سيد مرتضى (رحمة الله عليه)

(زمان خواندن: 7 - 14 دقیقه)

متوفاى 436 ق

ولادت
سید مرتضى در ماه رجب سال 355 هجرى قمرى در شهر بغداد دیده به جهان گشود. نامش على فرزند «ابواحمد حسین» فرزند موسى بن محمد بن موسى بن ابراهیم فرزند امام موسى بن جعفر (علیهما‌ السلام) است كه نسب او با پنج واسطه به امام هفتم (علیه ‌السلام) می‌رسد. و كنیه‌اش ابوالقاسم است و پدر و مادرش نیز از افراد لایق آن روزگار بودند. پدرش حسین موسوى به «طاهر اوحد ذوالمناقب» معروف بود كه منصب نقابت و رسیدگى به كار و زندگى سادات دودمان ابوطالب و مسئولیت نظارت بر دیوان مظالم و سرپرستى زائران خانه‌ى خدا را كه از منصب هاى مهم آن روز بود به عهده داشت.[1] مادرش نیز بانویى علوى نژاد و همنام حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها‌) زنى بزرگوار و دانشمند بود كه شیخ مفید پیشواى شیعیان كتاب «احكام النساء» را به خاطر او تألیف و تدوین كرده است.[2]

آغاز تحصیل
پیشواى شیعه «شیخ مفید» شبى در خواب دید حضرت فاطمه زهرا دخت گرامى پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله) دست دو فرزندش امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) را گرفته, آنها را به نزد او آورد و پس از سلام گفت:«جناب استاد! این دو پسران من هستند, به آنها علم فقه و احكام دین بیاموز! استاد از خواب برخاست و پس از انجام كارهاى لازم و با اندیشه‌هاى مختلفى كه گریبانگیر او بود به محفل درس خود كه مسجد براثا واقع در محلّه‌ى شیعه نشین بغداد بود,آمد و پس از لحظاتى درس را شروع كرد. در كلاس درس مسأله خاصى پیش نیامد و موضوع خواب روشن نشد ولى چند لحظه پس از پایان درس دید زنى با وقار خاصى در حالى كه دست دو فرزندش را گرفته و پیرامونش را زنانى كه گویا از كنیزان او هستند همراهى می‌كنند وارد مسجد شدند و پس از سلام نشستند. وقتى استاد فهمید كه او فاطمه دختر ناصر كبیر است به احترام او از جا برخاست.
مادر دو فرزند (على و محمد) خطاب به استاد گفت: جناب شیخ! این دو بچه, پسران من هستند. آنان را خدمت شما آوردم تا علم فقه بیاموزند! مرجع بزرگ شیعه فورى به یاد خواب شب گذشته افتاد و شروع به گریستن نمود. همه حاضران مبهوت شدند و سبب گریه او را سؤال كردند. استاد لب به سخن گشود و خواب شب گذشته خود را كه تعبیر شده بود براى آنان نقل كرد. سپس با كمال اشتیاق تعلیم و تربیت آن دو برادر را به عهده گرفت و در پیشبرد آنان به درجات علمى و عملى همّت گماشت و آنچنان درهاى علوم و معارف اسلامى را به روى آنان گشود كه هر دو از نوابغ روزگار و عالمان نامدار به شمار آمدند.[3]

استادان
سید مرتضى (علی) تا آن زمان كه خود بر فراز كرسى استادى تكیه زد در نزد شمارى از پاكان عصر خویش براى فراگیرى علوم آسمانى به ادب زانو زد و بهره‌ها برد. در ذیل یادى از آن خداترسان عرصه‌ى علم خواهیم كرد.
1ـ شیخ مفید(متوفى 413 ق.): شخصیت ممتازى كه به قول نجاشى فضل و برترى او در فقه, كلام , روایت, علم و وثاقت مشهورتر از آن است كه توصیف و تعریف شود.[4] او توانست شاگردانى بلند آوازه و نابغه و پركار همانند شیخ طوسى و سید مرتضى را تقدیم جامعه اسلامى بدارد.

