عدل 6 - مساله قضا و قدر

مساله قضا و قدر يكى از مباحث بسيار مهم كلامى است . اين مساله با آنچه كه امروزه به «سرنوشت» معروف است , ارتباط نزديكى دارد و نه تنها ذهن فيلسوفان و متكلمان را به خود مشغول داشته, بلكه يكى از مسائل اساسى در زندگى هر انسانى است.
از اين رو, بحث سرنوشت, از ديرزمان, جايگاه خاصى در ادبيات ملل گوناگون داشته و دستمايه شاعران و داستان سرايان و ... براى خلق آثار بزرگ بوده است . البته , طبيعى است كه متالهان و خدا باوران مساله سرنوشت را در ارتباط با علم و اراده الهى تفسير مى كنند, اما ملحدان آن را در چارچوب حتميت هاى برخاسته از علل و اسباب مادى محصور مى سازند.
به هر ترتيب , اصل مساله قضا و قدر از مسلمات عقايد اسلامى است و چندان در كتاب و سنت فراوان از آن سخن گفته شده كه هيچ جاى انكار و اختلافى باقى نمانده است . با اين حال, همان گونه كه اشاره خواهيم كرد, در تفسير اين اصل مهم اعتقادى بين طوايف مختلف اسلامى, اختلافاتى به چشم مى خورد.

