١ ـ معراج پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم)
٢ – غزوه بدر
٣ ـ مرگ عایشه
٤ ـ صدور فرمان بنای مسجد مقدس جمکران توسط حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
۱ـ معراج پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم)
بنا بر روایت معتبر، در شب هفدهم ماه رمضان سال دوازدهم بعثت پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) به امر خدا از مکه به بیت المقدس سیر کردند و از آنجا به آسمانها تا سدره المنتهی و عرش اعلی عروج نمودند.
حق تعالی در قرآن مجید میفرماید:
«سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ ؛
پاک و منزه است خدایی که بندهاش را در یک شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصی که گرداگردش را پر برکت ساختهایم، برد، تا برخی آیات خود را به او نشان دهیم؛ چرا که او شنوا و بیناست».
احادیث متواتر از خاصه و عامه دلالت بر آن دارد که عروج پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) جسمانی بوده نه روحی و معنوی و نیز در بیداری بوده است نه در خواب.
در این معراج عجایب آفرینش آسمانها را به آن حضرت نشان دادند؛ رازهای نهانی و معارف نامتناهی را به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) القا کردند.
ایشان در بیت المعمور تحت عرش به عبادت حق تعالی پرداختند و نیز با انبیای الهی ملاقات و بهشت و جهنم و منازل آنها را مشاهده نمودند.
مرکب پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در این سفر آسمانی « بُراق» نام داشت و جبرئیل، فرشته بزرگ خداوند، با آن حضرت همسفر بود.
در روایتی از امام صادق (علیه السلام) چنین آمده است:
«حق تعالی رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را صد و بیست و چهار مرتبه به آسمان برد و در هر مرتبه به آن حضرت درباره ولایت و امامت امیرمؤمنان(علیه السلام) و دیگر ائمه طاهرین(علیهم السلام) بیشتر از فرایض دیگر تاکید و توصیه نمود» .
حق اليقين : ص30
۲ـ وقوع غزوه بدر
در روز جمعه هفدهم رمضان سال دوم هـ .ق غزوه بدر به وقوع پیوست .
وقايع الايام : ص 44
المغازی : ج 1 ص 2
این غزوه نخستین نبرد مسلمانان با مشرکان بود.
جریان جنگ از آنجا آغاز شد که بزرگان کفار قریش مانند ابوجهل، ولید بن عتبه، شیبه و نوفل بن خویلد، به همراه جمع کثیری از مردمان جنگی که بالغ بر ۹۵۰ تن بودند، به همراه صد اسب و هفتصد شتر به منظور از بین بردن مسلمانان از مکه به جانب مدینه حرکت کردند.
پیامبر پس از اطلاع از این خبر، دستور دادند تا مسلمانان آماده نبرد شوند؛ از این روی سپاهی با ۳۱۳ نفر از مسلمانان به همراه سرداران بزرگی همچون: امیرمؤمنان علی(علیه السلام)، حمزه بن عبدالمطلب، عبیده بن الحارث بن عبدالمطلب به سرعت آماده جنگ شدند.
سپاه اسلام و لشکر کفار در اراضی بدر روبه روی هم قرار گرفتند و مسلمانان که با اعتقادی راسخ مبارزه میکردند، توانستند به آسانی سپاه دشمن را که تعداد آنها سه برابر مسلمانان بود، شکست دهند. در این جنگ سران کفار از جمله: ابوجهل، ولید بن عتبه، حنظله بن ابوسفیان، عتبه و شیبه و نیز هفتاد تن از کفار قریش به هلاکت رسیدند و همچنین هفتاد نفر اسیر گشتند.
۳۵ نفر از کفار قریش به خصوص سران آنها به دست توانمند بزرگ پرچمدار اسلام حضرت امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) به قتل رسیدند.
بعد از جنگ، پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«کسی خبر از ابوجهل بیاورد».
عبدالله بن مسعود رفت و پا روی سینه او گذاشت. ابوجهل به هوش آمد و گفت: « برجای بلند پاگذاشتهای، کاش قاتل من دهقان نبود».
عبدالله بن مسعود سر او را از بدن جدا کرد و نزد پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آورد و جلوی پای آن حضرت انداخت.
