مرگ عبد الملك بن مروان
در سال 86 ه عبد الملك بن مروان سفاك بخيل ، در دمشق به هلاكت رسيد
(الطبقات الکبری : ج 5 ص 231 و تاریخ بغداد : ج 10 ص 390 و تتمه المنتهى : ص 105. فيض العلام : ص 73.)،
و بعضى 15 شوال را ذكر كرده اند
(قلائد النحور: ج شوال ، ص 94).
اين در حالى بو كه 21 سال و 6 ماه خلافت را غصب كرده بود. او پيش از سلطنت پيوسته ملازمت مسجد را داشت و تلاوت قرآن مى نمود و او را حمامه المسجد مى گفتند! وقتى خبر سلطنت به او رسيد قرآن را بر نهاد و گفت : ((سلام عليك هذا فراق بينى و بينك )): ((خداحافظ، اين آغاز جدايى بين من و توست ))!!
تاریخ الخلفا : ص 217
راغب مینویسد: «عبدالملك میگفت كه من در گذشته از كشتن مورچه ناراحت میشدم ولی اكنون حجاج برای من مینویسد كه گروه زیادی از مردم را بکشم و در من هیچ اثری نمیكند. زهری روزی به او گفت: “شنیدهام شرب خمر میكنی؟!” گفت: “آری! به خدا سوگند شرب خون نیز میكنم» .
عبدالملك مروان نه تنها خود مردی خونریز بود بلكه گماشتگان او در مناطق مختلف در كثرت كشتار مردم به خصوص شیعیان حضرت امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) شهرت زیادی داشتند.
محاضرات الادباء :ج1 ص 173
بيمارى او كه سخت شد طبيب گفت : اگر آب بخورد مى ميرد. ولى تشنگى بر او غالب شد و از پسرش وليد آب طلبيد.
او گفت : اگر آب بياشامى خواهى مرد!
عبد الملك به دخترش التماس كرد كه آب بدهد، اما وليد پسرش مانع شد.
عبد الملك گفت : بگذار به من آب بدهند، و گرنه تو را از وليعهدى خلع مى كنم ، وليد اجازه داد و عبد الملك آب خورد و مرد.
منتهى الآمال : ج 2 ص 39. تتمه المنتهى : ص 106.