معناى قضا و قدر
واژه «قدر» به معناى حد و اندازه و مقدار شى است براى واژه «قضا» نيز معانى گوناگونى گفته شده است, كه در اين ميان مى توان به حكم , قطعيت و فيصله دادن اشاره كرد.
اين دو واژه و برخى مشتقات آن, در آيات و روايات متعددى به كار رفته است كه در ادامه , پاره اى از آنها را نقل خواهيم كرد.
اقسام قضا و قدر
براى روشن شدن فضاى بحث, مى توان قضا و قدر را به دو دسته تقسيم كرد: قضا و قدر علمى; و قضا و قدر عينى .
همچنين در يك تقسيم بندى ديگر, قضا و قدر در دو دسته فردى و عمومى جاى مى گيرند.
ما بحث را با «قضا و قدر علمى» پى مى گيريم و سپس به اقسام ديگر مى پردازيم.
قضا و قدر علمى
مقصود از قدر يا تقدير علمى آن است كه خداوند پيش از آفرينش هر شيئى به خصوصيات و حدود و اوصاف آن, علم دارد. اين خصوصيات در مجردات, به ويژگيهاى ذاتى و ماهوى آنها مربوط مى شود و در موجودات مادى, علاوه بر ويژگيهاى ذاتى, شامل مختصات زمانى, مكانى, ابعاد, مقادير و... مى گردد. بنابراين, خدا از ازل مى داند كه هر يك از مخلوقات او داراى چه ويژگيها و اوصافى اند.
مقصود از قضاى علمى نيز آن است كه خداوند از ضرورت وجود اشيا  در ظرف تحفق علل آنها آگاه است; يعنى, خدا از ازل مى داند كه هر يك از اشيا در شرايط خاصى و تحت تاثير اسباب و علل خاصى موجود مى شوند.
بنابراين, مى توان گفت كه علم پيشين خداوند به خصوصيات اشيا و ضرورت وجود آنها, همان قدر و قضاى علمى است .
با توجه به تفسيرى كه از قضا و قدر علمى ارائه گرديد, معلوم مى شود كه قضا و قدر (به اين معنا) به علم الهى باز مى گردند و از شاخه هاى صفت ((علم)) به شمار مىآيند. بر اين اساس, خداوند مى داند كه هر شيئى, با چه خصوصيات و اوصافى و در چه شرايطى پا به عرصه وجود مى گذارد و چگونه به هستى خويش ادامه مى دهد و اين همان حقيقتى است كه گاه از آن به ((سرنوشت)) ياد مى كنند.
قضا و قدر عينى
مقصود از قدر عينى, تعيين و تحديد خصوصيات و اوصاف ذاتى و عرضى موجودات از سوى خداوند است و مقصود از قضاى عينى آن است كه خداوند ضرورت وجود را به مخلوقات خويش اعطا مى كند و از طريق نظام اسباب و علل, وجود آنها را تعين مى بخشد.  به عبارت ديگر, هر موجود ممكن داراى دو جنبه است:
1ـ اصل وجود آن كه در نظام على, ضروت و قطعيت يافته است .
2ـ خصوصيات ويژگيها و اوصاف آن.
و مفاد قضا و قدر عينى آن است كه اين دو جنبه, از سوى خدا و به اراده و مشيت اوست .
با توجه به معناى قضا و قدر عينى, چند نكته روشن مى شود:
1ـ بر خلاف قضا و قدر علمى, قضا و قدر عينى بر وجود اشيا مقدم نيست, بلكه با آن همراه است .
2ـ قضا و قدر عينى از شئون خلق و ايجاد خداوند است و مى توان آن را به صفت ((خالقيت)) باز گرداند.
3ـ تقدير عينى هر شى بر حسب مرتبه وجود آن متفاوت است بر اين اساس, تقدير مجردات عبارت است از تعيين حدود ذاتى و ماهوى آن, ولى در ماديات, تعيين شرايط زمانى و مكانى و خصوصيات كيفى و كمى و اوصاف عرضى مانند زيبايى, سلامتى و... در حوزه تقدير قرار مى گيرند.
سرنوشت و اختيار
