عهدنامه اى از امام علی(علیه السلام) به محمد بن ابى بكر هنگامى كه او را حكومت مصر داد

(زمان خواندن: 5 - 10 دقیقه)

نامه شماره : 27
و من عهد له ع إ لى مُحَمَّدِ بْنِ اءَبِي بَكْرٍ - رَضِىٍَّ اللّهُ عَنْهُ - حينَ قَلَّدَهُ مصْرَ:
فَاخْفِضْ لَهُمْ جَناحَكَ، وَ اءَلِنْ لَهُمْ جانِبَكَ، وَابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ، وَ آسِ بَيْنَهُمْ فِي اللَّحْظَةِ وَالنَّظْرَةِ، حَتَّى لا يَطْمَعَ الْعُظَماءُ فِي حَيْفِكَ لَهُمْ، وَ لا يَيْاءَسَ الضُّعَفاءُ مِنْ عَدْلِكَ عَلَيْهِمْ، وَ إِنَّ اللَّهَ تَعالَى يُسائِلُكُمْ مَعْشَرَ عِبادِهِ عَنِ الصَّغِيرَةِ مِنْ اءَعْمالِكُمْ وَالْكَبِيرَةِ، وَالظَّاهِرَةِ وَالْمَسْتُورَةِ، فَإِنْ يُعَذِّبْ فَاءَنْتُمْ اءَظْلَمُ، وَ إِنْ يَعْفُ فَهُوَ اءَكْرَمُ.
وَاعْلَمُوا - عِبادَ اللَّهِ - اءَنَّ الْمُتَّقِينَ ذَهَبُوا بِعاجِلِ الدُّنْيا وَ آجِلِ الْآخِرَةِ، فَشارَكُوا اءَهْلَ الدُّنْيا فِي دُنْياهُمْ، وَ لَمْ يُشارِكْهُم اءَهْلَ الدُّنْيا فِي آخِرَتِهِمْ، سَكَنُوا الدُّنْيا بِاءَفْضَلِ ما سُكِنَتْ، وَ اءَكَلُوها بِاءَفْضَلِ ما اءُكِلَتْ، فَحَظُوا مِنَ الدُّنْيا بِما حَظِيَ بِهِ الْمُتْرَفُونَ، وَ اءَخَذُوا مِنْها ما اءَخَذَهُ الْجَبابِرَةُ الْمُتَكَبِّرُونَ.
ثُمَّ انْقَلَبُوا عَنْها بِالزَّادِ الْمُبَلِّغِ، وَالْمَتْجَرِ الرَّابِحِ، اءَصابُوا لَذَّةَ زُهْدِ الدُّنْيا فِي دُنْياهُمْ، وَ تَيَقَّنُوا اءَنَّهُمْ جِيرانُ اللَّهِ غَدا فِي آخِرَتِهِمْ لا تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَةٌ، وَ لا يَنْقُصُ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنْ لَذَّةٍ.
فَاحْذَرُوا عِبادَ اللَّهِ الْمَوْتَ وَ قُرْبَهُ، وَ اءَعِدُّوا لَهُ عُدَّتَهُ، فَإِنَّهُ يَأْتِي بِاءَمْرٍ عَظِيمٍ، وَ خَطْبٍ جَلِيلٍ، بِخَيْرٍ لا يَكُونُ مَعَهُ شَرُّ اءَبَدا، اءَوْ شَرِّ لا يَكُونُ مَعَهُ خَيْرٌ اءَبَدا.
فَمَنْ اءَقْرَبُ إِلَى الْجَنَّةِ مِنْ عامِلِها، وَ مَنْ اءَقْرَبُ إِلَى النَّارِ مِنْ عامِلِها؟ وَ اءَنْتُمْ طُرَداءُ الْمَوْتِ، إِنْ اءَقَمْتُمْ لَهُ اءَخَذَكُمْ، وَ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنْهُ اءَدْرَكَكُمْ وَ هُوَ اءَلْزَمُ لَكُمْ مِنْ ظِلِّكُمْ!