2ـ ابومحمد هارون فرزند موسى تلعكبری(متوفى 380 ق.): او دانشمند و فقیهى برجسته و كم نظیر بود و از جمله راویان مشهورى است كه از مرحوم كلینى روایت نقل می‌كند.[5]

3ـ شیخ محمد صدوق(متوفى 381 ق.): او از بزرگان و پیشتازان حدیث است كه به قول شیخ طوسى وى دانشمندى بزرگ, پاسدار احادیث,‌آگاه به رجال و نقّاد اخبار بود كه در میان قمی‌ها كسى در پاسدارى از علم حدیث و دانش زیاد همانند او دیده نشده است و حدود 300 كتاب تألیف كرده است.[6]

4ـ حسین بن على بن بابویه برادر شیخ صدوق: او فقیهى بزرگوار و محدّثى شناخته شده است كه از پدر و برادرش حدیث نقل كرده است.

در ردیف استادان سید مرتضى (رحمة الله‌ علیه) نام بزرگان دیگر هم به چشم می‌خورد كه ما به موجب اختصار فقط به ذكر نام آنان كه در كتاب ارزشمند الغدیر آمده اكتفا می‌كنیم: 1ـ احمد بن على بن سعید كوفى 2ـ محمد بن عمران كاتب مرزبانى 3ـ ابویحیى ابن نباته 4ـ ابوالحسن على بن محمد كاتب 5ـ ابوالقاسم عبدالله بن عثمان بن یحیى 6ـ احمد بن سهل دیباجی.[7]

شاگردان
1_ شیخ طوسی: وى پنج سال پس از ورود به بغداد (كه مركز گسترش علوم اسلامى و حوزه علمیه شیعه به شمار مى رفت) و استفاده از محضر استادان گرانقدر بوژه شیخ مفید _ با کمال تواضع در مجلس درس سید مرتضى حاضر شد و بیست و سه سال تمام از محضر این استاد وارسته علم و ادب آموخت و به مقام والایى رسید و شاگردان بسیارى تربیت کرد که گفته شده شاگردان مجتهد او از عالمان شیعه بیش از سیصد نفر بود و شاگردانش از علماى اهل تسنن بیش از آن بود که بتوان آن را شمرد.[8]

2_ ابویعلى سلّار دیلمی: او از فقهاى بزرگ شیعه و از شاگردان سید مرتضى و شیخ مفید بود و اصلش از دیلم (رشت امروز یا نواحى آن منطقه) است. از آنجا به بغداد هجرت کرد و از محضر آن دو استاد بزرگ دانش و معرفت را فراگرفت وتوانست فوق العاده مورد توجه استادش سید قرارگرفته، جانشین او در منصب قضا در شهرهاى حلب گردد.[9]

3_ ابوالصلاح حلبی: او از عالمان و فقیهان مشهور است. ابن شهرآشوب درباره او می­گوید: ابوالصلاح حلبى از شاگردان سید مرتضى است و کتابى دارد به نام «بدایه» در فقه و شرحى دارد بر کتاب ذخیره سید مرتضی.[10]

4_ قاضى ابن برّاج طرابلسی: او از فقها و دانشمدان و شاگردان مشهور سد مرتضى است که گفته شده سید مرتضى ماهانه هشت دینار که در آن زمان مبلغ بالایى بوده است به او شهریه می­داد و مدت بیست و سه سال تمام در طرابلس[11] قضاوت مى کرد. از این رو به او قاضى طرابلسى  گفته اند.