يكى از مهمترين مسائلى كه در ارتباط با قضا و قدر مطرح مى شود, نسبت آن با اختيار انسان است. قضا و قدر علمى مقتضى آن است كه خداوند از پيش بداند كه اعمال آدمى با چه خصوصياتى و در چه شرايطى واقع مى شوند. همچنين, براساس قضا و قدر عينى, اراده الهى در شكل گيرى اعمال انسان و تعيين يافتن آن دخالت دارد. با توجه به اين مطلب, گروهى مى پندارند كه قضا و قدر الهى با اختيار انسان ناسازگار است, و لازمه اعتقاد به اين اصل آن است كه آدمى در پهنه هستى, به جاى بازيگرى, تماشاگرى بى اختيار باشد كه صرفاً نظاره گر حوادث و امورى است كه از پيش, قلم تقدير و سرنوشت حتميت آن را رقم زده است. به اين ترتيب, اعتقاد به قضا و قدر به صورت يكى از عوامل جبرگرايى درآمده است و بسيار جاى تعجب است كه به رغم تاكيد فراوان قرآن بر اختيار و مسئوليت انسانها و پاسخگويى صريح آن به استدلالات جبرگرايانه مشركان ملاحظه مى كنيم كه جمعى از مسلمانان, كه گاه آنان را «قدريه» مى نامند.  اعتقاد به قضا و قدر الهى را مستلزم سلب اختيار از انسان دانسته اند.
چكيده پاسخ ما به پندار فوق آن است كه قضا و قدر علمى خداوند به افعال انسان, به صورت مطلق, تعلق نمى پذيرد, بلكه متعلق قضا و قدر, عمل انسان با تمام خصوصيات آن است كه از جمله مى توان به اختيارى بودن آن و تاثير اراده و قدرت انسان در وقوع آن اشاره كرد بنابراين, خداوند از ازل مى داند كه انسان با بهره گيرى از اختيار خود, اعمال خاصى را انجام مى دهد و بديهى است كه در اين صورت, نه تنها علم خداوند و قضا و قدر علمى او با اختيار انسان منافاتى ندارد, بلكه آن را تاكيد مى كند. حاصل آنكه, علم خداوند به صدور فعل (معلول) از فاعل (علت) آن, با حفظ تمام خصوصيات موجود در فاعل (علت), تعلق مى پذيرد. بنابراين, اگر فاعلى فاقد شعور و اختيار باشد (مانند آتش كه منشا حرارت مى شود), علم الهى به صدور فعل آن به نحو غير اختيارى تعلق مى پذيرد; يعنى خداوند از ازل مى داند كه فلان آتش در زمان و مكان خاصى, به صورت غير اختيارى منشا ايجاد حرارت مى شود (يا به تعبير ديگر, فعل «حرارت» از او صادر مى شود). اما اگر فاعلى داراى شعور و اختيار باشد (مانند انسان در افعال اختيارى خويش), آنچه از سوى خدا مقدر شده و قضاى الهى به وقوع آن تعلق پذيرفته, آن است كه فاعل مذكور با اختيار و گزينش آزاد خويش افعال خود را انجام دهد.
درباره قضا و قدر عينى نيز پاسخ مشابهى وجود دارد: تاثير قضا و قدر عينى خداوند در وقوع افعال بندگان, به صورت مستقيم و مباشر نيست, بلكه اين تاثير از مسير اسباب و علل و در چارچوب نظام على عالم تحقق مى پذيرد و از آنجا كه اراده انسان يكى از مبادى على افعالى اختيارى اوست, قضا و قدر (در مورد افعال اختيارى) از مجراى اراده و اختيار انسان تاثير مى گذارد. بنابراين, تعيين خصوصيات افعال اختيارى (تقدير عينى) و تعين بخشيدن و ايجاب آن (قضاى عينى) به هيچ وجه مستلزم طرد و سلب اختيار نيست, بلكه با آن همراه است و از مجراى آن گذر مى كند.
قضا و قدر عمومى
آنچه در بالا به آن اشاره شد, قضا و قدرى است كه به موجودات خاص تعلق مى پذيرد. امام مى توان قضا و قدر عينى را به معناى ديگرى نيز به كار برد كه به قوانين و سنن كلى الهى كه درباره افراد و جوامع جريان دارند, اختصاص مى يابد. بر اين اساس, خداوند در علم ازلى خويش, سنتهاى خاصى را با ويژگيها و احكام خاص, مقرر فرموده و آن را در پهنه هستى يا در بستر تاريخ و جامعه انسانى جارى ساخته است. براى مثال, قانون عمومى عليت يكى از سنتهاى عام الهى است كه متعلق قضا و قدر الهى قرار گرفته است .
قضا و قدر در قرآن و سنت
همانگونه كه گفتيم, آيات و رواياتى فراوانى به مساله قضا و قدر پرداخته اند و ما در اينجا, به نقل موارد اندكى اكتفا مى كنيم:
