آيا زهرا در قيام خود شكست خورد؟

(زمان خواندن: 3 - 5 دقیقه)

قيام زهرا (ع) به معنايى شكست خورد و از جهات ديگرى، به پيروزى رسيد. از اين نظر كه نتوانست بنيان حكومت خليفه را، با حمله كوبنده اى كه در روز دهم رحلت پيامبر (ص)، متوجه آن ساخت، براندازد شكست خورد. البته ما نمى توانيم تمام عواملى را كه در اين شكست، موثر افتاد، روشن كنيم اما مى دانيم كه شخصيّت خليفه- ابوبكر- مهمترين عامل بود، چون او از فوت و فن سياستبازى، بهره ى كافى داشت، و با تردستى خاصى، با مساله روبرو شد. نمونه اى از اين سياست را در سخنانش در برابر زهرا (ع)، و پس از آن با انصار، مى بينيم. قضيّه چنين بود كه بعد از اين كه فاطمه بزرگ، خطبه ى خود را در مسجد به پايان برد، چنان مى نمود كه از رقّت و دلسوزى نسبت به زهرا (ع) مى سوزد و مى گدازد. در حالى كه پس از خروج آن بزرگ زن از مسجد، آتش خشم خليفه زبانه كشيد، و بى شك اسير شعله ى غصب خود شد كه گفت:
«اين هياهو چيست؟ هر كس سخن و آرزويى دارد! او روباهى است كه دم او شاهد اوست...» و ما همه ى سخنان او را قبلا گفته ايم. اين دگرگونى انقلاب از آن هه نرمى و ملايمت، به اين خشم تند و سركش، مقدار استيلاى هنرمندانه ى او را بر حواس و مشاعر، و توانايى او را در همسازى با شرايء و ايفاى نقش به تناسب موقعيت، مى نماياند.
اما از نظر ديگر مبارزه ى زهرا (ع) پيروز شد، او حق را به قوه اى قاهر مجهز كرد، و طاقت جديدى به توان آن افزود، كه تا جاودان در ميدان مبارزات مذهبى پايدار بماند، و اين پيروزى را، هم در طول حركت خود نشان داد، و هم در سخنان احتجاج گونه اش با صديق و فاروق، به هنگامى كه با حالتى خاص به ديدارش آمده بودند، بيان كرد.
او گفت: «اگر حديثى از رسول خدا (ص) برايتان نقل كنم، خواهيد پذيرفت و به آن عمل خواهيد كرد؟»
گفتند: «آرى»
گفت: «شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا از رسول خدا- صلى الله عليه و آله و سلم- نشينديد كه فرمود: «خشنودى فاطمه خشنودى من و خشم فاطمه خشم من است. هر كس فاطمه را دوست بدارد مرا دوست دارد، و هر كس فاطمه را بر سر خشم آورد مرا به خشم آورده است»؟ [عبارات متعددى در همين معنى، از رسول خدا (ص) وارد شده است. چنان كه در صحاح آمده است كه به فاطمه فرمود: ان الله يغضب لغضبك و يرضى لرضاك: خداوند با غضب تو غضبناك و با رضايت تو خشنود مى شود. و نيز فرمود: فاطمه منّى يريبنى ما را بها و يؤذينى ما اذاها: فاطمه پاره ى تن من است هر چه او را مضطرب كند مرا نگران مى سازد و مرا آزرده مى كند هر چه او را آزار دهد. صحيح بخارى ج 5 ص 274، صحيح مسلم ج 4 ص 261، مستدرك حاكم ج 3 ص 154، ذخائرالعقبى ج ص 39، الصواعق ص 105 مسند احمد ج 4 ص 328، جامع الترمذى ج 2 ص 219، و اب ماجه ج 1 ص 216.]
گفتند: «آرى اين سخنان را از رسول خدا شنيده ايم».
گفت: «من خدا و فرشتگانش را به شهادت مى طلبم كه شما دو نفر مرا آزرده و خمشگين ساخته ايد و هرگز در صدد رضايت من نبوده ايد. آن گاه رسول خدا را ملاقات كنم، در پيش او از شما شكايت خواهم كرد» [صحيح بخارى ج 5 ص 5، ج 6 ص 196، و صحيح مسلم ج 2 ص 72 و مسند احمد ج 1 ص 6 و تاريخ طبرى ج 3 ص 202 و كفايت الطالب ص 226 و سنن البيهقى ج 6 ص 300.]
اين حديث براى ما روشن مى كند كه او (ع)، پيوسته در اعتراض خود پاى مى فشرد، و خشم و غصب خود را نسبت به آنان آشكار مى كرد، تا بالاخره در منازعه ى خود به نتيجه اى برسد. نتيجه اى كه اكنون، بر آن نيستيم كه به بررسى دقيق آن بپردازيم و نظر خاصى را بدست دهيم. زيرا علاوه بر اين كه از موضوع بحث، خارج است، كار خليفه را نيز بيش از اين مى دانيم كه با او، در چنين مناقشه اى وارد شويم. قصد ما در حال حاضر اين است كه افكار زهرا (ع) و وجهه ى نظر او را تا حد ممكن روشن كنيم.
زهرا (ع) يقين داشت كه در مبارزه ى خود پيروزى بزرگى را كسب كرده است. اما پيروزى او، پيروزى عقيدتى و دينى بود- و نه مثلا پيروزى نظامى- به نظر من پيروزى او، در اين بود كه ثابت كرد صديق شايسته ى غضب خدا و رسول اوست زيرا كسى را به خشم آورده، و دل و جان كسى را آزرده بود كه بنا به نصّ حديث نبوى صحيح، خدا و رسولش با غضب او غضبناك مى شدند و با خشم او خشمگين مى گردند و از اين رو نمى تواند به خلافت خدا و جانشينى رسولش زمامدار مسلمين باشد، در پايان اين بحث آياتى از كلام الهى را، كه مؤيد اين معنى است نقل مى كنيم: و ما كان لكم ان توءذوا رسول الله و لا تنكحوا ازواجه من بعده ابدا ان ذلكم كان عند الله عظيما:
«و نبايد هرگز رسول خدا را بيازاريد و نه پس از وفات هيچگاه زنانشان را به نكاح خود درآوريد كه اين كار نزد خدا (گناهى) بسيار بزرگ است. احزاب /53.
ان الذين يوذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنيا والاخره و اعد لهم عذابا مهينا:
«آنان كه خدا و رسول را به عصيان و مخالفت آزار و اذيت مى كنند خدا آنان را در دنيا و آخرت لعن كرده، و بر آنان عذابى با ذلّت و خوارى مهيّا ساخته است.» احزاب /57.
يا ايها الذين آمنوا لا تتولوا قوما غضب الله عليهم:
«الا اى اهل ايمان! هرگز قومى را كه خدا بر آنان غضب كرده يار و دوستدار خود مگيريد.» ممتحنه /13. و من يحلل عليه غضبى فقد هوى:
«و هر كس مستوجب خشم من گرديد همانا خوار و هلاك خواهد شد.» طه /81.