نام شمار دیگرى از شاگردان سید که در کتب معتبر آمده از این قرار است: شریف ابویعلى مروزی،محمد بن حسن بن حمزه جعفری ابوالصمصام، سید نجیب الدین موسوی، سید تقی رازی، ابوالفتح کراجکی، شیخ ابوالحسن سلیمان صهرشی، جعفر بن محمد دوریستی، ثابت بن عبدالله نباتی، شیخ احمد خزاعی، شیخ مفید ثانی، شیخ ابوالمعالى احمد بن قدامه،  شیخ ابو عبدالله محمد فرزند على صلواتى و ابوزید فرزند کیابکى حسینى و ... .[12]

حوزه درس سید
حوزه درس او ویژگی هایى داشت که به سختى مى توان نمونه آن را در درس دیگر عالمان یافت. از ویژگى مجلس درس او این بود که همه گونه افراد با هر عقیده اى مى توانستند در محضر او حضور یابند و از علوم مختلفى که وى تدریس مى کرد استفاده نمایند. نقل شده زمانى مردى یهودى که از قحطى و تنگدستى رنج مى برد به حضور استاد رسید و از وى تقاضاى یادگیرى علم نجوم کرد. سید مرتضى با گشاده رویى تقاضاى او را پذیرفت و دستور داد هر روز مبلغى به او بپردازند. آن مرد یهودى مدتى در درس استاد شرکت کرد و زندگى خود را از طریق همان مبلغ گذراند و پس از گذشت مدتى نه چندان زیاد، تحت تأثیر عظمت و برخوردهاى مکتبى شریف مرتضى قرار گرفت و مسلمان شد.[13]
مرحوم محدث نورى مى نویسد: «سید مرتضى (قدس سرّه) علوم زیادى را تدریس مى کرد[14]». خصوصیت دیگر حوزه درس او این بود که به هر شاگردى به فراخور حالش شهریه می­ پرداخت. نقل شده که این استاد بزرگوار به شاگرد ممتازش شیخ طوسى ماهانه دوازده دینار می­پرداخت.
ویژگى دیگر درس او این بود که بزرگان بسیارى در آن شرکت می­کردند، حتى گاهى استاد عالى قدرش شیخ مفید نیز در درس او حضور می­یافت. در این باره چنین گفته شده است: «تمام فاضل ها و دانشمندان عرب و عجم از جملات او متحیر، تو گویى سیبویه همه زمانهاست و سحبان[15] قرن چهارم، توأم با حکمت لقمان و زهد سلمان. وقتى در درس خواجه نصیر نام او برده شد مودبانه گفت: صلوات الله علیه! چون سید مرتضى به درس مفید حاضر گشتی، مفید به احترام او از جا برمىخاستى و گاه کرسى درس خود به او دادى و از بیان و تقریر او نشاط کردى و در جلو او بر روى مبارکش لبخند شادى زدی؛ که گویى سیماى معصومین بینى و گاه که به یاد خواب زهرا (سلام الله علیها) می­افتادى اشک شوق و محبت به گونه جارى ساختی.»