در پاره اى روايات, به معناى «قضا») و «قدر» اشاره شده است. براى نمونه در حديثى از امام رضا (ع) آمده است:
هى الهندسه و وضع الحدود من البقا و الفنا. و القضا هو الابزام و اقامه العين.
قدر عبارت است از اندازه گيرى و تعيين حدود (اشيا) از جهت بقا و فنا, و قضا محكم كردن است و بر پاداش ذات (و ايجاد آن).
در حديث ديگرى از امام رضا (ع) آمده است كه:
هو الهندسه من الطول و العرض و البقا. ثم قال (ع): ان الله اذا شا شيئاً اراده و اذا ازاده قدره و اذا قدره قضاه و اذا قضا امضاه.
قدر عبارت است از اندازه گيرى از جهت طول و عرض (اشيا) و (مدت) بقا. پس فرمود: همانا خداوند وقتى چيزى را بخواهد, آن را اراده مى كند و چون آن را اراده كند, مقدر مى گرداند و چون مقدرش گردانيد, قضاى الهى به آن تعلق مى پذيرد و در اين حال, (اصل وجود و كيفيت اوصاف) آن را امضا مى كند.
در قرآن كريم, آيات فراوانى وجود دارد كه از قضا و قدر علمى خداوند حكايت مى كنند در اين آيات, معمولاً از علم خداوند با لفظ ((كتاب)) تعبير شده است.
براى نمونه, آيات زير را از نظر مى گذارنيم:
و ما كان لنفس ان تموت الا باذن الله كتاباً موجلاً (آل عمران: 145)
و هيچ نفسى جز به فرمان خدا نمى ميرد. (خداوند مرگ را) به عنوان سرنوشتى معين (مقرر كرده است).
و الله خلقكم من تراب ثم من نطفه ثم جعلكم ازواجاً و ما تحمل من انثى ولا تضع الا بعلمه و ما يعمر من معمر ولا ينقص
من عمره الا فى كتاب ان ذلك على الله يسير (فاطر: 11)
و خدا (سست كه) شما را از خاكى آفريد, سپس از نطفه اى, آنگاه شما را جفت جفت گردانيد, و هيچ موئنثى باردار نمى شود و وضع حمل نمى كند مگر به علم او و هيچ سالخورده اى عمر دراز نمى يابد و از عمرش كاسته نمى شود, مگر آنكه در كتاب (مندرج) است. در حقيقت, اين (كار) بر خدا آسان است .
ما اصاب من مصيبه فى الارض ولا فى انفسكم الا فى كتاب من قبل ان نبراها ان ذلك على الله يسيره (حديد: 22)
هيچ مصيبتى نه در زمين و نه در نفسهاى شما نرسد, مگر آنكه پيش از آنكه آن را پديد آوريم, در كتاب است. اين (كار) بر خدا آسان است .
در آيات ديگرى به قضا و قدر عينى خداوند اشاره شده است در بيان قضاى عينى مى توان به آيات زير استشهاد كرد:
فقضاهن سبع سماوات فى يومين و اوحى فى كل سما امرها (فصلت: 12)
پس آنها را (به صورت) هفت آسمان, در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانى كار (مربوط به) آن را وى فرمود.
هو الذى خلقكم من طين ثم قضى اجلاً (انعام: 2)
اوست كسى كه شما را از گل آفريد آنگاه مدتى را (براى عمر شما) مقرر داشت.
و اذا قضى امراً فانما يقول له كن فيكون (بقره: 117)
و چون كارى را مقرر كند (و اراده نمايد), فقط مى گويد: (موجود) باش. پس (فوراً موجود) مى شود.
آيات زير نيز بر تقدير عينى خداوند دلالت دارند:
الذى خلق فسوى # والذى قدر فهدى (اعلى: 2 و 3)
همان كه آفريد و هماهنگى بخشيد و آنكه اندازه گيرى كرد و راه نمود.
من نطفه خلقه فقدره (عبس: 19)
او را از نطفه اى آفريد پس او را اندازه گيرى كرد.
انا كل شى؟ خلقنا بقدر(قمر: 49)
همانا ما هر چيزى را به اندازه (معين) آفريديم.
قرآن در مورد قضا و قدر عمومى, به معناى تعيين و اجراى سنن كلى, در آيات متعددى سخن گفته است كه به ذكر چند مورد اكتفا مى كنيم:
ان الله لايغير ما بقول حتى يغيروا ما بانفسهم (رعد: 11)