الْمَوْتُ مَعْقُودٌ بِنَواصِيكُمْ، وَالدُّنْيا تُطْوَى مِنْ خَلْفِكُمْ، فَاحْذَرُوا نارا قَعْرُها بَعِيدٌ وَ حَرُّها شَدِيدٌ، وَ عَذَابُها جَدِيدٌ.
دارٌ لَيْسَ فِيها رَحْمَةٌ، وَ لا تُسْمَعُ فِيها دَعْوَةٌ، وَ لا تُفَرَّجُ فِيها كُرْبَةٌ وَ إ نِ اسْتَطَعْتُمْ اءَنْ يَشْتَدَّ خَوْفُكُمْ مِنَ اللَّهِ، وَ اءَنْ يَحْسُنَ ظَنُّكُمْ بِهِ فَاجْمَعُوا بَيْنَهُما، فَإِنَّ الْعَبْدَ إِنَّما يَكُونُ حُسْنُ ظَنِّهِ بِرَبِّهِ عَلَى قَدْرِ خَوْفِهِ مِنْ رَبِّهِ، وَ إِنَّ اءَحْسَنَ النَّاسِ ظَنّا بِاللَّهِ اءَشَدُّهُمْ خَوْفا لِلَّهِ.
وَاعْلَمْ، يا مُحَمَّدَ بْنَ اءَبِي بَكْرٍ، اءَنِّي قَدْ وَلَّيْتُكَ اءَعْظَمَ اءَجْنادِي فِي نَفْسِي اءَهْلَ مِصْرَ، فَاءَنْتَ مَحْقُوقٌ اءَنْ تُخَالِفَ عَلَى نَفْسِكَ، وَ اءَنْ تُنافِحَ عَنْ دِينِكَ وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ لَكَ إِلا سَاعَةٌ مِنَ الدَّهْرِ، وَ لا تُسْخِطِ اللَّهَ بِرِضا اءَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ، فَإِنَّ فِي اللَّهِ خَلَفا مِنْ غَيْرِهِ، وَ لَيْسَ مِنَ اللَّهِ خَلَفٌ فِي غَيْرِهِ.
صَلِّ الصَّلاةَ لِوَقْتِهَا الْمُؤَقَّتِ لَها، وَ لا تُعَجِّلْ وَقْتَها لِفَراغٍ، وَ لا تُؤَخِّرْها عَنْ وَقْتِها لاشْتِغالٍ، وَاعْلَمْ اءَنَّ كُلَّ شَيْءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلاتِكَ.
وَ مِنْ هذَا الْعَهْدِ:
فَإِنَّهُ لا سَواءَ إِمامُ الْهُدى وَ إِمامُ الرَّدَى ، وَ وَلِيُّ النَّبِيِّ وَ عَدُوُّ النَّبِيِّ، وَ لَقَدْ قالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ ص : (((إِنِّي لا اءَخافُ عَلَى اءُمَّتِي مُؤْمِنا وَ لا مُشْرِكا: اءَمَّا الْمُؤْمِنُ فَيَمْنَعُهُ اللَّهُ بِإِيمَانِهِ، وَ اءَمَّا الْمُشْرِكُ فَيَقْمَعُهُ اللَّهُ بِشِرْكِهِ، وَ لكِنِّي اءَخافُ عَلَيْكُمْ كُلَّ مُنافِقِ الْجَنانِ، عالِمِ اللِّسانِ، يَقُولُ ما تَعْرِفُونَ، وَ يَفْعَلُ ما تُنْكِرُونَ.)))
عهدنامه اى از آن حضرت به محمد بن ابى بكر(14) هنگامى كه او را حكومت مصر داد:
با ايشان فروتن باش و نرمخوى و گشاده رو. همه را يكسان بنگر. اگر يكى را به گوشه چشم نگريستى به ديگرى رو در رو نگاه مكن تا بزرگان از تو نخواهند كه بر ناتوانان ستم كنى و ناتوانان از عدالت تو نوميد نشوند. خداوند تعالى ، شما بندگانش را از اعمالتان مى پرسد، چه خرد باشد و چه كلان ، چه آشكار و چه پنهان . پس اگر عذاب كند از ستمكارى شماست ، و اگر ببخشايد از بزرگوارى اوست .