تألیفات سید مرتضی
خداوند متعال به سید مرتضى ذوق و استعدادى سرشار داده بود و او نیز از این نعمت بزرگ الهى به خوبى بهره ­بردارى کرد و در نتیجه تلاش و کوشش در مدتى نه چندان طولانى هنرمندى صاحب قلم، شاعرى متعهد، مجتهدى عارف، محقّقی توانا، اسلام شناسى ورزیده و آگاه و خدمت گزارى لایق و دلسوز براى اسلام و مسلمانان گردید. او علاوه بر داشتن مسئولیتهاى مهم اجتماعى و تربیت شاگردان، تألیفات مهمى در زمینه فقه و اصول، تفسیر، علوم قرآن، کلام، حدیث و ادبیات به جامعه عرضه کرد که تعدادى از آنها در ایران و کشورهاى عربى چاپ و منتشر شده است و دانشمندان و ادبا از آن ها استفاده مى کنند.
مرحوم علّامه امینى در الغدیر نام 86 اثر او را بیان كرده[16] و مرحوم سید محسن امین نیز نام 89 كتاب وى را برشمرده و آنها را ستوده است.
یكى از كتابهاى وى دیوان معروف او با بیست هزار بیت است. او علاوه بر مقام علمى و اجتهاد داراى ذوق شعر و ادب بود و در زمان ایشان غیر از برادرش سید رضى شاعرى همانندش نبود. كتاب دیگر او «امالی» است كه در موضوع فقه و تفسیر و حدیث و شعر و فنون ادب است.
نكته مهمى كه در تألیفات وى وجود دارد این است كه در هر زمینه كه وارد تحقیق شد سنگ تمام را گذاشته وآنچه در آن موضوع قابل بحث و تحقیق بوده بیان كرده است. از این رو بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران حضرت امام خمینى در مورد كتاب «شافی» كه در بحث امامت نگاشته شده،‌چنین فرموده است: «كتاب شافى سید مرتضى علم الهدی(متوفى در سال 436) كه بهترین كتابها و مشهورترین مصنفات در این باب است در دسترس همه است؛ كه هر چه متأخرین درباره امامت نوشتند، كمتر از آن است كه در شافى سید مرتضى تحقیق كرده است.[17]»
نكته دیگر اینكه تعداد زیادى از كتاب هاى او درباره مسائل آن روز جامعه و بعضى از آنها در پاسخ به سؤالات افراد در شهرهاى مختلف آن ایام بوده است؛ همانند كتاب مسائل ناصریه، مسائل طرابلسیه، مسائل موصلیه، و … كه نشان دهنده این است كه آن بزرگوار با همه اشتغالات علمى و تربیت شاگردان، با مردم جامعه خود نیز ارتباط تنگاتنگ داشته و عالمى مردمى بوده است كه به مسائل و مشكلات فكرى و اعتقادى آنان اهمیت مى داد و به آنها رسیدگى مى كرده است.

داناى هنرور در سخن دانشمندان
علّامه حلّى می‌گوید: «علم الهدى در علوم بسیارى یگانه بود. دانشمندان ما بر وفور فضل و دانش او اتفاق نظر دارند. در دانشهایى مانند علم كلام و فقه و ادب، از قبیل شعر و لغت و جز اینها بر همگان مقدم بود… شیعه از زمان وى تا عصر ما كه در سال 693 هجرى است از كتابهاى او استفاده كرده‌اند. او ركن طائفه (شیعه) و معلم آنهاست.[18]»
علّامه بحر العلوم كه خود سرآمد  فقهاى شیعه بود، می‌نویسد: «على بن حسین… ابوالقاسم مرتضى علم الهدی، ذوالمجدین و صاحب الفخرین و الریاستین، مروّج دین جدش، سرور ثقلین در قرن چهارم،به روش پیشوایان برگزیده، او سرور علماى اسلام و پس از ائمه اطهار (علهم‌ السلام) از همه كس برتر است. او دانشهایى گرد آورد كه نصیب هیچ كس نشد واز فضایلى برخوردار گردید كه او را از همه كس ممتاز گردایند، دانشمندان مخالف و موافق درباره فزونى فضلش اتفاق نظر دارند و به تقدمش بر تمامى دانشمندان پیشین و پسین معترف مى باشند.[19]»
ابوالعلا معرّى در پاسخ افرادى كه از او درباره سید پرسیدند، در ضمن دو بیت شعر عربى چنین گفت: «اى كسى كه آمده اى تا درباره سیدمرتضى از من بپرسی، بدان كه او از هر نقص و عیبى پیراسته است. اگر او را ببینی، خواهى فهمید كه وجود همه مردم در مردى جمع، و روزگار در یك ساعت متمركز گشته و جهان در یك خانه قرار گرفته است.»