در حقيقت, خدا حال قومى را تغيير نمى دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند.
و اذ تاذن ربكم لئن شكرتم لا زيدنكم و لئن كفرتم ان عذابى لشديدً (ابراهيم: 7)
و آنگاه كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر واقعاً سپاسگزارى كنيد, (نعمت) شما را افزون خواهم كرد و اگر ناسپاسى نماييد, قطعاً عذاب من سخت خواهد بود.
و من يتق الله يجعل له مخرجاً # و يرزقه من حيث لا يحتسب (طلاق: 2 و 3)
و هر كسى از خدا پروا كند, براى او راه بيرون شدنى (از مصائب و سختيها) قرار مى دهد و از جايى كه حسابش را نمى كند, به او روزى مى رساند.
مساله قضا و قدر در روايات پيامبر اكرم (ص) و اهل بيت گرامى (ع) از جهات گوناگونى مورد توجه قرار گرفته است  گروهى از روايات بر اهميت و ضرورت اعتقاد به اين اصل تاكيد ورزيده اند. براى مثال, از پيامبر خدا (ص) روايت شده است كه فرمود:
لا يومن عبد حتى يومن باربعه: حتى يشهد ان لااله الاالله وحده لا شريك له, و انى رسول الله بعثنى بالحق و حتى يومن بالبغث بعد الموت و حتى يومن بالقدر.
هيچ بنده اى ايمان (حقيقى) نياورد مگر آنكه به چهار چيز موئمن شود: شهادت بدهد كه غير از خداوند يكتا معبود ديگرى نيست و اينكه من پيامبر خدايم و مرا به حق مبعوث داشته است و به رستاخيز پس از مرگ ايمان آورد و به تقدير الهى مومن گردد.
همان گونه كه ملاحظه مى شود, پيامبر اكرم (ص) ايمان به تقدير الهى را در كنار ايمان به توحيد و نبوت و معاد آورده است و اين مطلب, از اهميت زايد الوصف اين اصل اعتقادى حكايت مى كند.
در پاره اى سخنان اهل بيت (ع) نيز بر دشوارى درك حقيقت قضا و قدر تاكيد شده است. اميرموئمنان (ع) در پاسخ به كسى كه درباره قضا و قدر پرسيده بود, فرمود:
طريق مظلم فلا تسلكوه و بحر عميق فلا تلجوه و سر الله فلا تتكلفوه.
راهى است تاريك, پس در آن گام نزنيد و دريايى است ژرف, پس در آن داخل نشويد و سر خداوند است, پس خويش را (براى فهم حقيقت آن) به زحمت نيندازيد.
از آنجا كه امامان معصوم (ع) خود در روايات ديگرى تا حدى به توضيح و تبيين قضا و قدر پرداخته اند, بايد گفت كه مقصود امام (ع) آن است كه هر چند مى توا برخى جوانب و احكام اين بحث را درك كرد, ولى فهم كنه آن ـ به ويژه براى عموم مردم ـ ميسر نيست.
در دسته اى از روايات نيز تلازم تقدير الهى با جبر انگارى و سلب اختيار به شدت رد شده است. در روايتى از رسول اكرم (ص) مى خوانيم:
سياتى زمان على امتى يوئولون المغاصى بالقضا اولئك بريئون منى و انا منهم برا.
به زودى زمانى بر امت من خواهد گذشت كه گناهان (خود) را با قضا توجيه مى كنند (و آنان را ناشى از تقدير الهى مى دانند) آنان از من دورند و من نيز از آنان برائت مى جويم.
از اميرموئمنان على (ع) نيز در پاسخ به پرسشى درباره قضا و قدر فرمود:
ولا تقولول وكلهم الله الى انفسهم فتو هنوه ولا تقولوا اجبرهم على المعاصى فتظلموه ولكن قولوا الخير بتوفيق الله والشر بخذلان الله و كل سابق فى علم الله.
و نگوييد: «خداوند بندگانش را به حال خودشان واگذاشته است» زيرا اين سخن اهانتى است به خداوند و نگوييد: «آنان را بر انجام گناهان مجبور ساخته است زيرا اين سخن, ظلمى است به خداوند. بلكه بگوييد: »خير و نيكى در اثر توفيق الهى و شر و بدى در اثر سلب توفيق است».  خدا از پيش, همه (اعمال) را مى داند.
____________________________
سعيدى مهر, كلام اسلامى, ج 1

