قتل متوكل عباسی
در سوم شوال سال 247 هـ .ق. متوكل عباسی ملعون، به دستور فرزندش به قتل رسید. مدت خلافت او 14 سال و ده ماه طول کشید .
توضيح المقاصد: ص 26. تتمه المنتهى : ص 322. بحار الانوار: ج 50 ص 210، فيض العلام : ص 65. تاريخ سامراء: ج 3 ص 324. البدايه و النهايه : ج 10 ص 385. تاريخ بغداد: ج 2 ص 119.
وی بعد از واثق، در سال 232 هـ .ق. به خلافت نشست. در ایام او لهو ولعب و طرب، مخصوصاً در مجلس او بسیار شد. او مردی خبیث بود و به فرموده امیرمؤمنان(علیه السلام)، كافرترین آل عباس به شمار میرفت.
عمرو بن فرج را والی مدینه و مكه كرد و او به مردم دستور داده بود تا كسی به آل ابیطالب احسان نكند و اگر كسی كوچكترین احسانی كند سخت عقوبت خواهد شد؛ لذا كار بر علویان تنگ شد تا جایی كه لباسهای زنان علویه كهنه و پاره شده بود و پیراهن سالمی را برای نماز به نوبت میپوشیدند و نخ ریسی میكردند تا این که متوكل به درك واصل شد.
از اعمال زشت و پست متوكل این بود كه همیشه و در همه جا امیرمؤمنان (علیه السلام) را به بدی یاد و به آن حضرت جسارت مینمود.
▫️ابن اثیر در تاریخ خود می نویسد
عباده دلقك متوكل برای استهزاء علی علیه السلام روی شكم خود زیر جامه اش بالشی می بست و در پیش متوكل می رقصید مغنی ها هم می خواندند و متوكل شراب می خورد و می خندید روزی كه چنین برنامه ای را اجرا می كردند
منتصر (پسر متوكل) در مجلس حاضر بود به دلقك اشاره نمود و او را تهدید كرد و او از ترس ساكت شد
متوكل پرسید موضوع چیست؟
دلقك او را از این امر آگاه نمود
منتصر به پدرش گفت آن كسی كه مورد مسخره قرار گرفته و مردم می خندند پسرعموی تو و بزرگ خاندان تو است و فخر تو به وجود او است و اگر هم خواستی خودت گوشت او را بخور و به این سگ و امثال او نخوران،
متوكل به مغنی ها گفت همگی این شعر را با هم بخوانید:
غار الفتی لابن عمه
رأس الفتی فی حر امه
اين جوان براي پسرعمش (علي عليه السلام) غيرت نشان داد سر جوان به… مادرش!
👈و این امر از جمله موجباتی شد كه منتصر خون متوكل را حلال شمرده و او را به قتل رساند.
📚الكامل في التاريخ : ابن الأثير، عزالدین ج : 6 ص : 130
متوکل 17 بار قبر مبارك حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) را خراب كرد، ولی دوباره بنا شد.
متوكل در راه زیارت آن حضرت دست و پا قطع می كرد و زوار را میكشت.
در نهایت منتصر پسرش در شب چهارشنبه سوم ماه شوال سال 247 هـ .ق. چند نفر از غلام های خاص پدر را مامور كشتن وی كرد و آنها در حالی كه متوكل مشغول شرب خمر بود، خونش را ریختند و متوکل به دركات جحیم شتافت.
در همان روز مردم با منتصر در قصر معروف جعفری بیعت كردند. وی مردی رئوف و مهربان با اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) بود و بر عكس پدر، به آل ابیطالب احسان میكرد و به هیچ وجه متعرض ایشان نمیگشت.
او زیارت امام حسین(علیه السلام) را آزاد كرد و مانع احدی نشد و دستور داد تا فدك را به اولاد امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) رد كنند و اوقاف آل ابیطالب(علیهم السلام) را آزاد كرد و دستور داد كسی متعرض شیعیان حضرت علی(علیه السلام) نشود.
همچنین برای علویان مدینه اموالی فرستاد تا در میانشان تقسیم شود.
او در روز 25 ربیع الاول سال 248 هـ .ق. بیمار شد و در پنجم ربیع الثانی هنگام عصر درگذشت و مدت خلافتش 6 ماه بود . گفته شده كه او را با زهری كه در شاخ حجامت ریخته بودند مسموم کردند .
تتمه المنتهى : ص 330 332. فيض العلام : ص 65 66، 227. تاريخ الخلفاء: ص 357