وصیت تكان دهنده و عشق به نماز
سید مرتضى در وصیت خود چنین آورده است: «تمام نماز هاى واجب مرا كه در طول عمرم خوانده ام به نیابت از من دوباره بخوانید.»
وقتى این سخنان از ایشان نقل شد نزدیكان و اطرافیان شگفت زده شدند و پرسیدند چرا؟ شما كه فردى وارسته بودید و اهمیت فوق العاده اى به نماز مى دادید، علاقه‌مند و عاشق نماز بودید و همیشه قبل از  فرا رسیدن وقت نماز وضو گرفته،‌ آماده مى شدید تا وقت نماز فرا رسد،‌حال چه شد كه این گونه وصیت می‌كنید؟!
سید در پاسخ فرمود: آرى من علاقه‌ مند به نماز بلكه عاشق نماز و راز و نیاز با خالق خود بودم و از این راز و نیاز هم لذت فراوان می‌بردم، از این رو همیشه قبل از فرا رسیدن وقت نماز لحظه شمارى می‌كردم تا وقت نماز برسد و این تكلیف الهى را انجام دهم و به دلیل همین علاقه شدید و لذت از نماز، وصیت می‌كنم كه تمام نماز هاى مرا دوباره بخوانید، زیرا تصور من این است كه شاید نماز‌هاى من صد در صد خالص براى خدا انجام نگرفته باشد بلكه درصدى از آنها به خاطر لذت روحى و معنوى خودم به انجام رسیده باشد! پس همه را قضا كنید چون اگر یك درصد از نماز هم براى غیر خدا انجام گرفته باشد شایسته درگاه الهى نیست و مى ترسم به همین سبب اعمال و راز و نیاز هاى من مورد پذیرش خداى منّان قرار نگیرد!
آری! اشتغالات علمى و اجتماعى و سیاسى او نه تنها جلو جلوه هاى عبادى و معنوى او را نتوانست بگیرد، بلكه او در این میدان هم گوى سبقت را از دیگران ربود و الگو قرار گرفت.
اینجاست كه باید گفت:او به راستى «مرتضی» و بحق «شریف» بود كه با گذشت زمان و ارائه كوششهاى افزون و حوادثى كه در زندگى او پیش آمد و سبب شد كه به نامها و القابى همانند: شریف مرتضی، علم الهدی، ذوالمجدین و ابوالثمانین[20] مشهور گردید.[21]

وداع با سید
سید مرتضى سرانجام پس از عمرى پربار و انجام كارهایى بزرگ و ارزنده در حدود هشتاد سالگى در روز یكشنبه 25 ربیع الاول 436 ق. در شهر بغداد به جوار حق شتافت[22] و به دست «ابوالحسن نجاشی» و با كمك «محمد بن حسن جعفری» و «سلار بن عبدالعزیز» و دیگر شاگردانش غسل داده شد و سپس فرزندش محمد بر او نماز خواند و در خانه اش واقع در محلّه كرخ به خاك سپرده شد و با مرگ او یكى از چهره هاى درخشان قرن چهارم در بغداد افول كرد. پس از مدتى پیكر مطهر او به كربلا منتقل شد و در جوار جد بزرگوارش حضرت سید الشهداء (علیه السلام) در كنار قبر برادرش سید رضى در مقبره ابراهیم حجاب (نیاى بزرگشان) دفن گردید.
در كتاب «رجال بحر العلوم» آمده است: به من خبر رسید كه بعضى از فرمانروایان روم ـ فكر مى كنم سال 942 ـ قبر مرحوم سید مرتضى را كندند و دیدند كه بدن او هنوز (بعد از پانصد سال و اندی) تازه است و زمین و خاك،‌ آن را تغییر نداده و نقل شده كه آثار حنا نیز هنوز در دستها و موهاى صورتش وجود داشته است.[23]