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ویژه نامه امام حسین علیه السلام

مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

loading...
@sibtayn_fa

نسخه اندرویدی کتاب العروة الوثقي والتعليقات عليها

 

کوتاه و شنیدنی

تنها روضه ای که امام حسین( علیه السلام) آن را قبول کرد

مدت زمان فايل :7 دقيقه و 09 ثانيه

حجم فایل : 2.88 مگا بایت

به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم

بلبل سه ساله حسین علیه السلام

مدت زمان فايل : 5 دقيقه و 46 ثانيه

حجم فایل : 1.40 مگا بایت

حکایت اسارت و مصائب دخت سه ساله ابا عبدالله علیه السلام

گفت : امام را به علی اکبرش قسم بده

مدت زمان فايل : 2 دقيقه و 53 ثانيه

حجم فایل : 769 کیلو بایت

ذکر خاطرای از مرحوم آیت الله مرعشی نجفی

چگونه عمل یک جوان باعث شادی امام حسین علیه السلام شد؟

مدت زمان فايل : 3 دقيقه و 19 ثانيه
حجم فایل : 1.03 مگا بایت
حکایتی از کار پسندیده جوانی که باعث شد امام به استقبالش

حکایتی از شمرخوان تعزیه امام حسین علیه السلام پس از مرگ

مدت زمان فايل : 3 دقيقه و 34 ثانيه
حجم فایل : 1.10 مگا بایت
حکایت از اینکه هرکس به هر اندازه که میتواند خود در

وعده امام صادق علیه السلام به مومنی که برای امام حسین علیه السلام بغض کرد

مدت زمان فايل : 2 دقيقه و 45 ثانيه
حجم فایل : 731 کیلو بایت
حکایت از شخصی که نمی توانست به زیارت قبر امام حسین علیه

تاج افتخار برای حرّ ابن یزید ریاحی

مدت زمان فايل : 4 دقيقه و 36 ثانيه

حجم فایل : 3.77 مگابایت

برادران حضرت عباس(ع) جان فدای امام حسین (ع)

مدت زمان فايل : 49 ثانيه

حجم فایل : 765 کیلو بایت

جُون غلام ابوذر خود را وقف اهل بیت (ع) کرده بود

مدت زمان فايل : 1 دقيقه و 18 ثانيه

حجم فایل : 1.13 مگا بایت

نمونه صبر و ایثار

مدت زمان فايل : 4 دقيقه و 39 ثانیه
حجم فایل : 1.14 مگا بایت
حکایت حضور پیدا کردن پسران حضرت زینب سلام الله علیهم و

دو طفل شهید روز عاشورا

مدت زمان فايل : 5 دقيقه و 9 ثانیه
حجم فایل : 1.19 مگا بایت
حکایت تشنگی اطفال کاروان اهل بیت علیهم السلام در صحرای

آیینه تمام نمای پیامبر صلی الله علیه و آله

مدت زمان فايل : 5 دقيقه و 56 ثانیه

حجم فایل : 1.40 مگا بایت

حکایتی از اخلاق و رفتار حضرت علی اکبر علیه السلام

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها دستم را گرفت !

مدت زمان فايل : 13 دقيقه و 59 ثانیه
حجم فایل : 3.28 مگا بایت
حکایتی شنیدنی از توبه جوان گناهکار در شب عاشورا و حمایت

قاسم ابن الحسن نوجوان دلاور

حجت الاسلام رفیعی

 

مدت زمان فايل : 2 دقيقه و 44 ثانيه

إن تنکرونی فأنا ابن الحسن (ع)

امام حسین (ع) چشم به راه حبیب ابن مظاهر اسدی

حجت السلام هاشمی نژاد

مدت زمان فايل : 4 دقيقه و 10 ثانيه

حبیب ابن مظاهر آرزوی شرکت در مجالس روضه را دارد

عبد الله ابن حسن (ع) سپر بلای عمو

حجت الاسلام بندانی


 
مدت زمان فايل : 4 دقيقه و 15 ثانيه
حکایت جان فدایی نوجوان یازده ساله امام حسن علیه

چرا به حضرت عباس علیه السلام باب الحوائج میگویند ؟

حجت الاسلام هاشمی نژاد


 
مدت زمان فايل : 5 دقيقه و 41 ثانيه
ذکر کرامتی از کرامات حضرت ابوالفضل عباس علیه

Previous Next

روزشمارتاریخ اسلام

1 محرّم الحرام

 ١ محرّم الحرام ١ ـ آغاز ايّام حزن آل محمد(علیهم السلام)٢ ـ حادثه شعب ابیطالب٣ ـ اولین جمع...


ادامه ...

2 محرّم الحرام

٢ محرّم الحرام ورود كاروان حسینی به كربلابنا بر مشهور در روز دوم محرم سال 61 هـ .ق....


ادامه ...

3 محرّم الحرام

 ٣ محرّم الحرام ١ـ دعوت جهانی اسلام توسط پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)٢ـ نامه‌ امام حسین (علیه...