و بدانيد، اى بندگان خدا، كه پرهيزگاران ، هم در اين دنياى زودگذر سود برند و هم در جهان آينده آخرت . آنها با مردم دنيا در كارهاى دنيوى شريك شدند و مردم دنيا با ايشان در كارهاى اخروى شريك نشدند. در دنيا زيستند، نيكوترين زيستنها و از نعمت دنيا خوردند، بهترين خوردنيها و از دنيا بهره مند شدند آنسان ، كه اهل ناز و نعمت بهره مند شدند و از آن كامياب گرديدند، چونان كه جباران خودكامه كام گرفتند. سپس ، رخت به جهان ديگر كشيدند با ره توشه اى كه آنان را به مقصد رسانيد و با سودايى كه سود فراوانشان داد. لذت زهد را در دنيا چشيدند و يقين كردند كه در آخرت در جوار خداوندند. اگر دست به دعا بردارند، دستشان را واپس نگرداند و بهره شان از خوشى و آسايش نقصان نگيرد.
اى بندگان خدا، از مرگ و نزديكى آن بترسيد و ساز و برگ آن مهيا داريد، زيرا مرگ كارى بزرگ و حادثه اى خطير را با خود آورد. مرگ يا هر چه مى آورد خير است كه با آن شرّى همراه نيست يا شرّى است كه در آن از خير نشانى نيست . چه كسى به بهشت نزديكتر از كسى است كه براى بهشت كار مى كند؟ و چه كسى به دوزخ نزديكتر از كسى است كه براى دوزخ كار مى كند؟ مرگ در پى شماست . اگر بايستيد، مى گيردتان و اگر بگريزيد، باز هم به شما مى رسد. از سايه هايتان به شما نزديكتر است ، مرگ بر پيشانيهايتان بسته است و دنيا از پشت سرتان چون بساطى پيچيده مى شود.
از آتشى كه ژرفاى آن بسيار است و گرمايش سخت است و شكنجه اش تازه است ، بترسيد. خانه اى كه در آن نشانى از شفقت و بخشش نيست ، به نداى كسى گوش فرا ندهند و گرهى از اندوه كسى نمى گشايند.
اگر توانستيد كه ميان شدّت خوفتان از خدا و حسن ظن به او جمع كنيد، چنين كنيد. زيرا بنده خدا بايد حسن ظنش به خدا به قدر خوفش از او باشد. از ميان بندگان خدا، كسانى حسن ظنشان به خدا بيشتر است كه خوفشان بيشتر باشد.
و بدان ، اى محمد بن ابى بكر، تو را بزرگترين سپاهيانم ، يعنى مردم مصر، والى گردانيدم ، پس موظّف هستى كه با نفس خود مخالفت كنى و از دين خويش حمايت نمايى . حتى اگر يك ساعت از زندگيت در اين جهان باقى نمانده باشد. براى خشنودى يكى از آفريدگان خدا را به خشم مياور. زيرا خشنودى خدا جانشين هر چيز شود و چيزى جانشين خشنودى خدا نشود.
نماز را در وقتى كه برايش معين شده به جاى آر و به سبب فراغت از كار نماز را پيش مينداز و به سبب اشتغال به كارهاى ديگر نماز را به تاءخير ميفكن و بايد كه همه كارهاى تو تابع نماز تو باشد.
هم از اين عهدنامه :
برابر نيستيد، پيشوايى كه مردم را به هدايت خواند و پيشوايى ، كه به گمراهى دعوت كند. رسول الله (صلى الله عليه و آله ) فرمود كه من بر امت خود از مؤ من و مشرك باك ندارم ، زيرا مؤ من را خدا به سبب ايمانش باز مى دارد و مشرك را به سبب شركش سركوب مى سازد، ولى بر شما از آنكه به دل منافق است و به گفتار عالم ، مى ترسم كه چيزهايى مى گويد كه مى پسنديد و كارهايى مى كند كه نمى پسنديد.