آن حضرت با دیدن سر ابوجهل سجده شکر به جای آورد.
الوقايع و الحوادث : ج 1 ص 215 216.
منتخهی الامال : ص 80
بدین ترتیب خداوند نصرت خود را بر پیامبر و مسلمانان نازل نمود که آن حضرت در این باره فرمودند : «امروز، روز عید است و باید شکر خدا را بر نعمتی که به اهل ایمان عطا فرموده به جای آورد».
مصباح كفعمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 97 ص 383.
3ـ مرگ عایشه
در هفدهم رمضان سال ۵۸ هـ .ق. عایشه دختر ابوبکر به دست معاویه کشته شد و بالاخره به سزای اعمال ناشایستش رسید.
فيض العلام : ص 36. نفائح العلام : ص 275. مستدرك سفينه البحار: ج 5 ص 214 215 (سال 58 و 68 ه).
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دوست داشت تا زنده است مرگ و دفن او را ببیند.
سبعه من السلف : ص 267.
ابن ابی الحدید مینویسد: «اگر خلیفه دوم به جای علی(علیه السلام) بود هر آینه عایشه را قطعه قطعه میکرد».
شرح ابن ابى الحديد: ج 17 ص 254.
معاویه چون خواست برای پسرش یزید از مردم بیعت بگیرد، عایشه آن را انکار و معاویه را تهدید کرد و گفت: «برادرم محمد را کشتی و برای یزید بیعت میگیری؟»
معاویه ترسید که مبادا او ایجاد فتنه کند؛ لذا در خانه خود چاهی کَند و آن را پر از آهک کرد و فرشی قیمتی بر روی آن پهن نمود و تختی بر آن نهاد و عایشه را به خانه خود دعوت نمود. وقتی عایشه وارد شد، معاویه او را به نشستن بر آن تخت تعارف کرد. همین که روی آن نشست، فرو رفت و به چاه افتاد و هلاک شد.
معاویه در چاه چندین نیزه مسموم تعبیه کرده بود و هنگامی که عایشه در چاه افتاد فوراً کار او ساخته شد.
رجوع کنید : الصراط المستقیم، ۱۳۸۴ق، ج۳، ص۴۸.
الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ج ۱، ص ۵۰۳
این زن در زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با آن حضرت رفتار نامناسبی داشت و با امیرالمؤمنین(علیه السلام) و حضرت صدیقه و همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتارهای زشت و کینهتوزانه ای روا داشت. واقعه جمل و کشته شدن حدود شانزده هزار نفر از مسلمانان به علت فتنه اوست.
وقتی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به شهادت رسید، همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) برای تسلیت نزد امیرالمؤمنین(علیه السلام) آمدند جز عایشه که اظهار مریضی کرد و سخنی گفت که بر خوشحالی او دلالت داشت.
شرح ابن ابى الحديد: ج 9 ص 198.
از مشخص ترین نشانههای کینه او نسبت به امیرالمؤمنین (علیه السلام) این بود که غلامش را «عبدالرحمن» نام نهاد و گفت: «این نامگذاری را به خاطر محبتم به قاتل علی بن ابیطالب(علیه السلام) یعنی عبدالرحمن بن ملجم انجام دادم!!»
رياحين الشريعه : ج 2 ص 357
مرحوم سید بن طاووس میگوید: «چقدر از این روایت زمانی که به آن آگاه شدم تعجب کردم که زنی از اهل کوفه بر عایشه وارد شد و گفت: “ای ام المؤمنین! چه میگویی درباره زنی که فرزند مؤمن خود را عمدا ًکشته باشد.”
عایشه گفت: “آن زن با کشتن فرزند خود کافر میشود زیرا خداوند متعال میفرماید: «و من یقتل مؤمناً متعمداً فجزاءه جهنم خالداً فیها… “» .
سپس زن کوفی گفت: “پس چه میگویی درباره مادری که شانزده هزار نفر از فرزندان خویش را کشت در حالیکه همه آنها مسلمان بودند!”.
عایشه فهمید که منظور آن زن، خود اوست که در جنگ جمل باعث کشته شدن شانزده هزار نفر از مسلمانان شده است از این رو بسیار ناراحت شد و گفت: “این دشمن خدا را از من دور سازید!”» .
طرائف : ص448