ادامه ...

4 محرّم الحرام

٤ محرّم الحرام سخنرانی عبید الله بن زیاد در مسجد كوفهعبید الله بن زیاد حاكم كوفه برای این...


ادامه ...

6 محرّم الحرام

١ـ یاری خواستن حبیب بن مظاهر از بنی اسد٢ـ اولین محاصره آب فرات1ـ یاری خواستن حبیب بن...


ادامه ...

7 محرّم الحرام

 ٧ محرّم الحرام ممنوعیت استفاده از آب فرات برای كاروان امام حسین(علیه السلام)بعد از آنكه عبیدالله بن زیاد،...


ادامه ...

8 محرّم الحرام

ملاقات امام حسین(علیه السلام) با عمر بن سعد در كربلاامام حسین(علیه السلام) به هیچ وجه راضی به...


ادامه ...

9 محرّم الحرام

١ ـ محاصره خیمه‌های امام حسین(علیه السلام) در كربلا٢ ـ رد امان نامه شمر توسط حضرت ابوالفضل...


ادامه ...

10 محرّم الحرام

١ـ عاشورای حسینی٢ـ وفات حضرت امّ سلمه (سلام الله علیها)٣ـ هلاكت عبیدالله بن زیاد٤ـ قیام حضرت مهدی...


ادامه ...

11 محرّم الحرام

١ـ حركت كاروان اسیران از كربلا٢ـ برگزاری مجلس ابن زیاد ملعون1ـ حركت كاروان اسیران از كربلاعمربن سعد...


ادامه ...

12 محرّم الحرام

١ـ دفن شهدای كربلا٢ـ ورود کاروان اسرای کربلا به كوفه٣ـ شهادت امام سجاد‌(علیه السلام)1ـ دفن شهدای كربلاروز...


ادامه ...

13 محرّم الحرام

١ـ اسرای اهل بیت‌(علیهم السلام) در مجلس ابن زیاد٢ـ نامه عبیدالله بن زیاد به یزید٣ـ شهادت عبدالله...


ادامه ...

15 محرّم الحرام

 ورود نمایندگان طایفه «نَخَع» به مدینه و پذیرش دین اسلامرسول گرامی اسلام‌(صلی الله علیه و آله) در...


ادامه ...

19 محرّم الحرام

حركت كاروان اسیران كربلا از كوفه به طرف شام یزید ملعون در جواب نامه عبیدالله بن زیاد به...


ادامه ...

20 محرّم الحرام

مراسم عروسی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)بنا بر قول مشهور شب بیست و یكم محرم سال...


ادامه ...

25 محرّم الحرام

١ـ شهادت سيّد الساجدین علی بن الحسین‌(علیهما السلام)٢ـ قتل «محمد امین» به دستور برادرش «مأمون»1ـ شهادت سيّد...


ادامه ...

26 محرّم الحرام

١ـ شهادت علی بن الحسن المثلث‌٢ـ محاصره شهر مكه و سنگ باران كعبه توسط سپاه یزید1ـ شهادت...


ادامه ...

28 محرّم الحرام

١ـ رحلت حذیفه بن یمان٢ـ ورود كاروان اسرای اهل بیت‌(علیهم السلام) به بعلبك٣ـ تبعید امام جواد‌(علیه السلام)...


ادامه ...
01234567891011121314151617

* کلیپهای بیشتر

* کلیپهای بیشتر

* کلیپهای بیشتر

انتشارات مؤسسه جهانی سبطين عليهما السلام
  1. كتابخانه
  2. کلیپ های تصویری
  3. سخنرانی
  4. آرشيو صوتی
  5. مداحی محرم

قرآن كريم














ویژه نامه محرم الحرام



























گالری تصاویر حرم امام حسین علیه السلام

سلام ، برای ارسال سؤال خود و یا صحبت با کارشناس سایت بر روی نام کارشناس کلیک و یا برای ارسال ایمیل به نشانی زیر کلیک کنید[email protected]

تماس با ما
Close and go back to page