه السلام)، احادیثی جعل کردند.»[۲۶] در مسجد النبی(صلی الله علیه و آله و سلم) امروزی، بخشی با عنوان «خوخة سیدنا ابی بکر الصدیق رضی الله عنه» مشخص شده است.[۲۷]
در اشعار
سد الابواب
اخطب خوارزم
[از قصیده]
هما مثلاً كهارون وموسى
بتمثيل النبي بلا ارتياب
بنى في المسجد المخصوص باباً
له إذ سدَّ أبواب الصحاب
كأنِّ الناس كلهم قشور
ومولانا عليُّ كاللُباب
[۲۸](پیامبر و علی مانند هارون و موسی هستند و این تمثیل در سخن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بی شک وجود دارد. پیامبر برای علی دری مخصوص به مسجد گشود در زمانی که درهای همه اصحاب را به مسجد بست. گویا تمام مردم پوست هستند و ومولای ما علی مانند مغز است.)
سید اسماعیل حمیری درباره این حدیث سروده است:
فقیل له اسدد کل باب فتحته
سوی باب ذی التقوی علی
به پیامبر گفته شد همه درهایی را که گشودی ببند
مگر در [خانه] صاحب پرهیزگاری، علی(علیه السلام) را
ابنشهرآشوب، مناقب، المطبعة :الحيدرية – النجف الأشرف، ج۲، ص۳۸
پانویس
1) ابن حنبل، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۷۰۹، ح۳۰۶۲؛ نسائی، خصائص أمیر المؤمنین، ۱۴۱۶ق، ص۷۳، ح۲۳ و ص۱۰۵، ح۴۴.
2) ابن کثیر، البدایة و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۳۴۲؛ فَتّال نیشابوری، روضة الواعظین، ۱۳۷۵ش، ص۱۱۸؛ ابن حنبل، فضائل امیرالمؤمنین، ۱۴۳۳ق، ص۱۷۷.
3)صدوق، عیون أخبار الرضا(علیه السلام)، ۱۳۸۷ق، ج ۱، ص۲۳۲؛ ابن بطریق، العمده، ۱۴۰۷ق، ص۱۷۶؛ قاضی نعمان، شرح الاخبار، جامعه مدرسین، ج ۲، ص۲۰۴؛ کرکی، تسلیة المجالس، ۱۴۱۸ق، ج ۱، ص۲۷۸.
4)قاضی نعمان، شرح الاخبار، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۰۵.
5) قاضی نعمان، شرح الاخبار، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۱۹۶.
6)عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ۱۴۲۶ق، ج۵، ص۳۴۴.
7)مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۷، ص۳۸۴.
8) سیوطی، الدرّ المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۶، ص۱۲۲؛ شوشتری، إحقاق الحق، ۱۴۰۹ق، ج۱۶، ص۳۴۸؛ عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ۱۴۲۶ق، ج۵، ص۳۴۳.
9) صدوق، عیون أخبار الرضا(علیه السلام)، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۲۳۲؛ قاضی نعمان، شرح الاخبار، مؤسسة النشر الإسلامي، ج۲، ص۲۰۵؛ کرکی، تسلیة المجالس، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۲۷۸؛ عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ۱۴۲۶ق، ج۵، ص۳۴۴.
10) قاضی نعمان، شرح الاخبار، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۰۵؛ یوسفی غروی، موسوعة التاریخ الإسلامی، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۵۳۰.
11) عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ۱۴۲۶ق، ج۲۹، ص۲۷۲–۲۷۳؛ منابع متعدد از جمله: ابن حنبل،فضائل الصحابه؛ بخاری، صحیح البخاری؛ مسلم،صحیح مسلم؛ ترمذی، سنن تزمذی؛ نسائی، سنن نسائی؛ حاکم نیشابوری، مستدرک حاکم؛ طبری، تاریخ طبری؛ ابن کثیر، البدایة والنهایه؛ هیثمی، مجمع الزوائد؛ عینی، عمدة القاری فی شرح صحیح البخاری؛ سیوطی، تاریخ الخلفاء؛ متقی، کنز العمال؛کنتوری، عبقات الانوار فی امامة الائمة الاطهار علیهم السلام؛ شرفالدین، المراجعات؛حسینی میلانی، عبقات الانوار فی امامة الائمة الاطهار علیهم السلام.
12) ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۳۶–۴۰؛ ص۳۷.
13)ابن بطریق، العمده، ۱۴۰۷ق، ص۱۷۵ و ۱۸۱.
14) قندوزی، ینابیع المودة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۲۶۰ و ۲۷۵.
15) ابن عساکر، ترجمه الامام علیبن ابیطالب، ۱۹۷۸م، ج۱، ص۲۷۵–۳۰۵.
16) مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۹، ص۳۵.
17)امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۲۰۲.
18) حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۲۰ق، ج۳، ص۱۲۵.
19)سبحانی، فروغ ولایت، مؤسسه امام صادق (عليه السلام)، ص۷۲
20) ابن حنبل، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۲۶؛ قاضی نعمان، شرح الاخبار، مؤسسة النشر الإسلامي، ج۲، ص۱۸۱.
21) امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۲۱۳.
22)امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۲۱۳.
23) امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۲۱۲؛ قاضی نعمان، شرح الاخبار، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۰۴.
24) قمی، مفاتیح الجنان، ۱۳۹۱ش، ص۱۳۸.
25)عمرو بن ابیعاصم، کتاب السنه، ۱۴۰۰ق، ص۵۶۵؛ بیهقی، السنن الکبری، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۴۴۲؛ ابن حنبل، فضائل الصحابه، ۱۴۳۰ق، ص۳.
26)ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۱۱، ص۴۹.
27)نجفی، مدینهشناسی، ۱۳۸۶ش، ص۱۱۹.
28)شبر، ادب الطف، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۸۴