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

[1] ـ مفاخر اسلام,‌علی دوانی: ج 3, ص 268.
[2] ـ همان, ص 267.
[3] ـ فوائد الرضویه: شیخ عباس قمی, ص 285,‌مفاخر اسلام,‌ج 3, ص 266.
[4] - رجال النجاشی: احمد بن عباس نجاشی، ص 399.
[5] - روضات الجنات: میرزا محمد باقر خوانساری، ج 6، ص 119.
[6] - شیخ حر عاملی: امل الآمل، ج 2، ص 283.
[7] - الغدیر: علّامه امینی، ج 1، ص 170.
[8] - روضات ا لجنات: ج 6، ص 219.
[9] - همان: ج 2، ص 270.
[10] - امل الآمال: ج 2، ص 46.
[11] - طرابلس از شهرهای شام آن روز بوده كه امروزه در شمال كشور لبنان است.
[12] - الغدیر: ج 4، ص 270.
[13] - اعیان الشیعه: سید محسن امین عاملی، ج 8، ص 241.
[14] - فوائد الرضویه: ص 285.
[15] -  خطیبی است كه در فصاحت و بلاغت مشهور است. (ر.ك: لغتنامه دهخدا).
[16] - الغدیر: ج 3، ص 265.
[17] - كشف الاسرار: ص 161.
[18] - مفاخر الاسلام: ج 3، ص 272.
[19] - همان: ص 274.
[20] ـ برای اطلاع بیشتر و علت شهرت او به این القاب به اصل كتاب مراجعه شود.
[21] ـ ر.ك. سید مرتضی (پرچمدار علم و سیاست)،‌محمود شریفی: ص 46و 47.
[22] ـ فوائد الرضویه: ص 285.
[23] رسائل الشریف المرتضی: ص 39. 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

loading...
@sibtayn_fa


نسخه اندرویدی کتاب العروة الوثقي والتعليقات عليها

اطیب البیان فی تفسیر القرآن

روزشمارتاریخ اسلام

1 شـوال

١ـ عید سعید فطر٢ـ وقوع جنگ قرقره الكُدر٣ـ مرگ عمرو بن عاص 1ـ عید سعید فطردر دین مقدس...


ادامه ...

3 شـوال

قتل متوكل عباسی در سوم شوال سال 247 هـ .ق. متوكل عباسی ملعون، به دستور فرزندش به قتل...


ادامه ...

4 شـوال

غزوه حنین بنا بر نقل برخی تاریخ نویسان غزوه حنین در چهارم شوال سال هشتم هـ .ق. یعنی...


ادامه ...

5 شـوال

١- حركت سپاه امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) به سوی جنگ صفین٢ـ ورود حضرت مسلم بن عقیل...


ادامه ...

8 شـوال

ویرانی قبور ائمه بقیع (علیهم السلام) به دست وهابیون (لعنهم الله) در هشتم شوال سال 1344 هـ .ق....


ادامه ...

11 شـوال

عزیمت پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به طایف برای تبلیغ دین اسلام در یازدهم...


ادامه ...

14 شـوال

مرگ عبدالملك بن مروان در روز چهاردهم شـوال سال 86 هـ .ق عبدالملك بن مروان خونریز و بخیل...


ادامه ...

15 شـوال

١ ـ وقوع ردّ الشمس برای حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)٢ ـ وقوع جنگ بنی قینقاع٣ ـ وقوع...


ادامه ...

17 شـوال

١ـ وقوع غزوه خندق٢ـ وفات اباصلت هروی1ـ وقوع غزوه خندقدر هفدهم شوال سال پنجم هـ .ق. غزوه...


ادامه ...

25 شـوال

شهادت حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) ، رییس مذهب شیعه در بیست و پنجم شوال سال 148 هـ...


ادامه ...

27 شـوال

هلاكت مقتدر بالله عباسی در بیست و هفتم شوال سال 320 هـ .ق. مقتدر بالله، هجدهمین خلیفه عباسی...


ادامه ...
012345678910

* کلیپهای بیشتر

* کلیپهای بیشتر

* کلیپهای بیشتر

انتشارات مؤسسه جهانی سبطين عليهما السلام
  1. كتابخانه
  2. کلیپ های تصویری
  3. سخنرانی
  4. آرشيو مداحی

قرآن كريم














سلام ، برای ارسال سؤال خود و یا صحبت با کارشناس سایت بر روی نام کارشناس کلیک و یا برای ارسال ایمیل به نشانی زیر کلیک کنید[email protected]

تماس با ما
Close and go back to page